X
تبلیغات
رایتل

دانستنی های زندگی
دانستنی های تغذیه،خانه داری،روان شناسی،زناشویی ،تربیتی ،علمی و.... 
قالب وبلاگ



پانزده ثروت واقعی

1 نگرش مثبت
2 ارتباط موثر
3 ادب
4 یادگیری مادام العمر
5 انضباط شخصی
6 تندرستی واقعی
7 آرامش خاطر
8 خلّاقیّت
9 عشق ورزیدن به کار
10 داشتن برنامه و هدف
11 داشتن قلب و زبان شاکر
12 درک دیگران
13 استفاده موثّر از زمان
14 بخشندگی
15 اعتماد به نفس.


اندیشه های ناب

[ سه‌شنبه 25 مهر‌ماه سال 1396 ] [ 09:49 ق.ظ ] [ سیدعلیرضاشفیعی مطهر ]

دانی که چرا دار مکافات شدیم؟


دیشب فرصتی دست داد فیلمی رابا نام پزشک مشاهده کنم ،پزشک اسم یک فیلم آلمانی است .
داستان فیلم مربوط به هزار سال پیش، سال 1021میلادی در قرون وسطی که اروپا در جهل و بیماری به سر می برد.
فیلم قلب لندن را نشان می دهد که مردم با فقر، آلودگی و بیماری دست و پنجه نرم می کنند و تنازع بقاء در جریان است.
هیچ کس از طبابت چیزی نمی داند.
فقط سلمانی های دوره گرد (آرایشگران)، اندکی کارهای طبی درحد کشیدن دندان، جا انداختن استخوان و قطع انگشتان سیاه شده و میزان زیادی اوراد و خرافه به جای درمان به خورد مردم می دهند.
سلمانی دوره گردی باگاری که در آن زندگی می کند‌ به محله ای در لندن آمده است.
مادری بیوه که سه فرزند کوچک دارد ، دچار حصبه می شود .
بچه (جسی) به دنبال سلمانی «طبیب» می رود و او اصلا بر بالین مریض نمی آید و می گوید این درد درمان نمی شود.
مادر می میرد و کودک یتیم به همان سلمانی پناه می برد، چون گمان می‌کند از طبابت چیزی می داند.
چند سال بعد  «سلمانی» دچار آب مروارید می شود و بینایی اش را از دست می دهد.
جسی او را نزد یک کحّال یهودی می برد.
کحّال او را عمل جراحی آب مروارید می کند و چشمانش شفا می یابد.
جسی می پرسد: چنین طبابت شگفتی را چگونه و از کجا آموختی؟
کحّال می‌گوید: از بزرگ ترین دانشمند کره زمین ! 

جسی می گوید: هر طور که هست باید به افتخار شاگردی او نایل شوم.
کجاست؟ نامش چیست؟
کحّال می گوید: نامش«ابن سینا» ست و تو باید به اصفهان بروی.
جسی با مصایب بی شمار و خطر کردن جان، خود را به اصفهان می رساند.
آنجا با شهری مواجه می شود که بر خلاف لندن ، عظیم و مدرن است.
برج و بارو دارد و ابوعلی سینا در یک مسجد بزرگ که رواق های فراخ دارد ، صبح ها طب درس می دهد.
عصرها فلسفه و شب ها بر بام مسجد درس نجوم و هیات.
جسی از این همه دانش و تمدن شگفت زده می شود.
شاید مهم ترین صحنه فیلم آنجاست که بوعلی به جسی می گوید : 

درباب عفونت گوش مقاله ای ارائه بده.
جسی از مسؤول کتابخانه می پرسد :کتابی در باب عفونت گوش وجود دارد؟
او جواب می دهد: آن قفسه را ببین.
وقتی جسی قفسه را باز می کند، می بیند پر از کتاب است.
می گوید :کدام کتاب مربوط به عفونت گوش است؟
مسئول کتابخانه می گوید: همه شان!
بیننده خود شاهد است زمانی که در قلب اروپا برای درمان بیماری ها به اوراد و جادو متوسل می شدند، در کتابخانه اصفهان یک قفسه کتاب فقط مربوط به عفونت گوش بوده است.
این تفاوت دانش در ایران و غرب یک هزار سال پیش از منظر یک فیلم صد در صد غربی است.....
هزار سال بعد ، اعلام شد که دو دانشگاه برتر ایران، شریف و تهران ، در رتبه حدود 600 رده‌ بندی دنیا جای گرفتند و جالب تر این است که  نظام آموزشی از کسب چنین رتبه ای ابراز شادمانی کرده است !!!
دانی که چرا دار مکافات شدیم؟
ناکرده گنه، چنین مجازات شدیم؟
کشتیم خرد؛ دار زدیم دانش را،
در بند و اسیر صد خرافات شدیم...

پایدار باشید مسعود میاحی

[ دوشنبه 24 مهر‌ماه سال 1396 ] [ 07:03 ق.ظ ] [ سیدعلیرضاشفیعی مطهر ]

کدام ورژن روحانی مورد نیاز جامعه است؟


[ یکشنبه 23 مهر‌ماه سال 1396 ] [ 07:21 ق.ظ ] [ سیدعلیرضاشفیعی مطهر ]

مشکلات علم در کشور ما


✳️ قسمتی از مقاله رسول جعفریان 

[ شنبه 22 مهر‌ماه سال 1396 ] [ 09:38 ق.ظ ] [ سیدعلیرضاشفیعی مطهر ]


[ پنج‌شنبه 20 مهر‌ماه سال 1396 ] [ 09:35 ق.ظ ] [ سیدعلیرضاشفیعی مطهر ]

1 2 3 4 5 ... 505 >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آرشیو مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 158132