محققان سنگاپوری در یک بررسی جدید ترکیبی را در چای سبز شناسایی کرده اند که در پیشگیری از بیماری پارکینسون نقش دارد.
در این تحقیقات مشخص شد که یک فرآیند فعال بین ترکیبی در چای سبز و نیز پروتئینی در بدن وجود دارد که می تواند سلول های مغزی را حفظ کرده و از ابتلا به پارکینسون پیشگیری نماید.
این ترکیب موجود در چای سبز به نام EGCG نوعی پروتئین در بدن با عنوان AMP کیناز را مورد هدف قرار می دهد و این فرآیند مانع از مرگ سلول های مغزی در برابر استرس و فشار می شود.
منبع : سیمرغ
اینجا همان بهشت موعود است؟
نامه منتشر شده در کانال سید ناصر نقویان که در کپنهاک پایتخت دانمارک بستری است.
مهراب عزیز. هنوز در بیمارستانم.
هر
روز در عجبم که این چه سری است که نامسلمانان بی نماز چقدر انسانند و
بیشتر در عجبم که چقدر مسلمانان سینه زن و روزه دار در تعریف بی خدایان می
گنجند!
امروز روز چهارم است بستریم. از بدو ورود چهره های خندان دیدم که گویا خدمت به همنوع را وظیفه غایی خود می دانند. این بیمارستان دولتی است با حقوق و دستمزد دولتی. امروز هوا گرم تر از روزهای دیگر بود. سه پرستار حوری صفت در سه ساعت متفاوت و بدون هماهنگی با دو حوله و یک دست لباس چون برف به اتاقم آمدند و گفتند یک دوش شاد تر و تازه ات کند! و اما دکتر. دیروز باید سی تی اسکن مغزی می شدم. دکتر خودش آمد و همراه با یک نفر از پورترهای بیمارستان تا اتاق اسکن آمد. بعد موقعی که داروی کنتراست وارد رگ ها می شد، دست من را فشرد و آنجا ماند تا اسکن تمام شد و گفت که بعدا همراه با جواب اسکن به دیدارم خواهد آمد. تا آخر وقت صبر کردم، اما نیامد. حدود ساعت ۱۱ و نیم شب که فشار خون می گرفتند، بیدار شدم و دیدم دکتر در حال معاینه است و کلی هم معذرت خواست که به علت یک بیمار اورژانسی نتوانسته زودتر به قولش وفا کرده و برای صحبت در مورد جواب اسکن به دیدارم بیاید.
این دکتر فوق تخصص بزرگوار، شش ماهه باردار است و علی رغم مرخصی با حقوق و مزایا که برای زائمان دارد، به مرخصی نرفته است. گفت جواب اسکن هیچ معضلی در مغز نشان نداده. من هم با خوشحالی پرسیدم که آیا می توانم فردا مرخص شوم؟ اجازه نداد و گفت: تا سلامت کامل باید بمانم.
اینجا
تلویزیون بزرگ نصب است و من از دیدن مسابقات فوتبال جام اروپا محروم
نیستم. از پنجره اتاق که در طبقه پنجم است، بیرون را نگاه می کنم، تا چشم
کار می کند، سبزی و طراوت و آرامش می بینم. بیمارستان از تمیزی برق می زند و
حتی می شود پا برهنه از سرویس دستشویی استفاده کرد. امید، شادی، زندگی،
عشق به همنوع از در و دیوار بیمارستان می بارد. دیشب نخ آلارم بالای سرم را
کشیدم که بلافاصله پرستار جوانی که اصلیتا نروژی است، بالای سرم پدیدار
شد. معذرت خواستم که نمی توانم مسواکم را پیدا کنم و خواهش کردم کمکم کند
(برای من کمی سخت بود که با وجود الکترودهایی که به سینه و شکمم وصل بود،
خم و راست شوم) لبخندی زد و رفت. فکر کردم که از خواهشم رنجیده، اما باز
خوشحال شدم از این که حداقل به من خارجی چیزی نگفت و رفت. اما چند دقیقه
بعد با یک مسواک نو و یک خمیردندان برگشت و با لبخند آن ها را روی میز من
گذاشت. باز هم از فکر ناصوابم شرمنده شدم. گفت که: حالا من از تو یک خواهش
دارم. گفتم که: از تو به یک اشاره، از ما به سر دویدن، در خدمتم. خواهشش
این بود که لطفا برای کاری که وظیفه اوست، از او معذرت خواهی نکنم!!
من شرمنده از مسلمانی، شدم آنجا به گوشه ای پنهان!
عجب! نه ادعایی، نه منتی، نه پزی!
چهار
روز است که دنبال پیدا کردن نقصی در بیمارستانم. به جان عزیزت قاصرم. به
جای این که از این همه زیبایی و وظیفه شناسی لذت ببرم، چهار روز است که حرص
می خورم. چرا ما که میراث داران خرد و تاریخی کهن به درازی تاریخ یونان و
روم هستیم و همچنین مدعی مرحمت ائمه اطهار و مفتخر به زیبندگی به گوهر
شریف اسلام، اما در مسلمانی به گرد این قوم غیر مسلمان نمی رسیم!!
بگویم
که بی اختیار به یاد مرگ پدر عزیزم افتادم که روزهای آخر زندگیش را در
بیمارستان رجایی کرج گذراند. پدر نازنینم در میان نکبت و کثافت بستری بود و
به دلیل وضعیت وخیمش اجازه جابه جایی اش را نمی دادند. چهار ساعت در محوطه
حیاط بیمارستان رجایی ایستادم. وقتی دکتر بیرون آمد، سلام دادم که اصلا
جواب نداد. از حال پدرم پرسیدم، از کنارم بدون جواب گذشت و به سمت ساختمان
اصلی بیمارستان تند قدم زد. مجبور شدم در حال سوال از او کنارش مثل یک پادو
بدوم. گفت :غروب بیا مطب در چهارراه طالقانی. گفتم: چشم. غروب رفتم مطب
دکتر و به منشی گفتم. گفت باید ویزیت بدهید که البته دادم و بعد هم زیر
میزی به خود دکتر دادم، یعنی خودش خواست و آخر هم به علت سهل انگاری کادر
پزشکی، پدر نازنینم فوت شد و پزشکی قانونی هم آن را علی رغم شکایت من و
اسناد انکار ناپذیر، نادیده گرفت.
مهراب
عزیزم، در دوگانگی عجیبی مانده ام. آیا خدا اینجا نیست؟ آیا به واقع این
قوم، برگزیدگان خدا نیستند؟ آیا ما واقعا اهل بهشتیم؟ یا فقط این چنین تصور
می کنیم؟ آیا بعد از مرگ، ما را بلافاصله راهی دورخ نخواهند کرد و این قوم
را راهی بهشت؟ اینجا هیچ زنی حجاب ندارد؛ اما هیچ مردی هم به خود اجازه
نمی دهد که نگاه چپ به یک زن بکند. مگر این که خود زن نیز بخواهد که رابطه
ای ایجاد شود و بگویم که آنچه که من دیده ام، اینجا روابط جز بر پایه عشق
نیست. آنچه که ما همیشه جسته ایم و نیافته ایم!
این همه پاکی مگر می شود؟ نکند اینجا همان بهشت موعود است؟ نمی دانم، واقعا!!
قرار
دادن برشی از خیار تازه و سیب زمینی می تواند محافل تیره چشم را تا حد
زیادی کاهش دهد. هم چنین شما می توانید آب خیار تاره و سیب زمینی را با کمک
یک چوپ پنبه در اطراف چشم خود اعمال کنید.
اگر شما می خواهید از محافل تیره چشم تان بدون صرف هزینه و آسیب رساندن به پوستتان خلاص شوید، از این ۵ داروی خانگی استفاده کنید.
عصرایران؛ در زیر چشم محافل تیره ناخوشایندی وجود دارد که بسیاری از افراد برای پنهان کردن آن ها از محصولات آرایشی و بهداشتی که دارای مواد شیمیایی است استفاده می کنند که این امر می تواند برای پوست حساس زیر چشم مضر باشد.
بنابراین گزارش، برخی از راه حل های موثر طبیعی وجود دارد که شما می توانید با استفاده از آن ها این علایم را تا حد زیادی کاهش و از عوارض آن در آینده جلوگیری کنید.
- رب گوجه فرنگی: یکی از موثرترین درمان ها برای رفع تیرگی زیر چشم است.
شما می توانید در خانه با مخلوط یک یا دو گوجه فرنگی تازه یک قاشق غذاخوری آب لیمو کمی آرد گرم و پودر زرد چوبه یک خمیر ضخیم آماده کنید و پس از ۱۰ یا ۲۰ دقیقه با آب تمیز آن را به آرامی بشویید.
تکرار این فرآیند ۲ یا ۳ بار در هفته رنگ پوست اطراف چشم را به طور کامل از بین خواهد برد.
- خیار و سیب زمینی: قرار دادن برشی از خیار تازه و سیب زمینی می تواند محافل تیره چشم را تا حد زیادی کاهش دهد. هم چنین شما می توانید آب خیار تاره و سیب زمینی را با کمک یک چوپ پنبه در اطراف چشم خود اعمال کنید.
روغن بادام: روغن بادام یک عنصر طبیعی است که برای پوست های حساس و ظریف اطراف چشم بسیار مفید است.
روغن بادام شب قبل از خواب بر چشم خود بمالید و صبح روز بعد با آب سرد آن را بشویید.
حداقل به مدت یک ماه این کار را تکرار کنید، خواهید دید که حلقه های تیره زیر چشمتان تقریباً ناپدید می شوند.
آب پرتغال و گلیسیرین: این عمل علاوه بر از بین بردن حلقه های تیره چشم، باعث درخشش پوست به طور کلی می شود و پوست اطراف چشم را نیز نرم و صاف تر از قبل خواهد کرد.
لبخند چیزی فراتر از نشان دادن خوشایند بودن چیزی است. تحقیقات روانشناسی
۱۰ فایده لبخند زدن را بیان میکنند. آدم ها همیشه لبخند میزنند، مخصوصاً
وقتی در جمع هستند، اما لبخند فقط نشان دهنده شاد بودن آن ها نیست. ما از
لبخند برای اهداف خاص اجتماعی استفاده میکنیم؛ زیرا لبخند میتواند
پیامهای مختلفی را به دیگران برساند. در زیر به ۱۰ روشی که میتوان از
لبخند برای فرستادن پیام درمورد قابل اعتماد بودن، جذابیت، اجتماعی بودن و
ویژگیهای بسیار دیگر درمورد خودمان استفاده کرد، اشاره میکنیم.
۱٫ تشویق دیگران برای اعتماد به شما
در دنیایی که همه فقط به فکر خودشان هستند، واقعاً به چه کسی میتوان
اعتماد کرد؟ یک نشانه از قابل اعتماد بودن ما، لبخند است. لبخندهای واقعی
پیام میفرستد که دیگران میتوانند به ما اعتماد کرده و با ما همکاری کنند.
کسانی که لبخند میزنند، معمولاً سخاوت و برونگرایی بیشتری دارند.
اقتصاددانان نیز تصور میکنند که لبخند ارزش ویژهای دارد. در یک تحقیق که
توسط شارلمان و همکاران (Scharlemann et al.) انجام گرفت، احتمال این که
شرکتکنندهها به افرادی که لبخند میزدند اعتماد کنند، خیلی بیشتر از بقیه
بود. این تحقیق مشخص کرد که لبخند تمایل افراد برای اعتماد کردن را تا ۱۰%
افزایش میدهد.
۲٫ جلب ملایمت و ارفاق دیگران
وقتی افراد کار بدی انجام میدهند و دستگیر میشوند معمولاً لبخند
میزنند. آیا این کار برایشان فایدهای دارد؟ براساس تحقیقی که توسط
لافرانس (LaFrance) و هِچ (Hecht) در ۱۹۹۵ انجام گرفت، میتواند این طور
باشد. ما با کسانی که قانون شکنی کردهاند، اگر بعد از آن لبخند بزنند، با
ملایمت و ارفاق بیشتری برخورد میکنیم. مهم نیست که لبخندی دروغین باشد،
لبخندی از روی بیچارگی باشد یا یک لبخند واقعی، همه آن ها باعث میشود برای
فرد خاطی کمی تحفیف قائل شویم. به نظر میرسد که به این دلیل در این مورد
موثر است که تصور میکنیم افرادی که بعد از قانون شکنی لبخند میزنند،
قابلاعتمادتر از آن هایی هستند که لبخند نمیزنند.
۳٫ رهایی از خطاهای اجتماعی
فراموش کردید به مناسبت سالگرد ازدواجتان برای همسرتان هدیه بخرید؟ اسم یک
مشتری مهم را فراموش کردهاید؟ سهواً یک بچه کوچک را لگد زدید؟ اگر چنین
مواردی برای شما هم پیش آمده باشد، احتمالاً خجالتزده شدهاید. عملکرد
خجالت این است که شما را از مکانهای اجتماعی پرفشار بیرون کند. لبخندهای
از روی خجالت با پایین انداختن سر همراه است و خیلی وقتها هم یک خنده
کوتاه احمقانه به آن اضافه میکنیم. این کار برای این انجام میشود که باعث
شویم فرد مقابل اشتباه سهوی ما را فراموش کرده و سریع تر ما را ببخشد.
بنابراین لبخند از روی خجالت به ما کمک میکند از زندان رها شویم.
۴٫ چون در غیر این صورت احساس بدی پیدا خواهم کرد
گاهیاوقات به این دلیل لبخند میزنیم که هم مودبانه است و هم این که بعد
از آن احساس بدی پیدا نمیکنیم. مثل زمانی که کسی با اشتیاق درمورد این که
چطور مقداری پول در جیب یکی از لباسهای قدیمیاش پیدا کرده برایمان تعریف
میکند. شاید خیلی جای لبخند زدن نداشته باشد، اما این کار را میکنید چون
مودبانه است. در یک تحقیق از افراد مختلف سوال شد بعد از شنیدن اخبار خوب
از یک نفر، صورت خود را خشک و جدی نگه دارند. بعد از آن احساس بدی پیدا
کردند و تصور میکردند که آن فرد نظر بدی نسبت به آن ها پیدا خواهد کرد. به
همین دلیل است که در این گونه مواقع سر خود را تکان داده و لبخند میزنیم
چون میدانیم اگر این کار را نکنیم، بعد احساس پشیمانی خواهیم کرد. این
احساس در زنان قویتر از مردان است.
۵٫ خندیدن از ته قلب
لبخند
زدن راهی برای کاهش فشار ناشی از موقعیتهای ناراحتکننده است. روانشناسان
به آن فرضیه فیدبک چهره میگویند. حتی وقتی به اجبار لبخند میزنیم برای
این که کمی روحیهمان را بهتر کند کافی است.
هشدار: لبخند زدن به
چیزهای ناراحتکننده شاید موثر باشد، اما به نظر دیگران جالب نمیرسد. وقتی
آنسفیلد (Ansfield) در تحقیق خود از شرکتکنندهها خواست تا ویدئوهایی
ناراحتکننده تماشا کنند، آن هایی که لبخند زدند بعد احساس بهتری داشتند تا
آن ها که لبخند نزدند. اما آن هایی که به تصاویر ناراحتکننده لبخند
میزدند، در نظر دیگران خوشایند نبودند.
۶٫ برای درک و بینش بهتر
وقتی عصبی هستیم، توجه ما کمتر میشود. متوجه نمیشویم که کناردستمان چه
میگذرد و فقط اتفاقی که درست روبهرویمان میافتد را میبینیم. این هم از
نظر لفظی و هم استعاری صدق میکند: وقتی مضطرب هستیم یا استرس داریم، متوجه
ایدههایی که در گوشههای ذهنمان است نمیشویم. اما برای به دست آوردن درک
از یک مشکل، دقیقاً به همین ایدههای پیرامونی نیاز پیدا میکنیم. لبخند
بزنید. لبخند زدن باعث میشود احساس خوبی پیدا کنیم که انعطافپذیری در
توجه را بالا برده و توانایی ما برای فکر کردن کلینگر را تقویت میکند.
وقتی این ایده توسط جانسون و همکاران (Johnson et al.) در سال ۲۰۱۰ بررسی
شد، نتایج تحقیق نشان داد که شرکتکنندههایی که لبخند میزدند در کارهایی
که نیاز به توجه داشت و فرد باید کل جنگل و نه فقط درختان آن را میدید،
بهتر عمل میکردند.
۷٫ برای جذابیت
لبخند خانمها تاثیری جادویی بر همسرشان دارد و تاثیر آن حتی از ارتباط
چشمی نیز بالاتر است. در یک تحقیق بر روی نحوه برخورد آقایان با خانمها را
در یک بار بررسی کرد ]والش و هویت، ۱۹۸۵ (Walsch & Hewitt, 1985) [.
وقتی زنی فقط ارتباط چشمی با همسرش برقرار میکرد، در ۲۰% از موارد فرد به
او نزدیک میشد. وقتی همان زن لبخندی را هم اضافه میکرد، در ۶۰% از موارد
مرد به او نزدیک میشد.
اما وقتی مردها به زنان لبخند میزنند، تاثیر
آن جادوییت کمتری دارد. بااین که لبخند زدن جذابیت خانمها را برای آقایان
بیشتر میکند، اما برعکس آن چندان صادق نیست. درواقع، شواهدی وجود دارد که
نشان میدهد مردان وقتی باغرور و یا حتی خجالت رفتار کنند، نسبت به زمانی
که شاد به نظر میرسند، جذابیت بیشتری دارند ]تریسی و بیل، ۲۰۱۱ (Tracy
& Beall, 2011)[. کمتر لبخند زدن باعث میشود مردان مردانهتر به نظر
برسند.
۸٫ پنهان کردن فکر
روانشناسان در گذشته تصور میکردند که یک لبخند واقعی هیچ وقت دروغ
نمیگوید. لبخندهای دروغین و مصنوعی فقط دهان را درگیر میکند درحالی که
لبخندهای واقعی به چشمها نیز میرسد. اما در تحقیقات اخیر مشخص شده است که
۸۰% از افرادی که لبخند مصنوعی میزنند میتوانند تاثیر لبخند بر روی
چشمها را نیز تقلید کنند. پس از لبخند میتوان برای پنهان کردن چیزی که
واقعاً به آن فکر میکنیم استفاده کنیم، اما با این وجود ساختن یک لبخند
مصنوعی چندان آسان نیست ؛زیرا زمانبندی آن باید درست باشد. رمز ایجاد یک
لبخند قابلاعتماد این است که شروع کُندی دارد، یعنی نیمثانیه طول میکشد
تا روی صورت پخش شود. یک تحقیق نشان داده است که در مقایسه با یک لبخند با
شروع سریع (یک دهم ثانیه)، لبخندهای با شروع کُندتر قابلاطمینانتر،
واقعیتر و جذابتر تلقی میشوند.
۹٫ برای پول درآوردن
در موارد قبل بررسی کردیم که اقتصاددانان نیز ارزش لبخند را دریافتهاند،
اما آیا لبخند میتواند واقعاً برایمان پولساز باشد؟ واضح است که یک لبخند
پهن از یک مستخدم میتواند: تید و لوکارد (Tidd and Lockard) در سال ۱۹۷۶
در تحقیق خود دریافتند که مستخدمهایی که لبخند میزنند انعام بیشتری
دریافت میکنند. به طورکلیتر افرادی که در صنایع خدماتی هستند، مثل
مهمانداران هواپیما یا آن ها که در بخش سرگرمی و میهماننوازی هستند، برای
لبخند زدن به مشتریان خود پول میگیرند. اما مراقب باشید. تضاد مداوم بین
آنچه واقعاً احساس میشود و آنچه نشان داده میشود میتواند موجب خستگی فرد
و فرسودگی شغلی شود.
۱۰٫ لبخند بزنید تا دنیا به شما لبخند بزند
یکی از سادهترین لذتهای زندگی که معمولاً بهخاطر خودکار بودن آن دیده
نمیشود زمانی است که به کسی لبخند میزنید و او در جواب به شما لبخند
میزند.
اما همان طور که ممکن است متوجه شده باشید همه آدم ها در جواب
یک لبخند، لبخند نمیزنند. هینز و تومهاو (Hinsz and Tomhave) در سال ۱۹۹۱
در تحقیق خود بررسی کردند که چه نسبت از افراد لبخند را با لبخند جواب
میدهند. نتایج آن ها نشان داد که حدود ۵۰% از افراد این گونه رفتار
میکنند. درمقایسه معمولاً هیچ کس اخم را با اخم جواب نمیدهد.
۱۱٫ لبخند برای طولعمر
اگر هیچ کدام از این تحقیقات نتونست لبخندی روی لبان شما بنشاند این را هم
در نظر بگیرید: افرادی که زیاد لبخند میزنند، معمولاً بیشتر عمر میکنند.
در یک تحقیق که بر روی تصاویر بازیکنان بیسبال در سال ۱۹۵۲ انجام گرفت
مشخص شد که آن ها که لبخند زده بودند تا ۷ سال بیشتر از همسانان خود عمر
کردهاند. شاید حالا دلیلی برای لبخند زدن پیدا کرده باشید.
احساس تنهایی
گفته
میشود بیش از 40 درصد انسانها در برههای از زندگی خود شدیدا احساس
تنهایی میکنند. تنهایی دیگر مسئلهای رایج است، اما بسیاری از ما از
تاثیرات آن آگاه نیستیم.
میتوان به
سادگی تاثیرات مخرب تنهایی را التیام بخشید، اما شاید دانستن آثار آن مفید
باشد. مقصود از تنهایی در این نوشتار، احساسِ برآمده از تنهایی به علت
فقدان روابط عمیق با اطرافیان است.