دانستنی های زندگی

دانستنی های تغذیه،خانه داری،روان شناسی،زناشویی ،تربیتی ،علمی و....

دانستنی های زندگی

دانستنی های تغذیه،خانه داری،روان شناسی،زناشویی ،تربیتی ،علمی و....

چشم انداز شخصی چیست؟



چشم انداز شخصی چیست؟

 امروز چه تصویری از شما نزد خودتان ، خانواده ، اقوام ، دوستان ،همکاران و جامعه  وجود دارد؟
آیا این تصویر را قبلا رسم کرده بودید؟
آیا این تصویر همان چیزی است که می خواستید (یا می خواهید) یا با تصویر مطلوب تان فاصله دارد؟

ده فرمان زندگی

 ده فرمان زندگی

01- ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﺎﺵ، ﺍﻣﺎ ﻣﺘﻮﻗّﻒ ﻧﺒﺎﺵ،
02- ﺗﺤﻤّﻞ ﮐﻦ، ﺍﻣﺎ معطّل ﻧﺒﺎﺵ،
03- ﺳﺮ ﺳﺨﺖ ﺑﺎﺵ، ﺍﻣﺎ لجباز ﻧﺒﺎﺵ،
04- ﺻﺮﯾﺢ ﺑﺎﺵ، ﺍﻣﺎ ﮔﺴﺘﺎﺥ ﻧﺒﺎﺵ،
05- ﺑﮕﻮ ﺁﺭﻩ؛ ﻧﮕﻮ ﺣﺘﻤﺎ،
06- ﺑﮕﻮ ﻧﻪ؛ ﻧﮕﻮ ﻫﺮﮔﺰ،
07- ﺻﺒﻮﺭ ﺑﺎﺵ، ﺍﻣﺎ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻧﺒﺎﺵ،
08- ﺷﺘﺎﺏ ﮐﻦ، ﺍﻣﺎ ﺷﺘﺎﺏ ﺯﺩﻩ ﻋﻤﻞ ﻧﮑﻦ،
09- ﺑﮕﻮ ﺑﺮﺍﺕ می مونم؛ ﻧﮕﻮ ﺑﺮﺍﺕ می میرم،
10- ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ، ﺩﺍﺷﺘﻦ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ، ﻧﯿﺴﺖ،
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ..

دیوها یا دیمن های درونی!

دیوها یا دیمن های درونی!

شیطان های بسیاری در جهان های درونی و در ناخودآگاه ما قرار وجود دارند و هر کدام از آن ها در جهت خدمت به نیروی منفی یا سیاه فعالیت می کنند.
هر کدام از آن ها مربوط به یک خصوصیت و صفت منفی ئی است که ما در درون و در ناخودآگاه مان به آن ها غذا می دهیم و آن ها بزرگ تر می شوند.

شیطان ها با توجه به رتبه و مقام و صفت مربوط به خود، انواع متنوعی دارند و هر کدام از آن ها در قسمتی از مسیر درونی به استقبال مرید می روند.
شیطان های ابتدای مسیر که به دیو یا دیمن مشهورند، ضعیف تر هستند و رفته رفته قدرت آن ها در طول مسیر بیشتر می شود.
دیوها یا دیمن ها، شیطان های کوچکی هستند و هر کدام از آن ها می توانند در صفت دیمن حرص، آز، بدخواهی، آرزو و ... وجود داشته باشند.
هر یک از آن ها در بخشی از مسیر درونی و معنوی در سر راه مریدی که به خودسازی و شناخت خویشتن مشغول است، قرار خواهند گرفت. دیمن ها در ابتدای مسیر، آن چنان که باید قوی نیستند و با ایستادگی مرید در مقابل شان، آن ها از بین می روند؛ اما رفته رفته مرید با دیوها یا دیمن های قوی تری رو به رو خواهد شد که از بین بردن آن ها، زمان، انرژی و کار بیشتری لازم دارد و به راحتی نمی توان آن ها را از بین برد.

  دیمن یا دیوهای ابتدایی به صورت دیو آرزو، دیو بدخواهی و دیو ذهنی ظاهر می شوند.
در لغت نامه دهخدا « دیو » همردیف با شیطان و ابلیس و اهریمن ذکر شده است. دیمن ها یا دیوها انسان را به انجام اعمال پست و ناشایست مطابق با جنس و مقامی که در آن قرار دارند، تشویق و ترغیب می کنند.
اگر انسان دارای دیو یا دیمن بدخواهی باشد، آن دیو او را به انجام کارهای بدخواهانه علیه دیگران دعوت خواهد کرد و تا زمانی که آن دیو یا دیمن در وجود فرد و در ناخودآگاه او قرار دارد، انسان خواه نا خواه اعمال مربوط به آن دیمن را انجام خواهد داد.

در شاهنامه فردوسی دیوها یا همان دیمن ها، به دو صورت انسانی و صفات منفی و رذایل اخلاقی به تصویر کشیده شده اند.
در شاهنامه، دیوها نماد بدی و شرّ هستند، شکل های متفاوتی دارند، هر کدام نام های مخصوص به خود را دارند، همانند بید، سنجه، اکوان دیو که در هیات گورخری ظاهر می شود و دیو سپید.
از اینجا می توان به راحتی نتیجه گرفت که کشتن همه این دیوها یا دیمن ها توسط رستم، در جهان های درونی به وقوع می پیوندد و همگی مربوط به تجارب درونی هستند و جنبه بیرونی ندارند. برخی از دیوها صورت انسانی ندارند و نماینده صفات منفی و رذایل اخلاقی هستند و می توانند در شکل های دیگری ظاهر شوند، همانند دیو نیاز، دیو خشم، دیو رشک، دیو شهوت، دیو کینه، دیو دروغ و دیو آز و ...

اگر وارد مسیر حقیقت شوید و در آن پیشرفت کنید، با دیمن های جهان های درونی رو به رو خواهید شد.
مهم ترین کاری که می توان در مقابل این دیوها و یا دیمن ها علی الخصوص در ابتدای مسیر انجام داد، این است که در مقابل آن ها ایستاد.
نباید از آن ها ترسید، هر چند از لحاظ تنومندی بزرگ تر از ما باشند.
نباید از آن ها ترسید، اگر چه دارای ظاهر کریه و ترسناکی باشند.
اگر در مقابل آن ها ایستادگی کنید، نابود خواهند شد.
هر دیو یا دیمنی که در درون از بین می رود، صفات و ویژگی های مربوط به آن دیو یا دیمن از درون شما پاک می شود و نور الهی زندانی شده توسط آن دیمن یا دیو آزاد می گردد.

(؟)

فروش جنین نه ماهه!!

 فروش جنین نه ماهه!! 

 

«یک عدد بچه به دلیل نبودن شرایط نگهداری (بیست روز مانده به دنیا آمدنش) به فروش می‌رسد. فوری»!

این آخرین تلاش مادر بارداری است که آگهی‌های دست‌نویسش را به خودپردازهای خیابان آزادی چسبانده بود؛ آگهی‌هایی که خیلی اتفاقی به دست یک خبرنگار می‌رسد. مهم‌تر از کنجکاوی خبرنگاری، بهتی است که از دیدن این آگهی می‌کنم. 

«فروش جنین نه ماهه!!»

شماره‌اش را می‌گیرم، نمی‌گویم خبرنگارم، خودم را خریدار معرفی می‌کنم. با اولین بوق تلفن، خانم جوانی جواب می‌دهد. انگار منتظر تماس‌هایی نا‌شناس مثل من است. بی‌آن که نیازی باشد، به هم معرفی شویم سر اصل مطلب می‌روم: 

«خودتان باردار هستید؟» 

آرام و معذب جواب می‌شنوم: خودمم. 

نیازی نیست سوال بپرسم، سفره دلش را باز می‌کند: 

همسرم بیمار است، باید هرچه زود‌تر عمل شود، ضربه مغزی شده و شرایط نگهداری بچه سوم را ندارم. می‌گویم قصد خرید فرزندش را دارم و از جنسیت نوزاد می‌پرسم. نوزادی در راه است که مثل دو برادر دیگرش پسر بود. بحث که به قیمت نوزاد کشیده می‌شود، بی‌معطلی می‌گوید: 

«قیمت برایم مهم نیست، مهم این است که فرزندم را به خانواده خوبی بدهم، نمی‌خواهم یکی دیگر را هم بدبخت کنم.»

پیش از خداحافظی نگرانی دیگرش را می‌گوید: 

«از صبح تماس‌های زیادی با من گرفته شده، در یکی از تماس‌ها صدای بی‌سیم پلیس می‌آمد. نگرانم، نمی‌خواهم فروش نوزادم برایم دردساز شود.»

قرار می‌گذاریم فکر‌هایم را بکنم و به او خبر بدهم، می‌گویم تلفنش را را خاموش کند و عصر خودش با من تماس بگیرد.شماره نا‌شناسی‌‌ همان زمانی که قرار گذاشته بودیم، تماس می‌گیرد تا نتیجه را جویا شود. به توصیه دوستانم می‌پرسم: 

«آیا پدر بچه از این کار راضی است؟ چه تضمینی دارید که بعد‌ها سراغ فرزندتان را نگیرید‍‍.» 

با اطمینان می‌گوید: «اگر مطمئن باشم فرزندم جای خوبی بزرگ می‌شود، خودم و همسرم هر تعهدی لازم باشد، می‌دهیم که سراغ فرزندمان را نگیریم و ادعایی نسبت به او نداشته باشیم.»

می‌گوید «ساکن «محمدشهر» کرج است. برایم دردآور است ببینم مادری حاضر است تعهد بدهد که «ادعایی نسبت به فرزندش نداشته باشد» می‌گویم: 

«تصمیمم را گرفته‌ام، قصد خرید نوزادت را دارم، منتها باید از نزدیک یکدیگر را ببینیم و رودررو صحبت کنیم.»

سریع می‌پذیرد و می‌گوید «همین امروز خوب است؟ بگویید کجا بیایم؟»

نمی‌توانم ادامه دهم. می‌گویم «می‌خواهم به شما کمک کنم.» 

لحن صدایش از زن جوان تعارفی و معذب تغییر می‌کند: 

«اگر قرار باشد کمکی به زندگی من بشود، چرا فرزندم را بفروشم؟ کدام مادری این کار را می‌کند؟» 

تا شب خودش را با مترو از کرج به تهران می‌رساند. به همراه همسر و دو فرزندش وارد تحریریه می‌شوند.مدارک شناسایی و درمانی‌اش را آورده است. نامش «مریم» است و متولد سال ۷۳ . همسرش «هادی» متولد ۷۱ است.«مریم» شوهرش را نگاه می‌کند و تعریف می‌کند: 

وقتی در یک حوضچه شیلات در آمل سرایدار بودند، هادی در استخر سقوط می‌کند و بر اثر ضربه‌ از هوش می‌رود. بعد از درمان کوتاه‌مدت، پزشکان می‌گویند باید عمل شود، اما هزینه عمل آنقدر بالا بوده که جراحی انجام نمی‌شود و «هادی» روزانه دچار تشنج‌ می‌شود و همین موضوع باعث شده بیکار بماند. چند سالی هم به بجنورد رفته‌اند و حالا هم مدتی است کرج زندگی می‌کنند.

«مریم» می‌گوید: تا سه ماه پیش در کارخانه بسته‌بندی میوه کار می‌کرده و خرج زندگی را می‌داده، اما بعد از بارداری ناخواسته، در خانه لیمو خشک آماده می‌کند. نگران است که بعد از زایمانش ناچار است دوباره مشغول به کار خارج از خانه شود؛ این یعنی نوزادی در راه است که نمی‌تواند او را نگاه دارد.به وزیر بهداشت برای درخواست کمک پیام می‌دهم: 

«خبرنگار ایلنا هستم. خانم بارداری اوایل نه ماهگی‌اش به خاطر مشکلات مالی درخواست فروش بچه‌اش را دارد. همسرش هم بیمار است و دچار ضربه مغزی شده و باید تحت عمل جراحی قرار بگیرد. 

اما از پیامم به وزیر بهداشت چیزی به «مریم» نمی‌گویم. چون مطمئن نیستم، نمی‌خواهم بی‌دلیل امیدوارش کنم، اما با اطمینان می‌گویم به تماس‌های خرید فرزندش پاسخ ندهد.  

پیام دیگری به وزیر بهداشت می‌دهم: «سلام آقای دکتر. پیام من را مطالعه کردید؟» 

بلافاصله پاسخ می‌آید: «باسلام و احترام. الان دیدم. برای آقای دکتر زارع‌نژاد فرستادم. قول دادند فردا پیگیری و اقدام کنند»

فردا صبح از وزارت بهداشت تماس می‌گیرند. مشخصات «مریم» و همسرش را می‌خواهند. قرار شد روز شنبه برای انجام کارهای جراحی مغز ِهادی به «بیمارستان سینا» بروند.«مریم» تا دو ماه دیگر باید خانه‌ای را که اجاره‌اش سه ماه است عقب افتاده تخلیه کند، اما با امیدواری بیشتر انتظار نوزادش را می‌کشد و هزینه فرزند سوم را تحمل می‌کند.هنوز فکر می‌کنم تا بهبود وضعیت معیشت مریم‌ها، راه بسیاری مانده است!

#سعیده_امیدی@nakookmag@maktubathttp://s8.picofile.com/file/8272765868/fori.jpg

ارده و فواید آن


ارده و فواید آن


از دیسک رنج می بری؟؟  


خیلی جالبه؟؟؟؟......
ارده درمان دیسکه ،،،، و درمانی هست برای سفتی استخوان ها  ،،، و درد مفاصل ..
برای همه اونایی که از دیسک رنج می برند، هر نوع دیسکی که  باشه و به هر درجه ای که رسیده باشه.
تقدیم به شما
تفاوت رو از اولین روز استفاده احساس می کنین ...
... دوره درمان 16 روزه
کافیه محل مورد نظر را با ارده آغشته کرده و کمی ماساژ دهید آن هم روزی دو بار،  یک بار صبح و یک بار شب
کافیست از ارده استفاده کنید ...


بله ارده کنجد!
چیزی از دست نمی دهید... از امشب شروع کنید و خودتون امتحان کنید.
و این به خاطر غنی بودن ارده از لحاظ ارزش غذایی اونه؛ چون ارده یک مقوی عمومی بدن هست، دارای انواع پروتئین ها و مواد اساسی برای بدن مثل کلسیم ، و آهن،فسفر ، و منیزیم ، پتاسیم ، به اضافه اسید فولیک و ویتامین‌های بسیاری از جمله  (ب1 ب2 ب3 ب5) .
فوائد ارده
1.جلوگیری از ابتلا به بیماری آنمی " کم خونی " و در تولید گلبول های قرمز مشارکت دارد.
2.در پاکسازی کبد نقش مهمی دارد.
3.جز این که ماهیچه‌ها را سالم نگه می‌دارد، به بازسازی آن ها نیز کمک می‌کند .
4.کاهش کلسترول مضر خون به طور کلی .
5.از قلب و عروق در مقابل گرفتگی و سکته مواظبت می کند .
6.درمان التهاب لثه به صورت فعال و سریع ، به این صورت که لثه را با یک طبقه غلیظ از ارده پوشش بدیم، و تکرار این کار تا شفای کامل.
7.در درمان ترک خوردگی لب ها که در نتیجه کمبود ویتامین و مواد معدنی یا خشکی بدن به وجود می آید، مفید است.
.8.پوست را شفاف و مرطوب نگه می‌دارد و از ترک خوردگی آن جلوگیری می‌کند، و با استفاده از ماسک ارده می تونیم معایب و چروکی زودرس پوست را از بین ببریم .
9. در درمان کورک استفاده میشه که ارده می تونه کاملا اینو معالجه کنه ، برای این کار کمی از آن را روی پنبه می ذاریم و آن را روی خروجی کورک یا دمل قرار می دیم و می چسبونیم و این کار رو تا درمان کامل ادامه می دیم. این کار حتی در مواردی که نیاز به جراحی هست هم جواب میده و نیازی به جراحی نیست.
10 .غرغره و سپس بلع آرام آن در التهاب گلو و لوزه‌ها مفیده، این کار التهابات و بلغم را کاملا از بین می بره.
11. به کم کردن وزن و خلاص شدن از چاقی مفرط کمک می کنه، و احساس سیری برای مدت زمان طولانی تری را سبب میشه.
12.استخوان ها را قوی و محکم می کنه، و چون منبع مهم کلسیم هست، از پوکی استخوان جلوگیری می کنه.
(لطفا منتشر کنید تا بقیه هم استفاده کنند .)