رویکرد بعثتی و رویکرد امامتی
دکتر محسن رنانی عضو هیئتعلمی گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان:
از دیدگاه برخی عارفان مسلمان،فعالیتهای یک مومن چه در بعد شخصی و چه در بعد اجتماعی میتواند با دو رویکرد انجام شود؛ رویکرد بعثتی و رویکرد امامتی. فعالیتهای بعثتی پر سروصدا و پر هیاهو و چشم پر کن است، اما خیر آن کوتاه است
و فعالیتهای امامتی، آرام و بدون جنبههای تبلیغی و بی سروصداست،؛ اما عمیق و ماندگار و تاثیرگذار است.
تشکیل
حکومت اسلامی در صدر اسلام اگرچه با سروصدای بسیار و فتوحات قابل توجهی
در ابتدای امر همراه بود، اما عاقبت به دست خلفای بنیامیه و بنیعباس
افتاد و از مسیر حقیقی خود دور شد و حتی خسارتبار شد.
پیامبران و اولیای الهی معمولا جنس کارشان از جنس کار امامتی بوده است و این که از بین ۱۲۴ هزار پیامبر فقط سه نفرشان حکومت تشکیل دادند، به همین معنی است که حرکت انبیا اصالتا برای ایجاد تحولات اخلاقی، رفتاری و فکری آرام و عمیق در جامعه بوده است، نه کارهایی صوری و نمایشی و همایشی.
در
اسلام نیز آنچه باعث زنده نگهداشتن اسلام و انتقال آن به نسلهای آینده
در طول سدهها و قرون گذشته شد، نزول قرآن و تربیت ائمه و اولیای الهی
بهعنوان دو اقدام مهم امامتی پیامبر بود؛ حرکتی که به شکلی آرام، تدریجی و
عمیق، اسلام را در بطن قلوب مردم جای داد و دین محمد (ص) را برای همیشه
ماندگار کرد.
حرکتهای
صرفا بعثتی که کار عمیق و آرام و خالصانه پشت سر آن ها نباشد، از اساس
محکوم به شکست هستند. قرآن کریم نیز هدف بعثت پیامبران را نه تغییر اجباری
مردم، بلکه انذار و ابلاغ پیام الهی عنوان کرده است و پیامبر اکرم (ص) نیز
هدف خود را به تمامت رساندن مکارم، یعنی فراگیر کردن اخلاق بزرگوارانه و
کریمانه، دانسته است. در حرکتهای بعثتی، افراد، عموماً تغییر جامعه و جهان
پیرامون خود را به هر شکل ممکن دنبال میکنند، هدفی که به علت گستردگی
تبعات آن، برای آن که بی خطا باشد، نیازمند آگاهیهای فرابشری است وگرنه
خسارتبار خواهد بود، بنابراین ما انسان های عادی که معصوم نیستیم و خطا
جزء ذاتی وجودمان است، باید تا حد ممکن از رفتن به سمت حرکتها و اقدامات
بعثتی پرهیز کنیم.
داستان
توسعه در تاریخ یکصد سال گذشته در ایران، غریب و افسوسناک است. انقلاب
مشروطه، برنامههای نوسازی رضاخان، جنبش ملی شدن نفت و انقلاب اسلامی
ایران، هرکدام به شکل و شیوه خاصی به دنبال مدرن سازی یا تغییر آنی،
لحظهای و یکباره در جامعه ایرانی بودهاند و نوعی کار بعثتی تلقی
میشوند. در حالی که همراه با آن ها کار امامتی آرام و عمیق صورت نگرفته
است ؛ به همین علت ما دوباره به نقطه اول بازگشتهایم و مسائلمان همچنان
همانهایی که بوده باقی مانده است.
Read more: http://www.donya-e-eqtesad.com/news/946022/#ixzz3ocfmNosR
پلورالیزم یعنی چه؟
...بحث پلورالیزم، این نیست که همه حق اند.
این
یک درکی است که بعضی ها پیدا کرده اند و متأسفانه درک ناصوابی است. من در
مقاله ای «صراط های مستقیم» به صراحت آورده ام و این جا هم عرض می کنم، بحث پلورالیزم، تببین کثرتی است که در عالم است.
خواه این کثرت در حقایق باشد، خواه کثرتی باشد که در آن مخلوطی از حق و باطل باشد.
در
عالم کثرتی پدید آمده است. این کثرت را باید تببین کرد و این تبیین ها یا
با علت است و یا با دلیل، اما این که در میان این کثرت ها، باطل هایی هم
پیدا می شود که در این سخنی نیست. قطعاً اباطیلی هم در این وسط هست. قطعاً
مکاتب ناحقی در عالم وجود دارد بدون تردید به قول مولانا:
آن که گوید جمله حق اند احمقی است
آن که گوید جمله باطل، او شقی است
لذا
ما در مقامی نیستیم که با بحث از پلورالیزم، اثبات کنیم و به گردن دیگران
بگذاریم که همه را یکسان ببینید و هر فرقه ای را حق بدانید،بگوییم بین فرقه
های مختلف و ادیان مختلف، هیچ تفاوتی قائل نباشید. مطلقاً چنین بحثی نیست،
این درک ناصواب از مسأله است.
هم چنین در پی این نیستیم که نشان دهیم ما حق ایم یا حق تر از دیگرانیم، هیچ کدام.
این که در عالم کثرتی هست، حقی هست و باطلی هست، این که:
۱- ادیان مختلفی وجود دارند .
۲- هر کدام خودشان را حق می دانند.
۳- در درون هر دین، فرقه هایی هست .
۴- به اعتقاد هر فرقه ای اکثریت مردم دنیا گمراه اند و بر باطل اند.
۵- خدا رحیم و هادی است .
۶- مردم عاقل و مختار و حق طلب اند.
همه این ها را وقتی کنار هم می گذاریم، یک رشته سؤالات پدید می آید.
برای
حل این مسایل باید یک تئوری در باب عقل و یکی در باب هدایت الهی داشته
باشیم تا کثرت دلیلی با کثرت علتی موجود را به شرحی که عرض کردم، تبیین
کند.
در
تاریخ ادیان، ما چه قائل به توطئه باشیم، چه قائل به کژفهمی مردم و چه
قائل به عناد مردم، این ها هیچ کدام مسأله را حل نمی کند. چون بلافاصله ما
سوال می کنیم که چرا اکثریت معاند با حق اند؟
چرا اکثریت مردم کژفهمند؟
چرا اکثریت مردم، گول توطئه ها را خورده اند و حق را تشخیص نداده اند؟
باز هم می بینیم که کار تبیین پایان نیافته است.
لذا به فرض که ما درون یک دینی آمدیم و با این تدبیرها این مشکل ها را حل کردیم، سوال بزرگ تر هم چنان باقی است.
بحث
از معیار حق و باطل هم هیچ چیز را حل نمی کند. چون عقلای قوم معتقدند یا
به کارگیری معیارها و دلایل به طریقه خود، ملتزم شده اند.
یعنی همین ادله و معیارها، کثرت پدید آورده است ؛ لذا با آوردن اسم معیار، کثرت محو نمی شود.
...این
امر کافی نیست که ما بگوییم کسانی که در دین خودشان صمیمانه عمل کنند،
معفوّند یا معذورند، رأی صحیح این را به ما می آموزد که مادامی که کسی عناد
آگاهانه ای با حق (حقی که خود می فهمد) در این دنیا نورزد، بنده مرحوم
خداوند است.
این را به منزله یک امر بیرون دینی هم می توانیم اعلام بکنیم.
خداوند بهانه نمی گیرد که مردم را به جهنم ببرد،
بهانه می گیرد که مردم را به بهشت ببرد.
و آن رأی صوفیانه این جا حق است که:
بهشت را به بهانه دهند، نه به بها.
هم چنین بیفزایم که در پلورالیزم سخن از این نیست که هیچ دلیلی بر هیچ دلیل دیگری در عرصه ادیان غلبه نمی کند.
سخن
این است که پس از آن که عقاید قطعی البطلان را به فرض از صحنه خارج کردیم،
بازهم عقاید و ادله ای می مانند که با هم رقابت می کنند و قوت مساوی نشان
می دهند.
درست همان طور که در فقه داریم.
یعنی پلورالیزم بخشش از جایی آغاز می شود که پهلوانان، نبردها را کرده اند و ضعیفان میدان را ترک کرده اند، و هم آوردان مانده اند.
این نکته را تحت عنوان پلورالیزم مثبت در «صراط های مستقیم» آورده ام.
یک مشکل اساسی در جامعه
چرا رشد و پیشرفت دیگران برای برخی خوشایند نیست؟؟
روان
شناسی اجتماعی و سیاسی اداری تشریح کرد در برخی جوامع قطار افکار فردی به
سرعت جهش و پیشرفت دارد و برخی افراد جایگاه خود را در خطر و رشد اجتماعی
همه جانبه وی را به ضرر خود دانسته و برنمی تابند. در این شرایط راهی جهت
توقف پیدا می کنند. یک حربه برچسب زدن،تخریب، کوچک نمایی، انواع تفسیر
کوبشی و... هست.
اما پیام مدیر کشور پیشرفته ای چون آلمان علت عقب ماندگی این جوامع را به وضوح نشان می دهد ...
متن زیرخلاصه ای از توصیه نامه یک مدیر آلمانی پس از چندین سال کار در ایران است:
1-
به کار شناسان و نخبگان سیستم خود هیچ گاه فشار وارد نکنید، آن ها می
توانند کاری کنند که سیستم شما دچار بیماری هموفیلی شود و با کوچک ترین
زخمی خون ریزی مداوم نماید.
2- وجهه طلبکارانه داشتن و ندیدن نقاط مثبت کارکنان یک ضعف اساسی است که نوآوری و خلاقیت را می میراند.
3-
از ترس این که پرسنلتان جایگاه شما را بگیرند، اقدام به استخدام افراد
ضعیف و غیر حرفه ای ننمایید. قطعا کارکردن با حرفه ای ها مشکلات خاصی دارد،
ولی به پیشرفت سیستم و پیشرفت شما کمک می کند.
4- به جای ایجاد تفرقه بین کارکنان و ایجاد سیستم های جاسوسی به فکر ایجاد اتحاد و نظم بین کارکنان باشید.
5-
در موردی مسایلی که نمی دانید تظاهر به دانایی نکنید. گاهی با پرسیدن یک
سوال مناسب می توانید میزان هوش و سطح فکرتان را به دیگران اثبات کنید.
6- از کوچک ترین افراد مجموعه هم می شود چیزهایی یاد گرفت. از فرصت های یادگیری استفاده کنید.
7- به پرسنلتان فرصت مناسب برای تفریح بدهید.
8- استفاده نامناسب از ابزار اخراج باعث ایجاد ناامنی در محیط کار و و بالطبع تنزل کیفیت می شود.
تصاویری احساسی که ثابت می کند انسانیت هنوز وجود دارد
زندگی
ماشینی، جنگها، غرور و نخوت آدمها و تلاششان برای پیشرفت و دستیابی به
سود مالی به هر قیمت، حتی له کردن بقیه، گاهی باعث میشوند که بخش خوب ذات
آدمها را فراموش کنیم.
اما حتی در اوج
این ناامیدیها، گاه و بیگاه صحنههایی میبینیم که به ما یادآوری میکنند
هنوز چشمه مهربانی و انساندوستی در ما خشک نشده است.
در این پست برخی از این صحنهها را با هم مرور میکنیم که داستان هر یک، زمانی در اینترنت همهگیر شده بود.
روزهای یکشنبه این مرد پیرایشگر نیویورکی، موهای آدمهای بیخانمان را به رایگان اصلاح میکند.

کارگران یک شرکت نظافت در ممفیس، شبیه ابرقهرمانهای کتابهای کمیک و
فیلمها لباس پوشیدهاند تا حین پاک کردن شیشههای یک بیمارستان کودکان،
بچههای بیمار را خوشحال کنند.

این کودک دچار اوتیسم بود و هیچ همکلاسیای حاضر نشده بود برای تولدش
بیاید. اما زمانی که مادرش در فیسبوک کمک خواست، این آتشنشانها، افسرهای
پلیش و کودکان محلی، به تولدش آمدند.



این افسر پلیس زمانی از خودکشی این مرد جلوگیری کرده بود و نجاتش داده
بود. هشت سال بعد، همان مرد که حالا پدر دو کودک است، به آن افسر در بنیاد
مبارزه با خودکشی، جایزه میدهد.


این مرد نروژی، برای نجات جان یک اردک، داخل یک دریاچه منجمد میپرد.


این دختر عروسکهایش را فروخت تا پول آن را صرف تهیه پناهگاه برای حیوانات محلی کند.


این مادربزرگ ۸۴ ساله، در بیمارستان بستری بود و خجالت میکشید که آنجا
لباس خوابش را بپوشد، اما نوهاش برای ریختن خجالت وی، حاضر شد که خودش یک
لباس خواب زنانه بپوشد تا ماردبزرگش راحت باشد و بتواند استراحت کند!

در اینجا برای آدمهای بیکاری که به مصاحبه شغلی دعوت شدهاند، لباس و امکان استحمام فراهم شده است.

وقتی یک پیرمرد مشغول پارو کردن برف در حیاط منزلش بود، دچار حمله قلبی
شد. مددکارها، او را به بیمارستان رساندند، اما بعد از این که او را به
بیمارستان بردند، تصمیم گرفتند که کار نیمهتمام او را به پایان ببرند و
باقی برفها را هم برایش پارو کردند!

نگذارید حلقه عشق متوقف شود. این مطلب را برای دوستانتان نیز ارسال کنید.
هجده توصیه به کاربران تلگرام، واتساپ و ...
از نگاه یک جامعه شناس
1-
اگر در دنیای واقعی با کسی روابط رسمی دارید، در تلگرام هم با او رسمی
باشید. اگر در دنیای واقعی او را "خانم" یا "آقای" خطاب می کنید ، نمی شود
بدون هیچ زمینه یا اتفاق خاصی، در تلگرام او را عزیزم، جون، فدات و غیره
خطاب کنید.
2-
فرض را بر آن بگذارید که افراد به طور عادی همیشه آنلاین هستند. آدم ها
معمولا سیم تلفن را از برق نمی کشند. پس توجه داشته باشید که چه ساعتی از
شبانه روز دارید برای کسی پیام می فرستید.
3-
گاهی اوقات نوشتن بهتر از به کار بردن نشانه ها (استیکرها) است. مثلا این
پیام که "الان من خیلی خوشحالم"، در مقایسه با نشانه "(: