دانستنی های زندگی

دانستنی های تغذیه،خانه داری،روان شناسی،زناشویی ،تربیتی ،علمی و....

دانستنی های زندگی

دانستنی های تغذیه،خانه داری،روان شناسی،زناشویی ،تربیتی ،علمی و....

اصول تمرکز حواس

اصول تمرکز حواس

قسمت اول

از یکی از فیلسوفان و مرتاضان هندی پرسیدند: 

آیا پس از این همه دانش و فرزانگی و ریاضت هنوز هم به ریاضت مشغولی؟ 

گفت: آری. 

گفتند: چگونه؟ 

گفت: وقتی غذا می خورم، صرفاً غذا می خورم و وقتی می خوابم، فقط می خوابم.
این شاید بزرگ ترین ثمره تمرکز است. آیا شما هم هنگام غذا خوردن می توانید تمام توجهتان را روی غذا خوردن و لذت و مزه غذا معطوف کنید، یا این که معمولاً از افکار مربوط به گذشته و آینده آشفته اید و چون به خود می آیید، می بینید غذایتان تمام شده و جز امتلا و پری معده هیچ نفهمیده اید. 

تمرکز واقعی یعنی این که اگر شما در طول روز به پنج فعالیت مختلف مشغولید، در هر فعالیت صرفاً به آن فکر کنید و از افکار مربوط به کارهای دیگر آسوده باشید. موفقیت زندگی روزانه ما تماماًً به میزان تمرکز ما بر امور روزانه ارتباط دارد. 

اگر شما قادر باشید به هنگام کار فقط روی کار خود، به هنگام ورزش صرفاً روی انجام حرکات، در هنگام مطالعه فقط روی موضوع کتاب و به هنگام انجام فعالیت هنری از قبیل موسیقی، نقاشی، خطاطی و... به فعالیت هنری خود توجه و تمرکز کنید، عملاً موفقیت شما به میزان چشمگیری افزایش می یابد. 

تمام نوابغ جهان کسانی بودند که از قدرت تمرکز فوق العاده ای برخوردار بودند. آشفتگی و شوریدگی ذهنی، عملاً شما را به هیچ عنوان موفق نمی کند. وقتی کار می کنید، به خانواده می اندیشید، وقتی در خانواده به سر می برید، از شغل خود نگرانید و وقتی ورزش می کنید، در اندیشه تحصیل هستید و وقتی درس می خوانید، فکرتان هزار سو می رود. این عملاً اتلاف وقت و مؤثر نبودن است.

موفقیت یعنی تمرکز، تمرکز و تمرکز

 از سلسله فعالیت های نیازمند تمرکز، مطالعه، جدی ترین فعالیتی است که تمرکز در آن نقش اساسی و محوری دارد. خود شما بارها متوجه شده اید که پس از مدتی که از مطالعه تان گذشت، چشمانتان روی کلمات و خطوط می دود بی آن که حواستان به آن باشد و همین طور شاید چند خط و یا چند صفحه را دنبال کنید و یک باره متوجه شوید حرکت چشمانتان صرفاً از روی غریزه و عادت بوده، فوراً به عقب بر می گردید و شروع به خواندن دوباره می کنید، اما کمی جلوتر مشکل تکرار می شود. این موضوع شما را بسیار خسته و کسل می کند، وقت زیادی را از شما می- گیرد و کم کم میل به مطالعه در شما کم می شود. گاهی اوقات هم به کلمه ای از کتاب خیره می شوید و در افکار خود غوطه می خورید. 

پیش از هر چیز مطمئن باشید که این مشکل و مسأله شما نیست و همه افرادی که به نوعی با مطالعه و کتاب سر و کار دارند، از این موضوع در رنجند.
در آخر ذکر این نکته ضروری است که تمرکز حواس یک مهارت بی چون و چراست که نیاز به فراگیری تکنیک ها و تمرین مستمر دارد.

منبع:  نودهشتیا

https://telegram.me/hs_channel

گذار از انسان عاقل به شهروند‌ عقلانی


گذار از انسان عاقل به شهروند‌ عقلانی

دکترمحسن رنانی

توسعه را می توان فرایند تحول عقلانیت یک ملت نیز تعبیر کرد. در جامعه ما تفاوت روشنی میان عقل و عقلانیت قائل نمی شوند. در حالی که عقل یک پدیده فیزیولوژیک است و عقلانیت یک پدیده تاریخی و اجتماعی است.  برای توسعه یافتن ما نیازمند عقلانیت هستیم، نه نیازمند عقل. 

ظرفیت عقلی انسان آن چنان عظیم است که اگر در میان کم هوشان هم باشیم، باز آن ظرفیت چنان فراخ است که می‌تواند مرزهای وسیع توسعه را در خودش جای دهد. آنچه ما نیازمند آن هستیم، کسب عقلانیت است که یک مساله اکتسابی است. عقل یک موهبت الهی است که با خلق بدن فیزیولوژیک ما به ما اهدا می شود و جز در دوران جنینی و احتمالا ماه های نخستین نوزادی، دیگر در طول زندگی خیلی نمی‌توانیم بر میزان آن تاثیر بگذاریم. 

اما عقلانیت یک پدیده اکتسابی است که در بستری تاریخی و اجتماعی شکل می گیرد و تکامل می یابد و می تواند ارتقا یابد یا تخریب شود و نطفه توسعه نیز در همین عقلانیت یک ملت کاشته می شود.

در واقع اگر وجه تمایز انسان و حیوان را قوه «عقل»‌ بدانیم در میان ملت ها عامل اصلی تمایز، «عقلانیت» آن هاست. متاسفانه نظام آموزشی ما به گونه‌ای عقل محور طراحی شده است و نه عقلانیت محور. به همین علت این نظام بر بهره هوشی یا همان IQ تمرکز می کند، در حالی که اگر نظام آموزشی را کارخانه تولید مواد اولیه برای توسعه یعنی انسان هایی با ویژگی‌های توسعه خواهانه تعریف کنیم، این نظام باید با هدف گسترش و تعمیق عقلانیت طراحی شود و برای تحقق این منظور لازم است تمرکز خود را نه بر بهره هوشی که بر هوش اجتماعی قرار دهد.
 ملتی که عقل دارد، طبیعی است که می گردد تا راه های فرار مالیات را کشف کند، اما ملتی که عقلانیت دارد، ممکن است پرداخت مالیات را مفید و پرسود ارزیابی کند. ملتی که متکی بر عقل خویش است، ممکن است ثبت نام در یارانه های نقدی را مثبت ارزیابی کند، اما ملتی که عقلانیت دارد، ممکن است انصراف از دریافت یارانه نقدی را عقلانی بداند.

متاسفانه آنچه در دو دهه اخیر در جامعه ما رخ داده است، تقویت عقل بیشینه ساز در برابر عقلانیت بهینه ساز است. رشد، محصول بیشنیه سازی یک جامعه است و توسعه محصول بهینه سازی یک جامعه. رشد با عقل خام نیز حاصل می شود، اما توسعه با عقلانیت پخته حاصل می شود. پروژه توسعه در ایران همواره زمین خورده است، چون متکی به عقل خام بوده است؛ در حالی که توسعه یک پروسه است که باید متکی به رشد آرام عقلانیت باشد.

به گمان من یکی از نقص های جدی روشنفکری در کل دوران پس از مشروطیت این بوده است که تمام توان و همت خود را معطوف به مبارزه سیاسی و کسب آزادی کرده است. 

روشنفکری ایرانی همواره تمام توجه جمعی خود را به سوی اصلاح در سپهر سیاسی ایران معطوف کرده است. سپهر اجتماعی مساله دوم روشنفکری ایرانی بوده است و در سپهر اجتماعی نیز موضوعاتی هم چون عدالت اجتماعی، برابری جنسیتی، مذهب و نظایر این‌ها در مرکز توجه بوده است. هیچ تحولی در فرایند توسعه عمیق تر و ماندگارتر از تحول در عقلانیت یک ملت نیست و روشنفکری ایرانی باید با یک گردش بزرگ تاریخی مرکزیت توجه خود را به سوی مسائل زیربنایی تر تغییر دهد.

برای مثال آموزش زنان، به عنوان بخشی از هدف بزرگ آزادی و برابری زن و مرد در جامعه ما، و به عنوان یکی از دغدغه‌های روشنفکری ایرانی، زنان ما را دانشمندتر کرد، اما توانمندتر نساخت. توانمندسازی اجتماعی زنان، بخشی از پروژه عقلانیت است. اما دانشمندسازی آنان الزاما به افزایش عقلانیت عمومی زنان جامعه ما نمی انجامد.

امید که روزگاری شهرهای ما در کنار فرهنگسراها و دانشگاه ها و شهر کتابشان، خانه هایی پر از عقلانیت داشته باشند...

این جهان کوه است و فعل ما ندا

این جهان کوه است و فعل ما ندا

شعر زیبا و معروف مولانا را همه شنیده ایم :


این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا

فعل تو کان زاید از جان و تنت
همچو فرزندی بگیرد دامنت

این موضوع به گونه ای جدی بیان می دارد که نقش انسان در جهان هستی بر مبنای اصل کنش و واکنش استوار است و این موضوع در ادبیات کهن ما و در ضرب المثل های به جا مانده از نیکان ما مشهود است.

قرض است کارهای بدت نزد روزگار
 یک روز اگر ز عمر تو ماند ادا کند

اکنون این سوال مطرح است آیا در قرآن کریم این موضوع کنش و واکنش وجود دارد یا مورد اشاره قرار گرفته است ؟
در بررسی آیات قرآنی خداوند به کرات این موضوع را مورد اشاره قرار داده اند و با استفاده از قاعده بسط پذیری آیات الهی نباید تردیدی کرد که تاثیر پینک پنگی یا همان
ping pong effect
بر رفتار  و گفتار و تفکرات  ما در جهان هستی حاکم است و ما همواره در جهان خود ساخته خود زندگی می کنیم.
آیات زیر نمونه ای از تنظیم رفتار خداوند با بنده اش بر مبنای عملکرد اوست:

فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ ...   
 ١٥٢ بقره
به یادم باشید تا به یادتان باشم. 
—---—

...إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْکُمْ....
 محمد ٧
اگر خدا را یاری کنید، یاریتان می کند.
—------—
 ...وَأَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ ....
٤٠ بقره
به پیمانتان وفا کنید تا به پیمانم وفا کنم.
—------—
وَإِن تَعُودُوا نَعُدْ...
 انفال ١٩
....و اگر بازگردید، ما هم باز خواهیم گشت؛...
—---------
.....وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا.....        
 اسرا ٨
هرگاه پشت کنید، ما هم پشت می کنیم.
—---------
.... نَسُوا اللَّهَ فَنَسِیَهُمْ .....  
  توبه ٦٧
خدا را فراموش کردند، خدا هم آنان را فراموش کرد.
حتی در ورژنی بالاتر اگر این خدا فراموشی از حد بگذرد، خداوند انسان را به خود باختگی هم مبتلا می کند. 


...نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ ..  
حشر ١٩
خدا را فراموش کردند، خدا هم خودشان را از یادشان ببرد.

وَمَکَرُوا مَکْرًا وَمَکَرْنَا مَکْرًا...
نمل 50
و دست به مکر زدند و [ما نیز] دست به مکر  زدیم.
—------—
إِنَّ الْمُنَافِقِینَ یُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ
نساء ١٤٢
منافقان با خدا نیرنگ مى ‏کنند و حال آن که او با آنان نیرنگ خواهد کرد.
—-------
أَمْ أَبْرَمُوا أَمْرًا فَإِنَّا مُبْرِمُونَ
زخرف ٧٩
بلکه آن ها تصمیم محکم بر توطئه گرفتند؛ ما نیز اراده محکمی (درباره آن ها) داریم!
—------—

فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ
صف ٥
هنگامی که آن ها از حق منحرف شدند، خداوند قلوبشان را منحرف ساخت.
—-------------
....وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ
نور ٢٢
..... آن ها باید عفو کنند و چشم بپوشند؛ آیا دوست نمی‌دارید خداوند شما را ببخشد؟! و خداوند آمرزنده و مهربان است!

اکنون که بر اساس این آیات الهی رفتار خداوند با بنده اش انعکاس رفتار او با خداوند است  ، قطعا فطرت انسانی که نشات گرفته از ذات خداوندی است بر این کنش و واکنش شکل گرفته است و انسان همواره  در جامعه انعکاس رفتار خود را می بیند؛
پس بیاموزم که  رفتار دیگران با من بر مبنای رفتار من با آنان شکل می گیرد.
همان گونه که الطاف خدایی زمانی شامل حالم خواهد شد که با خداوند بر سر مهر و یک رنگی باشم.
یا علی مدد
محسن ط

ویرایش در باورها

ویرایش در باورها


ـــــــــــــــــــــ
هر آدمی درون خود کوزه ای دارد که با عقاید، باور ها و دانشی که از محیط اطرافش می گیرد پر می شود. این کوزه اگر روزی پر شد، یاد گرفتن آدمی تمام می شود، نه که نتواند، دیگر نمی خواهد چیز بیشتری یاد بگیرد . پس تفکر را کنار می‌گذارد و با تعصب از کوزه باورهایش دفاع می کند و حتی برای آن می میرد.

اما آدم غیر متعصب تا لحظه مرگ در حال پر کردن کوزه است . و صدها بار محتوای آن را تغییر می دهد. 

آب هم اگر راکد بماند، فاسد می شود!
آنچه ما را ویران می کند، باور های غلط و تعصباتی است که به خودمان اجازه دگربینی و دیگرگونی آن ها را نمی دهیم.


به قول نیچه :
«باور های غلط از حقایق خطرناک ویران کننده ترند…»

مخفی کاری معضلی فرهنگی

 مخفی کاری معضلی فرهنگی


یکی از معضلات فرهنگی ما مخفی کاری است.
مثال
دوست نداریم دیگران بدانند ما چقدر ثروت داریم.
دوست نداریم کسی از حساب بانکی مان آگاه شود.
دوست نداریم از میزان درآمدمان مطلع باشد.

به تعبیر دیگر از شفافیت گریزانیم ، در حالی که در دنیای مدرن جز گروه های مافیایی که در مسیر خلاف قرار دارند، شفافیت کاملی از درآمد و هزینه افراد موجود است.

در ماجرای یارانه ها اکثریت مردم اطلاعات نادرست برای دریافت یارانه ثبت کردند.
ممنوعیت قانونی در بررسی حساب بانکی افراد حتی برای دولت وجود دارد.
ادارات مالیاتی ناتوان از دریافت مالیات از ثروتمندانند.
مجلس از قانون گذاری درباره هزینه شفاف کاندیداها طفره می رود.

ریشه این معضل فرهنگی کجاست؟