دانستنی های زندگی

دانستنی های تغذیه،خانه داری،روان شناسی،زناشویی ،تربیتی ،علمی و....

دانستنی های زندگی

دانستنی های تغذیه،خانه داری،روان شناسی،زناشویی ،تربیتی ،علمی و....

چه وقتی آب خوردن شما را می‌کُشد؟

 

 
متخصصان طب مدرن و سنتی هر یک دلایل متنوعی برای پرهیز از نوشیدن آب زیاد در طول روز دارند و افراد را به میانه‌روی در این زمینه دعوت می‌کنند. با این وجود هر یک از این مکاتب دلایل و توضیحات متفاوتی را در این زمینه ارائه می‌کنند.
 
مجله سیب سبز: شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در جمع خانواده یا آشنایان‌تان درباره انواع و اقسام رژیم‌های غذایی، روش‌های پاکسازی و سالم‌سازی بدن با دوستان‌تان صحبت کرده و انواع و اقسام رژیم‌های غذایی پاکسازی را به یکدیگر معرفی کنید. با جست‌وجویی ساده در موتورهای جست‌و‌جوگر اینترنت درباره فواید آب و میزان نوشیدن آن در روز، خواهید دید صفحه‌ها و لینک‌های مختلفی در این باره به شما پیشنهاد می‌دهد که در برخی آن ها نوشیدن 8 لیوان آب در روز را به عنوان شیوه‌ای مناسب برای حفظ سلامت، نشاط عمومی و کاهش وزن می‌دانند و در برخی آن ها مصرف بیش از اندازه آب و نوشیدن 8 لیوان آب در طول روز را کاری غیراصولی، غیرپزشکی و خطرناک برای سلامت افراد معرفی می‌کنند و اعتبار آن را زیر سؤال می‌برند. متخصصان طب مدرن و سنتی هر یک دلایل متنوعی برای پرهیز از نوشیدن آب زیاد در طول روز دارند و افراد را به میانه‌روی در این زمینه دعوت می‌کنند. با این وجود هر یک از این مکاتب دلایل و توضیحات متفاوتی را در این زمینه ارائه می‌کنند. 
دکتر علیرضا عباسیان متخصص طب سنتی درباره دیدگاه‌های طب مدرن و سنتی درباره نوشیدن آب توصیه‌هایی را برای شما در میان می‌گذارد.

وقتی آب سمی می‌شود

 درمانگران و متخصصان طب سنتی بر این باورند که هر ماده‌ای تا حدودی خاصیت غذایی دارد. وقتی میزان آن ماده بیشتر شود، در طیف دارو قرار می‌گیرد و وقتی این میزان خیلی زیادتر می‌شود، از حد دارو فراتر می‌رود و به سم تبدیل می‌شود. به‌عنوان نمونه، شکر یک نوع غذا و خوراکی است که اگر دوز آن بیشتر شود، از طیف غذا خارج شده و به طیف دارو وارد می‌شود. همه ما در شرایطی که دچار افت فشارخون می‌شویم با کمی آب‌قند سرحال شده و بهبود می‌یابیم. در حالی که مصرف بیش از اندازه از شکر برای همه خطرناک است و برای فردی که مبتلا به دیابت است ،سم محسوب می‌شود.
آب نیز از دیدگاه این مکتب همین شرایط را دارد و باید به میزان لازم و متعادل مصرف شود. چرا که در شرایطی که افراد بیش از اندازه آب مصرف کنند، از آنجا که باید مازاد آن را از طریق ادرار یا تعریق دفع کنند، بخشی از املاح و مواد مفید بدن مانند سدیم و پتاسیم را نیز از دست می‌دهند و این مسئله به مرور بر سلامت آن ها اثر می‌گذارد، به ویژه بر سلامت افرادی که دچار مشکل و اختلال در عملکرد کلیه‌ها هستند . به این ترتیب دچار احتباس آب در بدن می‌شوند و این مسئله آثار بدی بر سلامت آن ها دارد.


عادت‌هایی که بیمارتان می‌کند

علاوه بر آن که برخی رژیم‌های غلط غذایی یا دستورالعمل‌های طبیعی مانند نوشیدن آب ناشتا یا آب درمانی به منظور پاکسازی بدن می‌تواند موجب آسیب رسیدن به دستگاه‌های داخلی بدن و بروز بیماری می‌شود، برخی عادت‌های غذایی ما در طول روز به مرور زمان موجب ابتلا به بیماری می‌شود. بسیاری از مردم عادت دارند یک ساعت پیش از خوردن وعده غذایی آب بنوشند. این نوشیدن آب یک ساعت پیش از غذا اختلال‌هایی را به همراه دارد. وقتی به ساعت غذا خوردن نزدیک می‌شویم ،شیره معده ترشح می‌شود، بنابراین وقتی ما یک ساعت پیش از غذا آب می‌نوشیم، موجب رقیق شدن شیره معده و حتی دفع بخشی از آن با آب می‌شویم و با این کار هضم و جذب مواد غذایی را با مشکل رو به رو می‌کنیم. به این ترتیب مواد غذایی با هضم نامناسب به اخلاط خام تبدیل شده و به صورت چربی در بدن ذخیره می‌شوند.

نسخه‌های طبیعی که خطرناک‌ هستند

باورهای مختلفی درباره نوشیدن آب در میان مردم وجود دارد که غالب آن ها باورهای نادرستی است. به عنوان مثال بسیاری از مردم تصور می‌کنند نوشیدن آب ناشتا یا نوشیدن آب یک ساعت قبل از غذا به کاهش وزن آن ها و از بین رفتن چربی‌های بدن کمک می‌کند. در حالی که از دیدگاه متخصصان طب سنتی این باوری غلط است. وقتی فردی از خواب بیدار می‌شود و ناشتا سراغ آب می‌رود، در حالی به بدنش آب می‌رساند که بدن او به دنبال غذا می‌گردد، بنابراین بدن خیلی سریع آب را به عنوان غذا جذب می‌کند؛ در حالی که آب جنبه غذایی ندارد، پس در این شرایط اغلب افراد حالت تهوع و تپش قلب را احساس می‌کنند. با نوشیدن آب ناشتا و تکرار این روند مزاج اعضای بدن به مرور سرد و تر شده و فرد دچار بیماری‌ها و اختلال‌های ناشی از سوءمزاج سرد و تر می‌شود، بنابراین با ادامه این روند فرد دچار بیماری‌هایی مثل لقوه و رعشه می‌شود.

دیدگاه‌های طب مدرن و سنتی درباره آب

درمانگران طب سنتی موادغذایی و خوراکی‌ها را به سه دسته مختلف تقسیم می‌کنند. آن ها بر این باورند که انواع خوراکی‌ها و نوشیدنی‌ها به سه گروه غذاها، سموم و داروها طبقه‌بندی می‌شوند. در بسیاری از متون طب سنتی به این نکته اشاره شده که هر ماده خوراکی می‌تواند یک یا چند خاصیت نام برده را داشته باشد. برخی مواد خوراکی خاصیت غذایی بیشتر و برخی خاصیت دارویی قوی‌تری دارند و گروهی هر دو خاصیت را دارا هستند.

بهترین زمان برای نوشیدن آب

از دیدگاه درمانگران طب سنتی بهترین ملاک برای نوشیدن آب، احساس تشنگی است. اگر بدن احساس کند به آب و مایعات نیاز دارد، خود به خود این موضوع را خبر می‌دهد. بنابراین توصیه ما این است که هر فرد وقتی احساس تشنگی می‌کند، آب بنوشد به شرط آن که حین غذا خوردن، یک ساعت قبل و یک ساعت بعد از غذا آب ننوشد. چراکه نوشیدن آب در این فاصله زمانی موجب اختلال در هضم و جذب مواد غذایی می‌شود. از طرفی باید احساس تشنگی فرد واقعی باشد. گاهی افراد دچار تشنگی کاذب می‌شوند؛ به این ترتیب که تشنگی آن ها به جای نوشیدن آب با نوشیدن یک فنجان آب گرم یا چای برطرف می‌شود. این افراد اصطلاحا دچار بلغم مالح یا بلغم شور هستند که هنگام تشنگی باید آب گرم بنوشند و بهتر است برای اصلاح مزاج و ایجاد تعادل در طبع‌شان به متخصص طب سنتی مراجعه کنند. اما در شرایط معمولی برای افرادی که از سلامت بدن برخوردارند، توصیه ما این است که هنگام تشنگی آب بنوشند و اگر در شرایطی که با خوردن غذای شور، خشک یا پرچرب، حین غذا خوردن احساس تشنگی کردند، مقداری شربت سکنجبین بنوشند. نوشیدن شربت سکنجبین علاوه بر رفع تشنگی به هضم بهتر غذا هم کمک می‌کند. البته باید توجه کرد که افراد مبتلا به دیابت نباید سراغ این شربت بروند و با میزان اندکی آب تشنگی‌شان را برطرف کنند.

 

چه زمانی بهتر است قهوه بخوریم؟

 

چه زمانی بهتر است قهوه بخوریم؟

 

اگر جزو قهوه خورهای قهار هستید و نمی توانید از قهوه ی روزانه تان دل بکنید، باید بدانید بهترین زمان برای خوردن نوشیدنی مورد علاقه تان ساعت 10.30 صبح است. می پرسید چرا؟ ادامه مطلب را مطالعه بفرمایید.

برای این که قهوه صبحگاهی تان حسابی سرحالتان بیاورد ، باید بین ساعت 9.30 تا 11.30 نوشیده شود. به خاطر این که در این ساعات از روز میزان کورتیزول (هورمون استرس) در پایین ترین میزان خود قرار دارد. این هورمون در ساعت 8 تا 9 صبح و همچنین 5.30 تا 6.30 عصر در بیش ترین میزان خود قرار دارد و بعد از آن کاهش می یابد.

کافئین موجود در قهوه و این هورمون روی هم تأثیر می گذارند. اگر زمانی که میزان کورتیزول بالاست قهوه بخورید، بدنتان نسبت به تأثیر کافئین مقاومت نشان می دهد. برای همین هم قهوه نمی تواند با سرعت زیاد مغزتان را تحریک کند. این گفته نظر متخصص مغز و اعصاب آمریکایی به نام استیون مایلر از دانشگاه ماریلند است که در وبلاگ شخصی خود منتشر کرده است.

به عقیده این متخصص افرادی که قهوه شان را به محض بیدار شدن و قبل از ساعت 9.30 می نوشند، باید یک قهوه بسیار غلیظ نوش جان کنند تا به تأثیر دلخواهشان برسند. از آنجایی که میزان کورتیزول در این ساعت بالاست، باید قهوه بیشتری هم بنوشید تا موثر عمل کند.

البته به عقیده متخصصان دیگر قهوه در افراد مختلف تأثیرات متفاوتی دارد.  همین طور این که میزان هورمون کورتیزول در همه یکسان نیست. اگر جزو قهوه خورها هستید می توانید فردا تأثیر قهوه در ساعات اولیه صبح را روی خودتان امتحان کنید.

 

منبع : سیمرغ

بازنشر : ایران گراند

 

باغ‌های معلق بابل

 باغ‌های معلق بابل

 

باغ‌های معلق بابل یا باغ های معلق سمیرامیس و دیوارهای بابل (عراق کنونی) یکی از عجایب هفتگانه می‌باشد. هردو این آثار ظاهراً به دستور بخت‌النصر دوم در حدود سال ۶۰۰ پیش از میلاد ساخته شده‌است. 

این آثار در نوشته‌های مورخان یونانی مانند استرابو و دیودوروس سیکولوس ذکر شده‌است، ولی همچنان در مورد وجود آن ها ابهاماتی هست. در حقیقت در هیچ یک از نوشته‌های بابلی در مورد وجود این باغ مطلبی ذکر نشده‌است. در طول قرن ها این منطقه با باغ های نینوا درآمیخته، ولی در حکاکی‌های موجود در آن نواحی روش‌های انتقال آب رودخانه فرات به ارتفاعی که برای این باغ ها احتیاج بوده‌است، آورده شده‌است. این باغ ها برای خوشحال کردن همسر بخت‌النصر که بیمار بوده‌است، ساخته شده‌اند. 

آمیتیس دختر ایشتوویگو و نوهٔ هُوَخشَترَه (پادشاهان ماد) با بخت‌النصر ازدواج کرد تا میان دو قوم صلح پایدار برقرار گردد. سرزمین ماد که آمیتیس از آن می‌امد، سرزمینی سرسبز و کوهستانی و پوشیده از گیاهان و درختان مختلف بود، ولی سرزمین بابل در منطقه‌ای مسطح و فلاتی خشک قرار گرفته بود. یکی از دلایل بیماری آمیتیس هم دوری او از سرزمین خوش آب و هوای خود بود؛ بنابراین بخت‌النصر تصمیم گرفت باغ های معلق بابل را در ارتفاع برای همسر خود بسازد. واژهٔ معلق که برای این باغ ها استفاده می‌شود، در حقیقت به این معنی نیست که باغ ها به‌وسیله طناب یا ریسمان به یکدیگر متصل بوده‌اند، بلکه احتمالاً ترجمه اشتباه کلمه‌ای یونانی به معنای تراس یا بالکن بوده‌است. 

استرابو در قرن اول قبل از میلاد می‌نویسد: تراس ها در طبقاتی روی یکدیگر واقع شده بودند و هرکدام دارای ستون های سنگی مکعب شکل توخالی بوده‌اند که توسط گیاهان پوشیده شده بود. تحقیقات بیشتر در منطقه بابل منجر به یافتن پایه‌های این ستون‌ها شده‌است.چون باغ مانند دامنه یک تپه شیب داشت و بخش‌های متعدد آن طبقه طبقه روی هم قرار گرفته بودند، منظره کلی آن مانند یک باغ معلق بود. 

وقتی صفه‌های پلکانی صعودی ساخته شدند، در زیر آن‌ها تالارهایی احداث شد و درخت‌هایی در آن‌ها و بالای آن‌ها کاشته شد که به تدریج روی یکدیگر رشد کردند... سقف‌های این تالارها با شاه‌تیرهایی از جنس سنگ به طول ۱۶ پا محافظت می‌شد... سقف روی این شاه‌تیرها نخست با لایه‌ای از نی که در لابه‌لای آن‌ها مقدار زیادی قیر ریخته شده بود، پوشانده شده و روی آن آجر پخته که در میان آن‌ها آهک ریخته بودند، قرار داشت، لایه سوم از سرب بود و سپس خاک ریخته می‌شد که رطوبت آن به پایین نفوذ نکند. در پایین نیز زمین به اندازه کافی کنده می‌شد تا درختان بزرگ تر بتوانند ریشه بدوانند و زمین با هر نوع درخت کاشته شده بود و چون همه تالارها به حد کافی نور می‌گرفتند، جایگاه‌های متعدد سلطنتی با تصاویر بسیار در آن احداث گردید و در یکی از تالارها شکافی ایجاد شده بود و در آن تجهیزاتی گذاشتند که آب تمام باغ را به حد وفور از رودخانه می‌گرفت و به همه جا توزیع می‌کرد.

@Onlyhistoryمنابع ↑ امپراتوری ایران، ص ۲۸.ناردو, دان. امپراتوری ایران. ترجمهٔ مرتضی ثاقب‌فر. چاپ دوم. تهران: انتشارات ققنوس, 1380. ISBN ‎8-257-311-964.

"خودپرستی "یا "دوستی با خود"

"خودپرستی "یا "دوستی با خود"


محمدامین مروتی

    تمایز بین خودخواهی و دوست داشتن خود بسیار مهم است. 

اگر زندگی بر وفق مرادتان نیست، دو دلیل دارد: 

اول این که خودخواهید 

و دوم آن که خود را دوست ندارید . 

این دو دلیل بر خلاف ظاهر یک مطلب را می‌گویند. 

خودخواهی بر "خود برتربینی" و همه چیز را برای خود خواستن دلالت می‌کند، ولی دوستی با خود دلالت بر احترام و کرامتی است که انسان برای خود به عنوان یک انسان قائل است و تفاوت اساسیش با خودخواهی در آن است که ناشی از مقایسه خود با دیگران نیست، بلکه قدر زندگی و سلامت و داشته‌ها و بودن خود را دانستن است. کسی که سلامت جسم خود را پاس نمی‌دارد، خود را دوست نمی‌دارد و کسی که به بهداشت روح خود توجه نمی‌کند، به همین طریق با خود دشمنی می‌کند. لذا نیچه با اشاره به آموزه مسیح که همسایه‌ات را مانند خودت دوست بدار، اضافه می‌کند: اما اول خودت را دوست بدار.
    ما زمانی احساس خوبی خواهیم داشت که خودمان را دوست داشته باشیم و از خودمان خوشمان بیاید و تمامیت کیفیت و چون و چند زندگی هر انسانی، تابع احساسی است که به خود دارد.

ﺁﯾﺎ ﻣﻦ ﻭ شما جز ﻋﻮﺍﻡ ﻫﺴﺘﯿﻢ؟

ﺁﯾﺎ ﻣﻦ ﻭ شما جز ﻋﻮﺍﻡ ﻫﺴﺘﯿﻢ؟



ﻗﺬﺍﻓﯽ ﺭﻭﺯﯼ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ بوﺩ. ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﺍﺳﺘﻌﻔﺎ ﺩﻫﺪ، خندید ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺍﺳﺘﻌﻔﺎ؟ استعفا ﺍﺯ ﭼﻪ؟ ﺍﺯ ﭼﻪ ﺍﺳﺘﻌﻔﺎ ﺩﻫﻢ؟ ﻣﻦ ﮐﻪ ﻣﻘﺎﻣﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ.

ﺍﻭ ﺭﺍﺳﺖ می گفت، ﻧﻪ ﺭﻫﺒﺮ ﺑﻮﺩ؛ ﻧﻪ ﺭﯾﯿﺲﺟﻤﻬﻮﺭ، ﻧﻪ ﺳﻠﻄﺎﻥ، ﻧﻪ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ؛
ﺍﻭ نمی‌خوﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﯾﮏ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻋﻨﺎﻭﯾﻦ ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ ﺷﻮﺩ!


ﺭﻭﺯگارﯼ ﻟﻨﯿﻦ ﻫﻢ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ:
ﻭﺯﯾﺮ ﭼﻪ ﻧﺎﻡ ﺗﻬﻮﻉآﻭﺭﯼ ﺍﺳﺖ! ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺎﻡ ﭘﺮﻭﻟﺘﺮﯼ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯿﻢ، ﻭﺯﯾﺮ ﺑﻮﯼ ﮔﻨﺪ ﺑﻮﺭﮊﻭﺍﺯﯼ می دﻫﺪ!

ﻣﺎﺋﻮ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮﺭ ﺑﻮﺩ.

ﭼﺮﯾﮏ ﭘﯿﺮ، ﮐﺎﺳﺘﺮﻭ ﻫﻢ ﺳﻠﻄﻨﺖ ﺭﺍ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﺗﻘﺪﯾﻢ ﮐﺮﺩ...!

ﮐﯿﻢ ﺍﯾﻞ ﺳﻮﻧﮓ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺭﯾﯿﺲﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﮐﺮﻩ ﺷﻤﺎﻟﯽ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﻮﺩ، ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺭﯾﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﺩﺍﯾﻤﯽ ﻧﺎﻣﯿﺪ...

ﻫﻤﻪ ﺍﯾﻦﻫﺎ، ﺭﻭﺯﯼ ﻗﺒﻠﻪ ﻣﺮﺩمانشان ﺑﻮﺩﻧﺪ.
ﻫﻤﻪ ﺍین ها ﺑﺮ ﺳﺮ ﺩﺳﺖ ﻋﻮﺍﻡ، ﺑﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﺭﺳﯿﺪﻧﺪ، ﻫﻤﻪ ﺩﺭ آﻏﺎﺯ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﻋﻮﺍﻡ ﺑﻮﺩﻧﺪ.
عوام، آن ها را می پرستیدند.

ﻋﻮﺍﻡ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﮐﻒ میﺯﺩﻧﺪ، ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ خاطر آن ها به ﮐﺸﺘﻦ می ﺩﺍﺩﻧﺪ، ﺩﮔﺮﺍﻧﺪﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﮐﺸﺘﻨﺪ ﻭ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺣﻖ ﻫﯿﭻ نطق کشیدنی ﺭﺍ هم ﻧﺪﺍﺷﺖ.

ﻫﻤﺎﻥ ﮐﺴﺎنی ﮐﻪ قذافی را ﺑﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﺭﺳﺎﻧﺪﻧﺪ، ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﺟﻨﺎﺯﻩﺍﺵ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎ ﻣﯽﺷﮑﺴﺘﻨﺪ.


ﻋﻮﺍﻡ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺪ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﭼﯿﺴﺖ،
ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺪ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻧﺮﻡ ﭼﯿﺴﺖ، ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺪ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﭼﯿﺴﺖ، ﻣﺪﺭﺳﻪ، ﻣﻌﻠﻢ، ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﭼﯿﺴﺘﻨﺪ.

ﻋﻮﺍﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﻣﯽﺭﻭﺩ، ﺿﺮﺏ ﻭ ﺷﺘﻢ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ، به دﺳﺖ پلیسی که باید حافظ مردم باشد ﺭﺍ ﻣﯽﭘﺴﻨﺪند،
ﻫﻤﺎن طوﺭ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺻﻒ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﻣﯽﺍﯾﺴﺘﺪ، ﺩﺭ ﺻﻒ ﺷﯿﺮ ﻭ ﻧﺎﻥ ﻫﻢ ﻣﯽﺍﯾﺴﺘﺪ، ﻋﻮﺍﻡ، ﮔﺪﺍ؛ ﺑﯿﻤﺎﺭ؛ ﺗﻦﻓﺮﻭﺵ، ﺧﻮﺩﻓﺮﻭﺵ؛ ﻣﻌﺘﺎﺩ؛ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺑﯿﻨﺪ، ﭼﻮﻥ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺪ که این ها ﭼﯿﺴﺘﻨﺪ!!!

ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ در سراسر جهان، عوام ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﺮ ﭼﯿﺰ دیگر ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺍﺳﺖ، ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﺩﺭ ﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﺍﺧﯿﺮ ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩﻫﺎﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﺻﺪ ﺳﺎﻝ ﻋﻮﺍﻡ ﺑﺎﺳﻮﺍﺩ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ!


ﻓﻬﻢ ﻭ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻭ ﻧﮕﺮﺵ ﺑﻪ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩﻫﺎ ﺑﻪ ﺳﻮﺍﺩ ﺳﺎﻧﺪﻭﯾﭽﯽ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪ! ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺍﺩ، ﻃﺎﻗﺖ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ؛
ﺩﺭ ﻓﻀﺎﯼ ﻣﺠﺎﺯﯼ ﺣﺘﯽ ﭼﻨﺪ ﺳﻄﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﻧﺪ؛ ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﺧﻂ ﺍﻭﻝ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻧﻤﯽﺩﻫﺪ؛ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﻄﺎﻟﺐ ﻭ ﻋﮑﺲ ﻭ ﻓﯿﻠﻢ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ آن که ﺧﻮﺩ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﯾﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﯽﻓﺮﺳﺘﺪ!


عوام ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﺯﺣﻤﺘﯽ ﻟﯿﺴﺎﻧﺲ ﻭ ﺍﺭﺷﺪ ﻭ ﺩﮐﺘﺮ می‌شود، پایان نامه هایشان را هم که از میدان انقلاب ابتیاع می کند. 

چشم دارند، ولی نمی بینند. 

مغز دارند، ولی نمی فهمند.

کله برای آنان که جایگاه مخ، که عضوی است که هر از چندگاهی باید به آرایشگاه برده شود. اصلا اهمیت سر برایشان در آن است که رستنگاه موی سر است.

این ﻋﻮﺍﻡ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﭼﻨﺪ ﺟﻮﮎ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﻫﺴﺘﻨﺪ، برای ﺩﻭﺳﺘﺎﻥشان ﻣﯽﻓﺮﺳﺘﺪ.

ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻋﻮﺍﻡ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ جهان سوم ﺍﺯ ﻫﺮ ﻫﺰﯾﻨﻪﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮ، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻫﺰﯾﻨﻪ آﻣﻮﺯﺵ ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﻭ ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ.

ای کاش ما عوام نباشیم ...