تست خودشناسی
تست ازدواج ویژه افراد مجرد
لطفاً در ابتدا کاغذ و قلمی آماده کرده و با دقت به سوالات زیر پاسخ دهید.
پس از پاسخ به هر سوال، نتیجه پاسخ را که شامل یکی از گزینه های " بله - خیر - گاهی اوقات " می باشد،آن را یادداشت کرده و سپس جهت اطلاع به " نتیجه تست " مراجعه کنید.
۱- آیا زمانی که مادر و پدری را به همراه فرزند کوچکشان می بینید، غبطه می خورید؟
الف) بله ب) خیر ج) گاهی اوقات
۲- آیا زمانی که یک زوج جوان را در حال خنده می بینید، افسوس می خورید؟
الف) بله ب) خیر ج) گاهی اوقات
۳- آیا همچون گذشته از اوقات تنهایی تان لذت می برید؟
الف) بله ب) خیر ج) گاهی اوقات
۴- زمانی که در جمع دوستان متاهل هستید، به خود می گویید که ای کاش من هم متاهل بودم؟
الف) بله ب) خیر ج) گاهی اوقات
۵-آیا شده که تا به حال حضور شخصی از جنس مخالف، شما را دگرگون کند؟
الف) بله ب) خیر ج) گاهی اوقات
۶- آیا تا کنون به این موضوع فکر کرده اید که تنهایی دیگر بس است؟
الف) بله ب) خیر ج) گاهی اوقات
۷- آیا تا کنون برایتان پیش آمده که شادی تان را بخواهید به کسی از جنس مخالف، انتقال دهید؟
الف) بله ب) خیر ج) گاهی اوقات
۸- آیا شما موسیقی های آرام گوش می دهید؟
الف) بله ب) خیر ج) گاهی اوقات
۹- آیا شده زمانی که پشت ویترین یک فروشگاه هستید، احساستان به شما بگوید برای کسی هدیه ای بخرید؟
الف) بله ب) خیر ج) گاهی اوقات
۱۰- آیا رنگ زندگی برای شما تغییر کرده است؟ " حضور شخصی زندگی تان را دگرگون کند. "
الف) بله ب) خیر ج) گاهی اوقات
۱۱- آیا شده در چند ماه اخیر، لبخند فردی، امید را در دلتان زنده کند و نگاه شما به زندگی تغییر کند؟
الف) بله ب) خیر ج) گاهی اوقات
۱۲- زمانی که پدر مادرتان می گویند، دیگر زمان ازدواج فرا رسیده است، اخم نمی کنید؟
الف) بله ب) خیر ج) گاهی اوقات
۱۳- آیا به تازگی در خیالتان مراسم خواستگاری را مرور می کنید؟
الف) بله ب) خیر ج) گاهی اوقات
۱۴- آیا اخیرا برایتان پیش آمده عاشق کسی شده باشید، اما حجب و حیا اجازه ندهد، آن را با او در میان بگذارید؟
الف) بله ب) خیر ج) گاهی اوقات
•
•
•
•
•
•
•
•
•
•
•
•
•
نتیجه تست:
اگر از 14 پرسش بالا به 10 گزینه پاسخ " بلی " داده اید، به این معنی است که نیاز به ازدواج در وجودتان احساس شده است.
اگر به 10 گزینه پاسخ "خیر" داده اید، به این معنی است که نیاز به ازدواج هنوز در وجودتان احساس نشده است .
اگر به 7 گزینه پاسخ " گاهی اوقات" داده اید، به این معنی است که هنوز سر در گم هستید و نمی دانید که باید ازدواج کنید یا نه و همچنان مجرد بمانید.
شب ها زود بخوابید!

داشتن عادات غذایی صحیح و توجه به زمان خوابیدن و استراحت برای حفظ سلامت بدن مهم است تا بتواند مواد مغذی را جذب و مواد زائد را دفع کند.
برای سالم زیستن، باید خواب راحت و آرامی داشته باشیم. به موارد زیر دقت کنید تا اهمیت خوابیدن برای شما روشن گردد:
ساعت 9 تا 11 شب:
زمانی است برای از بین بردن مواد سمی و غیر ضروری که این عملیات توسط آنتی اکسیدان ها انجام می شود.
در این ساعت بهتر است بدن در حال آرامش باشد. در غیر این صورت اثر منفی بر روی سلامتی خود گذاشته اید.
ساعت 11 تا 1 شب:
عملیات از بین بردن مواد سمی در کبد ادامه دارد و شما باید در خواب عمیق باشید.
ساعت 1 تا 3 نیمه شب:
عملیات سم زدایی در کیسه صفرا ، در طی یک خواب عمیق به طور مناسب انجام می شود.
ساعت 3 تا 5 صبح:
عملیات از بین بردن مواد سمی در ریه اتفاق می افتد. بعضی مواقع دیده شده که افراد در این زمان، سرفه شدید یا عطسه می کنند.
ساعت 5 تا 7 صبح:
این عملیات در روده بزرگ صورت می گیرد، لذا می توانید آن را دفع کنید.
ساعت 7 تا 9 صبح:
جذب مواد مغذی صورت می گیرد، پس بهتر است صبحانه بخورید. افرادی که بیمار می باشند، بهتر است صبحانه را در ساعت 6 و 30 دقیقه میل کنند.
کسانی که می خواهند تناسب اندام داشته باشند، بهترین ساعت صرف صبحانه برای آن ها، ساعت 7 و 30 دقیقه می باشد و کسانی که اصلا صبحانه نمی خورند، بهتر است عادت خود را تغییر دهند و در ساعت 9 تا 10 صبح صبحانه بخورند.
دیر خوابیدن و دیر بلند شدن از خواب، باعث می شود مواد سمی از بدن دفع نشوند.
از نصفه های شب تا ساعت 4 صبح، مغز استخوان عملیات خون سازی را انجام می دهد.
در ایام تعطیل، بسیاری افراد تا دیر وقت بیدار می مانند و بعد از اتمام تعطیلات، با خستگی به سر کار می روند، چون اعمال بدنشان دچار سردرگمی شده است و نمی داند چه باید انجام دهد.
پس همیشه، زود بخوابید و خواب آرامی داشته باشید . 
فدای همتون..منبع:چشم نواز
بیست توصیه مدیریتی

1- مسئولیت پذیر باشید.
2- به منظور اطلاع حاصل کردن از مطالب جدید علمی در چند سایت اینترنتی مرتبط عضو شوید.
3- چند تکه کلام اختصاصی و جالب برای خود انتخاب کنید.
4- تفکر و تعمق قبل از پاسخگویی راحت تر از پیدا کردن چاره ای برای تغییر آنچه عنوان شده می باشد.
5- علت شکست های سازمانی را تجزیه و تحلیل کنید تا ضمن تشخیص مسیر نادرست ، از تکرار آن جلوگیری کنید.
6- با بی اهمیت جلوه دادن کارهای کارمندان ، زحمات آنان را بی ارزش نکنید.
7- با انجام ورزش های فکری ، قابلیت های ذهنی خود را تقویت کنید.
8- به هر کس فراخور فعالیت و بازده کاری اش پاداش دهید و با در نظر گرفتن پاداش های مساوی ، حرکت افراد شایسته گروه را کند نکنید.
9- اجازه ندهید بار مسئولیت کارمندان بی کفایت و کند ، بر دوش کارمندان خبره و ساعی تحمیل شود؛ زیرا افراد با درک بی عدالتی انگیزه خود را از دست می دهند.
10- دانش حرفه ای خود را تا حدی بالا ببرید که در موارد لزوم در مقابل کلیه سوالات
حرفه ای حاضر جواب باشید.
11- زمان استخدام ، افراد علاوه بر تست های مقرر شده ، تست هایی انجام دهید که مطمئن شوید کسی را که می گمارید ، تنبل نیست ! زیرا افراد تنبل فشار کاری دیگران را بیشتر می کنند.
12- هنگام دست دادن ، دست افراد را محکم و صمیمانه بفشارید.
13- وقتی عصبانی هستید ، درباره دیگران تصمیم گیری نکنید.
14- همیشه وقت شناس باشید . برای حضور به موقع ، می توانید از ترفند قدیمی 5 دقیقه جلو کشیدن ساعت استفاده کنید.
15- هرگز امید ارتقا را از زیردستان نگیرید، زیرا به طور یقین ، انگیزه آن ها برای تلاش از بین می رود.
16- سعی کنید در صورت لزوم در دسترس باشید و شانس حرف زدن را به همه سطوح سازمان بدهید. در این صورت شاید با ایده های درخشانی روبه رو شوید.
17- به کارمندان ساعی و متعهد بگویید که چقدر برای سازمان مفید هستند و شما به آن ها علاقه و اعتماد دارید.
18- هیچ گاه اجازه ندهید کسی حالت افسردگی و ناامیدی شما را ببینید.
19- خشکی جلسات طولانی را با شوخ طبعی قابل تحمل کنید.
20- از سرزنش کردن دیگران در جمع خودداری کنید.
رازداری

کلام حق
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ بِطَانَةً مِّن دُونِکُمْ لاَ یَأْلُونَکُمْ خَبَالاً. (آل عمران: 118)
ای کسانی که ایمان آوردهاید، از غیر خودتان همراز مگیرید [آنان] از هیچ نابکاری در حق شما کوتاهی نمی ورزند.
اختران عصمت و ولایت
حضرت رسول(ص):
همنشینان، نگه دار امانت یکدیگرند و روا نیست یکی از آن ها راز رفیق خود را آشکار سازد.
( نهج الفصاحه، ص 346)
هر بندهای که در دنیا برای دیگران راز پوشی کند، خدا در روز قیامت، رازپوش وی شود. (همان، ص 682)
حضرت امیر(ع):
رازداری، گوشهای از سعادت است. (تحف العقول، ص 347)
سینه خردمند، صندوق راز اوست. (نهج البلاغه، ص 361)
امام صادق(ع):
دوستت را از راز خود آگاه نکن، مگر تا آنجا که اگر دشمن تو بر آن راز آگاه شود، نتواند به تو زیان رساند؛ چون ممکن است دوست روزی دشمن شود.
(محمدباقر کمرهای، آداب معاشرت، تهران، اسلامیه، 1364، ص 113)
امام کاظم(ع):
اگر در دست خود چیزی داری، دست دیگرت از آن اطلاع پیدا نکند.
(مشکاة الانوار، ص 304)
قند پارسی
هر آن سرّی را که داری، با دوست در میان منه؛ چه دانی؟! باشد که وقتی دشمن گردد؛ و هر بدی که توانی به دشمن مرسان؛ که باشد که وقتی دوست گردد.
(گلستان سعدی)
و رازی که نهان خواهی، با کس در میان منه، اگر چه دوست مخلص باشد که مر آن دوست را نیز دوستان مخلص باشد همچنان مسلسل.
(گلستان سعدی)
به راز خود امانت دار کردی دلم را مخزن اسرار کردی
(حزین لاهیجی)
سخن هیچ مگشا با رازدار که او را بود نیز انباز و یار
(شاهنامه حکیم فردوسی)
حدیث دیگران
افلاطون : هر چیز را که نگهبان بیشتر بود، استوارتر گردد، مگر راز را که نگهدار آن هر چند زیاد باشد، آشکارتر گردد.
بزرگمهر حکیم : قوی ترین رکن دوستی، کتمان اسرار دوستان و رازداری آن هاست.
ضرب المثل
Don̉t wash your dirty linen in public.
لباس کثیف را در ملأعام نشوی (سفره دلت را پیش هر کس پهن نکن).
It is a foolish sheep that makes the wolf his confessor.
گوسفند احمق باید باشد که گرگ را محرم اسرار خود کند.
گر نکته دان عشقی، بشنو تو این حکایت
بود مــــــــردی علیل از ورمـــی وز ورم بر نیـــــامــــدیش دمی
رفت روزی به نزد دانایــــــــــــی زیرکـــــی پر خــــــرد تــــوانایی
گفت: بنگر که از چه معـــــلولم کز خور و خواب و عیش معزولم
محبسش چون بدید، مرد حکیم گفت: ایمن نشین ز انده و بیم
نیست در باطن تو هیــــــچ خلل مینبینم ز هیچ نوع علــــــــــل
مرد گفتا که بازگـــــــــــویم حال کز چه افتاد بر من این اهـــوال
رازدار ملـــــــوک و پادشــــــهم با مــــــزاج ملوَّن و تبــــــــــهم
شه سکندر دهد همه کامـــــم که ورا، من گـــــــــزیده حجامم
لیک رازی است در دلم پیوست روز و شب جان نهاده بر کف دست
نتوانم گشـــــــاد راز نهــــــــــان که از آن بیم سر بود به زمان
سال و مه، مستمند و غمگینم بیش از این نیست راه و آیینم
گفت مرد حکــــــیم: رو تنـــــــها بیعــــلایق نهان سوی صحرا
چاهســــــاری ببین خـراب شده گشته مطموس و خشک از آب شده
اندر آن چاه، گــــــــــوی راز دلــت تا بیاســــاید این سرشته گِلت
مرد پند حکـــــــــیم چون بشـــنید همچنان کرد از آنکه چاره ندید
شد به صحـــــــــرا بـــــرون دانا مرد از پی دفع رنج و راحــــــت درد
دید چاهی خــــــراب و خالـی جای درد خود را در آن شناخت دوای
سر سوی چاه کرد و گفت: ای چاه راز من را نگـــــــــــاه دار نگاه
شه سکندر دو گوش هم -چو خران دارد، این اســـت راز، دار نهان
باز گفت این سخن سه بار و برفت بنگر او را که چــون گرفت آفت
زان کهن چاه، نی بُنـــی بر رست شد قوی بُن و برآمد چــــست
دید مردی شبان در آن چَـــــه نی ببرید آن نی و شـــــمردش فی
کرد نایــــــــــی از آن نــــــی تازه راز دل را که دانـــــــــــد اندازه؟
نای چون در دمـــــــــید، کـرد آواز با خــــــلایق که فاش کردم راز
شه سکندر دو گوش خـــــــر دارد خلــــق از این راز او خــــبر دارد
فاش گفت این سخن به گرد جهان مــــــــرد حجــــــام را برید زبان
تا بدانی که راز بهــــــــــــــــــروزان بهــــــتر از جمر و آتش سوزان
عالمی پر ز آتــــــــش و تف و دود بهتر از یک ســـخن که راز تو بود
(ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی غزنوی، گزیده حدیقه الحقیقه و شریعة الطریقه، تهران، هیرمند، 1372، ص 311)