دانستنی های زندگی

دانستنی های تغذیه،خانه داری،روان شناسی،زناشویی ،تربیتی ،علمی و....

دانستنی های زندگی

دانستنی های تغذیه،خانه داری،روان شناسی،زناشویی ،تربیتی ،علمی و....

پوست این میوه‌ها را بخورید


پوست این میوه‌ها را بخورید
 
مرجع : خبرگزاری ایسنا
اکثر ما هنگام خوردن پرتقال، پوست آن را بی‌درنگ دور می‌ریزیم ؛در حالی که نمی‌دانیم پوستِ پرتقال نزدیک به دو برابر گوشت این میوه ویتامین ث دارد.

به گزارش افکارنیوز، در بسیاری از میوه‌ها و صیفی‌ها پوست، مغذی‌ترین و پرخاصیت‌ترین بخش آن ها محسوب می‌شود. حتما می‌پرسید چه میوه‌ها و صیفی‌هایی را باید با پوست بخوریم؟ آیا پوست موز را هم می‌توان خورد؟ پوست هندوانه چطور؟ جواب این سوال‌ها مثبت است؛ چون پوست این خوردنی‌های سالم را نیز می‌توان خورد. 

در این گزارش به نقل از پایگاه اینترنتی «استک»، ۱۲ نوع میوه و صیفی‌ که می‌توانید آن ها را با پوست بخورید و از خواص بی‌شمار پوست آن‌ها بهره‌مند شوید، معرفی شده است:

- سیب

پوست سیب به اندازه‌ نیمی از کل این میوه فیبر دارد. یک سیب متوسط محتوی ۹ میلی‌گرم «ویتامین ث»، ۱۰۰ واحد بین‌المللی «ویتامین آ» و ۲۰۰ گرم پتاسیم است که با کندن پوست آن، حدود یک سوم این مواد مغذی را دور می‌ریزید. همچنین پوست سیب چهار برابر بیش از گوشت آن «ویتامین کا» دارد که این میزان حدود ۵ درصد از نیاز روزانه بدن به این ویتامین است. پوست سیب فواید بیشتری نسبت به ویتامین‌های داخل گوشت این میوه دارد. نوعی آنتی‌اکسیدان به نام «کورسِتین» که اغلب در پوست سیب یافت می‌شود، به عملکرد ریه کمک کرده و مشکلات تنفسی را به حداقل می‌رساند. این آنتی‌اکسیدان ریه را در برابر التهاب محافظت می‌کنند. همچنین گفته می‌شود کورستین ضمن مقابله با آسیب بافت‌های مغز از حافظه نیز مراقبت می‌کنند.

در یک مطالعه دیگر، ترکیب دیگری در پوست سیب یافته شده که «تریترپنوئید» نام دارد و از سرطانی شدن برخی سلول‌ها جلوگیری کرده و با انواع خاصی از سرطان‌ها مبارزه می‌کند. همچنین «اسید اورسولیک» موجود در پوست سیب رشد عضلانی را تقویت و ضمن افزایش حجم ماهیچه‌ها از خطر بروز چاقی مفرط جلوگیری می‌کند.

- سیب‌زمینی

پوست سیب‌زمینی محتوی مواد مغذی بیشتری است. پوست سیب‌زمینی بسیار بیش از گوشت آن آهن، کلسیم، پتاسیم، منیزیم، ویتامین ب ۶ و ویتامین ث دارد. به عنوان مثال ۱۰۰ گرم پوست سیب‌زمینی نسبت به همین وزن سیب‌زمینی هفت برابر کلسیم بیشتر و ۱۷ برابر آهن بیشتر دارد. با دور انداختن پوست سیب‌زمینی ۹۰ درصد از آهن و نیمی از فیبر موجود در آن را دور می‌اندازید.

همچنین پوست سیب‌زمینی شیرین را فراموش نکنید، چرا که سرشار از بتاکاروتن است. این ماده در هنگام هضم شدن تبدیل به «ویتامین آ» می‌شود. این ویتامین برای سلامت سلول‌ها و تنظیم سیستم ایمنی مفید بوده و برای حفظ عملکرد اعضای بدن حیاتی است.

- پوست مرکبات (پرتقال، لیمو، گریپ‌فروت، لیموشیرین)


پوست پرتقال تقریبا دو برابر گوشت آن ویتامین ث دارد. پوست پرتقال همچنین حاوی میزان بیشتری ریبوفلاوین، ویتامین ب ۶، کلسیم، منیزیم و پتاسیم است. فلاونوئید موجود در پوست پرتقال خواص ضدسرطانی و ضد التهابی دارد. مرکبات همچنین جذب آهن را افزایش می‌دهند.

اگرچه پوست مرکبات سرشار از مواد مغذی است، اما به دلیل این که تلخ بوده و به سختی هضم می‌شود، شاید نتوانید پرتقال را درسته بخورید. در عوض با استفاده از رنده‌ تیز یا هر وسیله برنده دیگر پوست پرتقال را روی سالاد بریزید و میل کنید. همچنین می‌توانید آن را در داخل شیشه روغن زیتون بریزید. ترکیب پوست پرتقال با شکلات یا بستنی نیز بسیار خوشمره خواهد شد.

- خیار
پوست خیار محتوی بسیاری از آنتی‌اکسیدان‌ها، فیبر غیرمحلول و پتاسیم موجود در خود خیار است. پوست خیار همچنین محتوی بیشتر «ویتامین کا» موجود در خیار است. پس دفعه آینده خواستید سالاد درست کنید، پوست خیار را نکنید.

- کیوی

حتما شما هم سال‌ها پوست کیوی را بریده و کنار گذاشته‌اید و فقط گوشت آن را میل کرده‌اید؛ اما باید بدانید پوشش کرکی کیوی نیز خوردنی است. در واقع پوست کیوی بیش از گوشت آن فلاونوئید، آنتی‌اکسیدان، ویتامین ث دارد. همچنین فیبر موجود در پوست کیوی دو برابر گوشت آن است. پس از این به بعد کیوی را مانند هلو گاز بزنید. اگر نمی‌توانید کیوی را با کرک‌هایش بخورید، پیش از مصرف، کرک‌های آن را از روی پوستش پاک کنید.

- بادمجان

این صیفی بنفش رنگ محتوی آنتی‌اکسیدان بسیار قدرتمند «ناسونین» است. این آنتی‌اکسیدان از گسترش سرطان به‌ ویژه در مغز و سایر بخش‌های سیستم عصبی جلوگیری می‌کند. پوست بادمجان همچنین محتوی «اسید کلروژنیک» است. این ترکیب شیمیایی ضمن افزایش خواص آنتی‌اکسیدان و ضد التهابی، تحمل گلوکزی را نیز افزایش می‌دهد. گوشت بادمجان همچنین محتوی اسید کلروژنیک است که البته این اسید به میزان بیشتر در پوست آن وجود دارد.

- انبه

تحقیقات نشان می‌دهد پوست انبه محتوی ترکیباتی مشابه «رزوراترول» است که به سوزاندن و جلوگیری از تشکیل سلول‌های چربی‌های اشباع‌شده کمک می‌کنند. در این مطالعه گوشت میوه‌ انبه نیز مورد آزمایش قرار گرفت ،اما نتایج حاصل از آن به اندازه پوست این میوه نبود. محققان می‌گویند افرادی که می‌خواهند از خواص انبه بهره‌مند شوند، باید این میوه را با پوست بخورند.

پوست انبه همچنین نسبت به گوشت آن محتوی میزان بیشتری کاروتنوئید، پلی‌فنول‌ها، امگا ۳، امگا ۶ و سایر اسیدهای چرب اشباع نشده است. مطالعه دیگری نشان می‌دهد ترکیباتی که میزان تجمع آن‌ها در پوست انبه بیشتر است، با سرطان، دیابت و بیماری‌های قلبی مبارزه می‌کنند. پوست انبه همچنین محتوی کورستین است. پوست انبه را می‌توان خام یا پخته میل کرد. یکی دیگر از راه‌های خوردن همزمان میوه و پوست انبه درست کردن ترشی انبه است.

- هویج

از آنجا که پوست هویج نیز مانند گوجه‌فرنگی همرنگ گوشت آن است، پوست و گوشت آن خواص غذایی مشابهی دارند. با این حال بیشترین میزان انباشت ترکیبات مغذی هویج در پوست آن است؛ پس به جای پوست کندن هویج، آن را با یک برس خوب تمیز کنید و بشویید.

- هندوانه

تمام هندوانه‌ها محتوی «سیترولین» هستند که خاصیت آنتی‌اکسیدانی دارد و به «آرگینین» تبدیل می‌شود. این ماده یک اسید آمینه است که برای قلب، سیستم ایمنی و سیستم گردش خون مفید است. اما جالب است بدانید که بخش اعظم این سیترولین در پوست هندوانه وجود دارد. شاید خوردن پوست هندوانه به نظر ناخوشایند و بدمزه باشد، اما می‌توان مانند خیار از آن ترشی یا شور تهیه کرد یا آن را مزه‌دار کرد و خورد. همچنین می‌توان پوست هندوانه را همراه با گوشت آن در مخلوط کن ریخت و با اضافه کردن کمی آبلیمو میل کرد.

- پیاز

پوست پیاز همانند انبه و سیب محتوی کورستین است. اگرچه نمی‌توان پوست پیاز را مستقیما خورد ،اما می‌توانید در هنگام پختن گوشت و مرغ آن را با پوست داخل آب بیندازید تا برخی از خواص مفید آن را استخراج کنید.

- آناناس

آناناس محتوی «بروملین» است. این ترکیب یک آنزیم کاهنده‌ التهاب به‌ ویژه در بینی و سینوس‌ها است. نتایج یک مطالعه نشان می‌دهد میزان بروملین موجود در هسته و پوست آناناس بیش از گوشت آن است. از آنجا که هضم هسته و پوست آناناس برای دستگاه گوارش انسان دشوار است، آن را داخل مخلوط‌ کن ریخته یا چند دقیقه در ماهی‌تابه تفت دهید.

- موز

پوست موز بیش از گوشت آن فیبر و پتاسیم دارد. پوست موز همچنین محتوی لوتئین است که یک آنتی‌اکسیدان محسوب می‌شود. این آنتی‌اکسیدان در حفظ سلامت چشم نقش مهمی ایفاء می‌کند. همچنین اسید آمینه تریپتوفان بیش از آن که در خود میوه موز باشد، در پوست آن وجود دارد. تریپتوفان با افزایش سطح هورمون «سروتونین» در بدن باعث کاهش افسردگی می‌شود. سروتونین یک ناقل عصبی در مغز است که بر خلق و خو تأثیر می‌گذارد.

از آنجا که پوست موز تلخ مزه و سفت است، بسیاری از افراد آن را میل نمی‌کنند؛ اما پوست موزهای رسیده (موزهای قهوه‌ای رنگ)، نازک‌تر و شیرین‌تر بوده و راحت‌تر جویده می‌شوند. همچنین می‌توان پوست موز را چند دقیقه جوشانده تا نرم‌تر شود یا آن را در ماهی‌تابه سرخ کرد. اگر هم می‌خواهید خلاقیت بیشتری به خرج دهید، پوست موز را ۲۰ دقیقه یا بیشتر داخل فر قرار دهید تا خشک شود سپس با آن چای دم کنید.

80 درصد مطلقه‌ ها زیر 30 سال هستند!


 
گلزاری در پاسخ به سوالی درباره این که به نظر شما عواقب از گسستگی و آشفتگی در خانواده‌ها چیست؟ گفت: 
نتیجه شرایطی است که می‌بینید! درحال حاضر، 80 درصد مطلقه‌های ما زیر 30 سال هستند.
 
روزنامه آرمان: نرخ طلاق در کشور نگران‌کننده است؛ این حرف دیگر حرفی در گوشی نیست چنان که، آمار و ارقام در سال‌های اخیر حکایت از رشد طلاق در کشور دارد تا جایی که عنوان می‌شود هر ساعت 18 واقعه طلاق اتفاق می‌افتد.

در هفته ازدواج شاید بهتر بود گفت‌وگو با معاون امور سامان دهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان درباره ازدواج باشد. با وجود این، محمود گلزاری طلاق را مورد تاکید قرار داد. همین انتخاب شاید جدی بودن این آسیب را بیش از پیش آشکار می‌کند.

 موضوع کاهش نرخ ازدواج و افزایش میزان طلاق در دهه‌های اخیر بارها از سوی مسئولان مطرح شده است. طبق آمارهای شما، نرخ این دو واقعه حیاتی در کشور چگونه است و چه روندی را در آینده طی می‌کند؟

فکر می‌کنم در این مورد بهتر است تمرکز خود را روی نرخ طلاق بگذاریم. همان‌طور که می‌دانید، روند طلاق به‌طور نگران‌کننده ای رو به افزایش است. در واقع، منحنی طلاق در 10 سال اخیر بالاست و در حال حاضر، مبتنی بر آمار‌هایی که در دسترس ماست، میانگین کشوری طلاق حدود 22 تا 23 درصد است. یعنی از هر 5 ازدواج، یک ازدواج منجر به طلاق می‌شود. البته، این رقم در کلانشهر‌ها از این میزان هم بالاتر است. به‌طور مثال، در تهران یک سوم ازدواج‌ها یا به عبارت دیگر 33 درصد ازدواج‌ها در 5 سال اول زندگی مشترک به طلاق ختم می‌شود. متاسفانه،15  تا 20 درصد این طلاق‌ها تنها در نخستین سال پس از ازدواج اتفاق می‌افتد. این آمار‌ها به خوبی نشان می‌دهد که برخی از خانواده‌ها بر مبنایی بسیار سست شکل می‌گیرند.

اما برگردیم به آمارهایی که درابتدای صحبتم اشاره کردم.همان طور که عنوان کردم، در کشور ما از هر 5 ازدواج یک ازدواج منجر به طلاق می‌شود، 4 ازدواج باقی مانده هم با شاخص‌های درگیری خانوادگی، نزاع ، همسرآزاری و کودک‌آزاری تهدید می‌شود. بر همین اساس، متاسفانه، باید بگویم که از 4 ازدواج باقی مانده تنها یک ازدواج، ازدواج بالنده است. یعنی، انتظاری که ما از خانواده به عنوان کانون و منبع محبت، آرامش، دلبستگی و هیجانات مثبت داریم که نتیجه آن فرزندداری درست است در تنها یک خانواده دیده می‌شود. بنابراین، در یک حالت خوشبینانه تنها 20 درصد از ازدواج‌های ما ازدواج بالنده است.

 تکلیف سه خانواده‌ای که ازدواجشان منجر به طلاق نشده است و ازدواج بالنده‌ای هم به حساب نمی‌آید، چه می‌شود؟ آن ها چه مسیری را طی می‌کنند؟


ما معتقدیم کاروان ازدواج پس از انعقاد عقد در سه مسیر بالندگی، آشفتگی و گسستگی قرار می‌گیرد. آمار‌های ما نشان می‌دهد که حدود 20 درصد ازدواج‌ها در سطح کشوری با گسستگی رو به روست که این میزان در برخی از نقاط کلانشهرها تا 40 درصد هم می‌رسد؛ به طوری که، در این مناطق از هر دو یا سه ازدواج یک واقعه طلاق رخ می‌دهد. از طرف دیگر، حدود 50 تا 60 درصد  ازدواج‌ها آشفتگی و نارضایتی را تجربه می‌کنند و تنها 20 درصد آن ها به سمت بالندگی حرکت می‌کنند.

 به نظر شما عواقب این میزان از گسستگی و آشفتگی در خانواده‌ها چیست؟

نتیجه شرایطی است که می‌بینید! درحال حاضر، 80 درصد مطلقه‌های ما زیر 30 سال هستند. ضمن این که، به موازات افزایش طلاق در جامعه جمعیت جوانی که با این آسیب اجتماعی رو به رو می‌شوند، افزایش می‌یابد. از نظر فرهنگ ما، طلاق در زندگی جوان‌ها به ویژه دختران جوان یک آسیب بزرگ است. مطالعات انجام شده درمورد طلاق هم نشان می‌دهد افرادی که تجربه طلاق را پشت سر گذاشته اند، در معرض 14 نوع آسیب قرار دارند که ساده‌ترین آن افسردگی است. حتی، در مقایسه با واقعه داغ دیدگی، افسردگی و میزان آسیب پذیری فردی که طلاق را تجربه کرده است، بیشتر است. در روانشناسی، افسردگی یعنی از دست دادن تمام آن چیزهایی که در گذشته داشته‌ایم و برایمان مطلوب بوده است.

 در واقع، افسردگی مساوی است با غم به اضافه احساس گناه به اضافه نا امیدی. در طلاق هر سه بخش سازنده افسردگی به‌طور جدی حضور دارد و این خود زنگ هشدار است. علاوه بر افسردگی، آسیب دیگر ناشی از طلاق، انگ اجتماعی است. متاسفانه، در جامعه ما دختر طلاق گرفته در بسیاری از موارد از سوی خانواده و جامعه طرد می‌شود و محدودیت‌هایی برای او ایجاد می‌شود. تحت این شرایط، تعدادی از این افراد سعی می‌کنند داستان طلاق خود را پنهان کنند؛ چراکه، آشکار شدن این مساله تبعات اجتماعی بسیاری برای فرد می‌تواند به همراه داشته باشد. موارد زیادی داشته‌ایم که فرد به دلیل تجربه طلاق قادر به انتخاب شغل مناسب نبوده است.

عجیب است که با افزایش میزان طلاق هنوز جامعه حاضر به پذیرش طلاق نیست. به نظر شما مقاومت جامعه برای پذیرش این آسیب به چه دلیل است؟


درست است. جامعه نمی‌پذیرد؛ چراکه متاسفانه، جامعه و برخی مسئولان ما در مورد طلاق چیز زیادی نمی‌دانند. برای درک این مساله کافی است تا به معاونت فرهنگی وزارت ارشاد مراجعه کنید و ببینید که در 10 سال گذشته چه تعداد کتاب درباره طلاق منتشر شده است. واقعیت این است که ما در مورد طلاق اطلاع‌رسانی نکرده‌ایم و هنوز دانشگاه‌ها، صداوسیما و حتی مراکز مشاوره بسیاری اطلاعات مربوط به طلاق را در اختیار ندارند و اطلاعی هم از آن ندارند. بر این اساس، تصور می‌کنم بهترین جمله در مواجهه ما با طلاق این است که بگوییم ما با یک آسیب بزرگ از نظر کمیت و یک اطلاع‌رسانی ضعیف رو‌به‌رو هستیم.

 شما در صحبت‌هایتان به انگ اجتماعی طلاق اشاره کردید که اغلب شامل حال خانم‌ها می‌شود. به‌طور حتم، ناآگاهی جامعه در شکل‌گیری این انگ نقش دارد. اما شما چه برنامه‌ای برای فرهنگ‌سازی و تغییر نگاه جامعه در این مورد تدوین کرده‌اید؟

به نظر من لازم است در این مورد کار فرهنگی و رسانه‌ای صورت گیرد تا جامعه بداند اولاً، طلاق یک آسیب اجتماعی است؛ اما از جنس آسیب‌های اجتماعی‌ای نیست که فرد آسیب دیده خود اختلال شخصیت داشته باشد. فرد طلاق‌گرفته، انسان سالمی است که خود درگیر مشکلات اقتصادی، آموزشی، فرهنگی، سنتی یا دخالت خانواده‌هاست. برخلاف سایر آسیب‌های اجتماعی که فرد آسیب‌دیده آسیب‌رسان هم هست و خود اختلال شخصیت دارد، در طلاق انسان سالم دچار مصیبت شده است. پس در مرحله اول باید طلاق را از دیگر آسیب‌ها جدا کرد.

انسان طلاق گرفته را باید انسان مصیبت دیده تلقی کنیم که مصیبتی به او وارد شده و باید به این فرد برای بازسازی زندگی کمک کرد. در این مورد نیازمند کار فرهنگی و اطلاع‌رسانی برای تغییر نگاه جامعه هستیم. ثانیاً، طلاق باید از سوی جامعه دیده شود و باید به شکلی عادی با آن برخورد کرد. طلاق عمل خلافی نیست که فرد آن را پنهان کند. انسانی که تجربه طلاق را داشته ،باید این قدرت را داشته باشد که بگوید من جدا شده‌ام. برای این کار لازم است تا نگرش‌های منفی نسبت به افراد طلاق گرفته به‌ویژه زنان تغییر کند. در مرحله بعد، باید برای ازدواج با زنان طلاق گرفته فرهنگ‌سازی کرد.

 مطمئناً برای فرهنگ سازی در این مورد باید ریشه‌های این نوع نگاه را پیدا کرد. نظر شما درباره دلایل وجود نگاهی این چنینی چیست؟

من فکر می‌کنم این مشکل تاریخی است و نیاز به آسیب‌شناسی دارد. نگاهی که به حوزه زن در طول تاریخ شده، ریشه در فرهنگ سنتی ما داشته است. در فرهنگ سنتی ازدواج، دوشیزه بودن دختر اصل مهمی است. بر همین اساس، در پیشینه تاریخی ما موارد بسیاری وجود دارد که مردان بسیار مسن با دختران کوچک ازدواج می‌کردند.

 این مساله در دوره‌هایی حتی تبدیل به یک امر رایج شد. در هر صورت، این مساله چه ناشی از پیشینه تاریخی و چه برخی بدفهمی‌ها باشد، نتیجه‌ای که به بار آورده این است که به زنان چه در حوزه ازدواج و چه در حوزه بعد ازازدواج و طلاق اجحاف می‌شود. ما باید بپذیریم که شرایط فرهنگی جامعه در طول زمان تغییر کرده و لازم است نگرش‌های افراد به طلاق نیز با گذشت زمان تغییر کنند.

 به گفته شما تنها 20 درصد از ازدواج‌ها در کشور، ازدواج‌های بالنده به شمار می‌روند و 80 درصد باقی مانده به نوعی دچار مشکل هستند. بارها اشاره شده که بخشی از مشکلات خانواده و البته، روی آوردن آن ها به طلاق مشکلات اقتصادی است. اما فارغ از این مشکلات، چه خلأ روانی و اجتماعی در بحث شکل‌گیری ازدواج‌های بالنده در کشور وجود دارد؟


در پاسخ به این سوال شما باید بگویم، در کنار مسائل اقتصادی، موضوعی که در حوزه ازدواج و خانواده قابل تغییر و اصلاح است، مساله آموزش است. زمانی که ازدواجی صورت می‌گیرد، مانند این است که نوزادی به‌دنیا می‌آید. اگر بخواهیم این نوزاد رشد کند و سالم و شاداب باشد، باید ازدواج سالم صورت بگیرد. دقیقاً، در همین بخش، بحث مشاوره‌های پیش از ازدواج مطرح می‌شود. جای تاسف است که بگویم 50 درصد مشکلات ازدواج‌ها مبتنی بر انتخاب نامناسب است؛ چراکه، جوانان و خانواده‌ها بسیاری از موارد محسوس را نمی‌بینند یا می‌بینند و از کنار آن می‌گذرند. ضمن این که، خانواده‌ها و جوانان از بسیاری از شرایط و واقعیت‌های جامعه آگاهی ندارند و این موارد نیاز به کار تخصصی دارد. به طور مثال، 30 درصد از مردان جوان ما در حال حاضر، دچار مشکلات جنسی هستند. مساله بعد در حوزه ازدواج، آموزش است.

بر اساس آمار‌ها، حدود 30 درصد از مشکلات زوجین با آموزش‌ها و مشاوره‌های بعد از ازدواج حل می‌شود. این آموزش‌ها نه‌تنها برای زوجین که به خانواده‌ها هم مربوط می‌شود چرا که، بسیاری از مشکلات زوجین ناشی از دخالت خانواده‌هاست. خانواده‌ها در بسیاری از موارد دلسوز ناآگاه هستند و گاهی از اوقات بخشی از مشکلات زندگی خود را به زندگی فرزندانشان منتقل می‌کنند. برای رفع تمامی مشکلات این چنینی، ما آموزش‌های لازم را در پنج جلسه فشرده تدارک دیده‌ایم.در مرحله بعد از آموزش هم زوجین باید بدانند اگر اختلافی شروع شد تا چه مرحله‌ای افراد خود باید آن را حل کنند و از چه مرحله‌ای باید به مراکز مشاوره رجوع کنند. انتخاب مناسب همسر، آموزش مداوم، مراقبت‌های بعد از ازدواج و مشاوره هنگام ضرورت سه اصلی است که ما دربرنامه‌های خود بر آن ها تاکید کرده‌ایم. در شرایطی که میزان طلاق بالا و قابل توجه است، ما نمی‌توانیم این موضوع را به حال خود رها کنیم.

 البته برخی معتقدند دخالت‌های گاه اشتباه دولت‌ها در حوزه خانواده و کم‌توجهی به تمام ابعاد خانواده در شکل‌گیری وضع موجود بی‌تاثیر نبوده است. به عبارت دیگر، اگر دولت زمینه‌های رشد اقتصادی و توزیع عادلانه ثروت را فراهم کند، جامعه می‌تواند خود را سامان‌دهی کند. به عنوان یکی از بلندپایه‌ترین مسئولان حوزه جوانان شما در این مورد چه فکر می‌کنید؟


بله! برخی معتقدند دولت‌ها نباید در بحث ازدواج دخالت کنند. ازدواج نهاد اجتماعی است که با تغییرات جامعه متحول و به مرور سامان‌دهی می‌شود. ما اما این‌طور فکر نمی کنیم. اولاً،مبتنی بر نگاه دینی ما خداوند برای نظام اسلامی این وظیفه را قائل است تا در حوزه ازدواج تمام تلاش خود را به کار ببندد. ثانیاً، نگاه جبرگرایانه در این مورد مشکلی را حل نمی کند. به نظر من، مردم واقعاً دچار مشکل شده‌اند و اگر ببینند نهاد، سازمان یا مرکزی به آن ها کمک می‌کند، به سمت آن می‌آیند. مطمئناً، مردم اگر اعتماد کنند، هزینه هم می‌کنند.

این درحالی است که ما به اندازه نیاز، اعتماد و دلسوزی مردم به آن ها کمک نکرده‌ایم. دولت‌ها در تمامی این سال‌ها حوزه خانواده را به‌درستی ندیدند و به‌ویژه از حیث فرهنگی به آن نپرداختند. حتی برنامه‌های صدا و سیما در مورد خانواده با ناهماهنگی همراه است. من فکر می‌کنم، لازم است صدا و سیما برنامه‌های خود در حوزه خانواده را تحلیل محتوا کند؛ چرا که، در تمامی این سال‌ها پیام‌های متناقضی از صدا و سیما و مشاوران آن ها به مردم داده شده است. انتشار این پیام‌ها و ورود گروه‌های متناقض و ناهماهنگ یکی از آسیب‌های جدی در حوزه ازدواج است. درحال حاضر، ما با یک نابسامانی در حوزه آموزش‌های مسائل جنسی رو‌به‌رو هستیم. این آشفتگی در مراکز مشاوره هم دیده می‌شود. هزار و 400 مرکز مشاوره در سراسر کشور فعالیت می‌کند، اما این که صلاحیت چه تعداد از این مراکز تائیدشده موضوعی دیگر است.

 شما به مراکز مشاوره اشاره کردید. یکی از آسیب‌های مراکز مشاوره فعلی، نحوه ارائه خدمات است. در واقع، بسیاری از کارشناسانی که در این مراکز خدمات مشاوره ارائه می‌دهند، از صلاحیت‌های کافی برخوردار نیستند. با توجه به تاکید شما بر موضوع گسترش مراکز مشاوره، چه برنامه‌ای برای ارائه خدمات در این مکان دارید؟ صرف این که فردی 4 یا 6 سال در دانشگاه درس خوانده، معیار مناسبی برای راه‌اندازی مراکز مشاوره است؟


نه! به‌طور حتم این‌طور نیست. پیشنهاد ما این است که مراکز مشاوره ازدواج و خانواده به طور منظم اعتبارسنجی شوند و بر اساس اعتبارسنجی فعالیت کنند. مبتنی بر اصول موجود، در هر مرکز باید یک متخصص باشد. ضروری است این متخصص پروانه تخصصی نظام مشاوره را داشته باشد. البته، همان‌طور که شما اشاره کردید، صرف داشتن مدرک دانشگاهی کافی نیست؛ چرا که از ترم اول لیسانس روان شناسی تا پایان دوره دکترا دانشجویان هیچ چیز درباره مشاوره ازدواج نمی‌خوانند. بنابراین، به صرف این که به شخصی مدرک دانشگاهی می‌دهیم، فرد صلاحیت مشاوره در بحث ازدواج را ندارد. سازمان نظام روان شناسی به افراد مجرد مجوز مشاوره می‌دهد؛ اما واقعاً این فرد می‌تواند مشاوره ازدواج و انتخاب همسر دهد؟ ما پیشنهاد کردیم مراکز مشاوره آموزش خانواده با شرایطی که ما گفتیم ،اعتبارسنجی شوند و اگر تعدادشان به اندازه کافی نبود، مراکز مشاوره مورد نیاز را راه‌اندازی کنیم.

 شرایط شما دقیقاً چیست؟

در ابتدا، فرد متخصص باید مجوز سازمان نظام روان شناسی و مشاوره را داشته باشد. ضمن این که احراز صلاحیت‌هایی مانند تاهل و سن از دیگر شروط ماست. در مرحله بعد، فرد صاحب مجوز باید پروتکل مشترک مشاوره که با کمک 50 روان شناس و کارشناس با عنوان سند ملی مشاوره قبل از ازدواج تدوین کرده‌ایم را مدنظر قرار دهد.رعایت تمامی موارد پروتکل لازمه کسب مجوز مراکز مشاوره ازدواج و آموزش خانواده است. در این مورد لازم است مراکز مشاوره خود را با معیارهای علمی سازگار کنند و هر 6 ماه یک بار دوره‌های بازآموزی را پشت سر بگذارند.

این برنامه را در حال حاضر در دست داریم و 80 درصد آن را تدوین کرده‌ایم و شورای‌عالی جوانان کلیاتش را تصویب کرده است. واقعیت این است که برنامه‌هایی از این دست نیاز به هماهنگی پیچیده‌ای دارد. جمعیت جوانان ما بسیار گسترده است و ما با 20 کارشناس در کل معاونت با بودجه بسیار اندک ملزم به سامان‌دهی شرایط هستیم. امیدواریم سازمان‌ها، نهاد‌ها، خانواده‌ها و رسانه‌ها بدانند پیگیری می‌کنیم و آن‌ها هم با ما همکاری کنند. متاسفانه، حوزه جوانان 30 سال با مشکل همراه بوده و سامان دهی آن زمان طولانی می‌طلبد.

 البته با بودجه و امکانات اندک به نظر می‌رسد که این حوزه همچنان درگیر مشکلات باشد؛ چراکه مشکلات جوانان آن چنان که باید دغدغه اصلی مسئولان نیست!

بله! شما به نکته درستی اشاره کردید. متاسفانه موضوع جوانان دغدغه اصلی برخی برنامه‌ریزان و دست‌اندرکاران نیست. ضمن این که نگاه حاکم به خانواده، نگاهی هیئتی است. در واقع، نگاه برخی مسئولان به خانواده و آموزش مهارت‌های اجتماعی به خانواده به برگزاری چند جلسه و سخنرانی محدود می‌شود. به این مورد باید ورود افراد بی‌صلاحیت را اضافه کرد. تمامی این موارد موجب شده تا مردم دیگر نگاه علمی و تخصصی به این حوزه نداشته باشند و به نوعی نسبت به اقدامات صورت گرفته بی اعتماد شوند. مشکل اینجاست که حوزه خانواده زمانی مورد توجه مسئولان قرار می‌گیرد که با عناوین و القاب ویژه همراه شود. درحالی که برای حضور موثر در این عرصه نیازی به القاب و اسامی خاص نیست.

 شما به‌تازگی خبر از شکل‌گیری سامانه همسریابی داده‌اید. مطمئناً سایت‌هایی که در حال حاضر در این حوزه فعالیت می‌کنند، در مقابل اقدام شما، به دلیل منافع مالی که دارند، سعی در به‌روز کردن خود و جذب کاربر می‌کنند. شما در این مورد چه راهکاری اندیشیده‌اید؟ در واقع، به چه صورت می‌خواهید افراد را به سمت سامانه خود جذب کنید؟
متاسفانه شما درست می‌گویید! این سایت‌ها در شرایط فعلی بسیاری از جوانان را به خود جذب کرده‌اند. آمار‌ها نشان می‌دهد که تعداد قابل توجهی از جوانان در این سایت‌ها ثبت نام کرده‌اند. اما قبل از این که بخواهم به خلایی که عامل شکل‌گیری این مساله شد، اشاره کنم لازم است به آسیب‌های انتخاب همسر به شکل مجازی توجه کنیم. ثبت نام در سایت‌های همسریابی و انتخاب همسر از این طریق، نهایتاً، انتخاب مجازی است که اطمینان‌بخش نیست.

آمار‌های موجود نشان می‌دهد که در کشور‌های غربی که خود مبدع ازدواج‌های اینترنتی بوده‌اند، این نوع ازدواج‌ها چندان دوام نداشته است.گزارش‌های ما هم حاکی از موارد بسیاری از سوءاستفاده مالی و اخلاقی به‌واسطه ازدواج‌های اینترنتی است. در چند سال اخیر، دولت بارها درمورد مسدودکردن شبکه‌های اجتماعی و سایت‌های همسریابی که برخی از آن ها مفاهیم مستهجنی دارند، صحبت کرده است که تا به حال اتفاق خاصی در این مورد رخ نداده است.

اما بر گردیم به سوال شما. زمانی که پدیده‌ای رو به گسترش باشد، نشان می‌دهد که مطابق با نیاز جامعه است. در واقع، نشان‌دهنده تقاضای بالاست. مقابله با این نوع پدیده‌ها هم با مسدود کردن و ایجاد محدودیت راه به جایی نمی‌برد. چراکه باید برای مقابله با گسترش و نفوذ این پدیده، محصول مطلوب عرضه کرد. عملاً هم می‌بینیم که سیاست بستن در این چند سال نتیجه نداده است و این سایت‌ها رشد قارچ‌گونه‌ای داشتند. ما 4 سال قبل 50 سایت همسریابی را شناسایی کردیم. به مرور زمان این تعداد به 120 تا و در حال حاضر به گفته سازمان بازرسی کل کشور به 300 مورد رسیده است.

سازمان‌های انتظامی و قضایی هم در این مورد از غیرقانونی بودن سایت‌ها صحبت می‌کنند. من معتقدم برای پاسخ دادن به این تقاضا که ناشی از یک نیاز طبیعی است، باید راهی را پیش بگیریم که مطابق با فطرت مردم، نیازهای طبیعی، فرهنگ جامعه و روش‌های منطقی و آسان باشد. به‌طور حتم، در صورت سهل و آسان بودن روش‌ها و راهکارهای پیشنهادی ما مردم استقبال خوبی از آن خواهند کرد. همان طور که می‌دانید، سازمان تبلیغات اسلامی در این مورد کارهایی انجام داده است. در بررسی‌هایمان متوجه شدیم اقدامات این سازمان تنها لایه‌های اولیه انتخاب را در نظر می‌گیرد. در نتیجه، برای آن که این سامانه تنها در حد سایت نباشد، دو ساختار حضوری واسطه‌های ازدواج و مشاوره را اضافه کردیم. علاوه بر مشاوره‌های حضوری، قرار است مراکز مشاوره‌ای برای شناسایی شخصیت و مشاوره بعد از ازدواج راه‌اندازی شود.

به‌طور حتم، حلقه ما به این شکل کامل می‌شود. به این معنی که بسته پیشنهادی ما شامل سامانه ثبت نام، انتخاب اولیه، ساختار واسطه‌ها، ساختار مشاوران حضوری و مراکز مشاوره تخصصی می‌شود. البته، مهم‌ترین دغدغه ما درحال حاضر این است که بسته مورد نظر سهل و ارزان باشد. برای سهل و آسان بودن دسترسی به این سامانه و برخورداری از امکانات آن، معاونت سامان دهی جوانان تمام تلاش خود را می‌کند. برای ارزان بودن نیز نیاز به حمایت دولت و پرداخت یارانه داریم. من فکر می‌کنم اگر تمامی این موارد به درستی درکنار هم قرار بگیرد، شاهد استقبال خوب مردم خواهیم بود.

رمزگذاری فایل‌های PDF در مک


رمزگذاری فایل‌های PDF در مک

 

در سری مقالات «مک هک» به شما یاد می‌دهیم که چطور با استفاده از ابزارهای موجود در OS X مثل ترمینال، یک کار جالب انجام دهید. حقه‌های ساده‌ای که در مک هک به شما آموزش داده می‌شوند، هیچ نیازی به دانش برنامه‌نویسی و کدنویسی ندارند و برای انجام دادن‌شان به تنها چیزی که نیاز دارید، یک کیبورد است که آن هم بخشی از مک شماست.

 

ذخیره ایمن برخی از اطلاعات در قالب فایل‌های PDF می‌تواند کار خوبی باشد – به هر حال ممکن است شما اطلاعات حساب بانکی، بیمه یا دیگر اطلاعات شخصی خود را در PDFها نگه‌داری کنید. اما اگر این اطلاعات دست افراد سودجو بیفتد، می‌تواند برای شما خطرات زیادی به دنبال داشته باشد. 

با این حقه ساده در اپ Preview می‌توانید فایل‌های PDF خود را رمزگذاری کنید.

 

1 Ramz GozashtanwWw.KamYab.ir  رمزگذاری فایل‌های PDF در مک

 

برای شروع پروسه رمزگذاری فایل PDFی که قبلا درست کرده‌اید، آن فایل را با اپ Preview باز کنید. حالا قدم‌های زیر را دنبال کنید تا آن فایل را رمزگذاری کنید:

 

• دکمه Option را نگه دارید
• همزمان با نگه داشتن دکمه Option، روی منوی File کلیک کنید.
• روی Save As کلیک کنید
• گزینه Encrypt را تیک بزنید و بعد رمز مورد نظر خود را در بخش‌های زیر این گزینه وارد کنید.

 

2 Ramz GozashtanwWw.KamYab.ir  رمزگذاری فایل‌های PDF در مک

 

این آسان‌ترین راه برای رمزگذاری فایل‌های PDFی است که قبلا آن‌ها را درست کرده‌اید. حالا بار دیگر که این فایل PDF را باز می‌کنید. مک از شما همان رمزی را طلب می‌کند که در قدم چهارم این آموزش برای آن تنظیم کرده بودید و تا زمانی که آن رمز را وارد نکنید، نخواهید توانست محتوای این PDF را ببینید.

دام های جنسی در اینترنت برای انحراف کودکان

دام های جنسی در اینترنت برای انحراف کودکان

 
دام های جنسی در اینترنت برای انحراف کودکان
 
گروه اجتماعی« تیتریک »؛چندی پیش شرکت تبلیغاتی گوگل اعلام کرد که از تاریخ 30 ام ژوئن معادل 9 تیرماه دیگر تبلیغات مبتنی بر پورنوگرافی(هرزه نگاری) را منتشرنخواهدکرد.
 
تا پیش از این روال به این صورت بود که اگر کلمه هایی که تعبیر جنسی دارند را در گوگل جست و جو می کردید، در قسمت سمت راست نتایج جست و جو، لیستی از تبلیغات مبتنی بر هرزه نگاری و مسائل جنسی دیده می شد. اما از بعد تاریخ مذکور دیگر این فهرست نمایش داده نمی شود!
 
شرکت تبلیغاتی گوگل اعلام کرده که از این پس تبلیغاتی که حاوی محتوای بارز جنسی باشند، شانسی برای دیده شدن در گوگل پیدا نمی کنند و توسط گوگل مسـدود خواهندشد.
جالب است بدانیم که طبق گزارش های شرکت Bitdefender ، تحقیقاتی که از 19000 خانواده در سراسر دنیا انجام شده است؛ کودکان از سن 6 سالگی مشاهده‎ هرزه نگاری در اینترنت را شروع می‎کنند و از 8 سالگی تصاویر جنسی خود را در اینترنت منتشر می کنند.
 
یک چهارم کودکانی که در این تحقیق مورد بررسی قرارگرفته اند، از سن 12سالگی کاربر شبکه های اجتماعی بوده اند و 17درصد آن ها از سن 10 سالگی کاربر این شبکه ها شده اند.
Bitdefender اعلام کرده است که این کودکان حین ایجاد اکانت در شبکه های اجتماعی، در مورد سن خود دروغ می گویند و خود را فرد بالغ معرفی می کنند!
 
مدیر این شرکت اعلام می کند که : 
"Kids nowadays are acting like young adults online - just give them an Internet-connected device, and they will find a way to things parents would like to ban forever,"
«کودکان امروز همانند افراد بالغ رفتار می‎کنند. کافی است تا یک وسیله متصل به اینترنت به آن ها بدهید؛ آن ها به چیزهایی در اینترنت دسترسی پیداخواهند کرد که اگر والدینشان اطلاع پیداکنند، برای همیشه آن ها را از دسترسی به اینترنت محروم خواهندکرد!»
 
این ها بخشی از آماری است که توسط سرویس های غربی در مورد تاثیرات سوء پورنوگرافی(هرزه نگاری) در اینترنت منتشر شده است:
1-در هرثانیه قریب 3 میلیون دلار صرف پورنوگرافی می شود.
2-در هرثانیه حدود 28هزارنفر در حال تماشای تصاویر هرزه هستند و 372 نفر در حال تایپ کردن عبارات جنسی برای جست و جو هستند.
3-در ایالات متحده‎ آمریکا در هر 39 دقیقه یک ویدیوی (پورن)هرزه نگار، ساخته می‎شود.
4-کشور چین به تنهایی 28 درصد درآمد صنعت هرزه نگاری را به خود اختصاص می دهد که این رقم معادل 27 میلیارد دلار است. گفتنی است این مبلغ برای سیرکردن62 درصد گرسنه های دنیا در طول یک سال کفایت می کند!
5-ایالات متحده آمریکا  در سال 2006 حدود 13 میلیارد دلار صرف ساخت تولیدات پورنوگرافی کرده است. این رقم معادل مجموع سود سه شبکه  NBC و ABC و CBS است! 
6-کشورهای چین، ایتالیا، آمریکا، انگلستان، ژاپن، کره جنوبی، کانادا، تایوان، فیلیپین، آلمان و... جزو کشورهای دارنده بالاترین درآمد از صنعت پورنوگرافی در سطح دنیا هستند.
7-میانگین سن کسانی که برای اولین بار در اینترنت با صفحات هرزه نگاری مواجه می شوند، 11 سال است. از هر هفت جوان یک نفر با پیشنهاد ارتباط جنسی در اینترنت مواجه می شود.
8-حدود 2/4 میلیون وبسایت وجود دارد که اختصاص به هرزه نگاری دارند!
9-روزانه 68 میلیون بار در موتورهای جست و جوگر واژه های غیراخلاقی جست و جو می شود که این رقم معادل25درصد کل جست و جوهای روزانه است.
10-34درصد کاربران اینترنت به صورت ناخواسته با صفحات هرزه نگار مواجه می شوند.
11-در ماه، 5/1 میلیارد دانلود تصاویر غیراخلاقی صورت می‎گیرد که این رقم معادل 35 درصد کل دانلودهاست!
 
و چندین و چند آمار ناراحت کننده دیگر که همه این موارد توسط موسسات پژوهشی غربی نظیر Top ten reviews ، Road to grace ، Bitdefender و ... تهیه شده است و در رسانه های غربی نظیر Christian Post ، ABC NEWS ، UK daily mail و... بدان اقرار شده است.
 
با توجه به این موارد مشخص می شود که جامعه غرب نیز خود به این مسئله رسیده است که عناوین «لیبرالیسم فرهنگی» و «آزادی بیان» و... به مفهوم آزادی در تهیه محصولات رسانه ای، جز ویرانی و تخریب جامعه چیز دیگری به بار نمی آورد. این عناوین پرطمطراق و زیبا، تنها وسیله ای است برای گول زدن جامعه‎ مخاطبان و پرکردن جیب تاجران صنعت پورنوگرافی.
 
جالب است بدانید پس از اقدام اخیر گوگل در راستای حذف تبلیغات پورن، عده ای اعتراض کرده اند و گفته اند این اقدام برخلاف مسئله‎ آزادی بیان است!

چرا آب میوه‌ها مضر هستند؟

چرا آب میوه‌ها مضر هستند؟

چرا آب میوه‌ها مضر هستند؟
آب میوه‌های صنعتی برای سلامت بدن مضر هستند و بهتر است به جای آن‌ها میوه بخوریم تا ویتامین‌های لازم به بدن ما برسد.

چرا آب میوه‌ها مضر هستند؟

آب میوه های صنعتی برای سلامت بدن مضر هستند و بهتر است به جای آن ها میوه بخوریم تا ویتامین های لازم به بدن ما برسد.

باید روزانه 5 نوع میوه و سبزیجات خورد تا ویتامین های لازم و ضروری به بدن برسند؛ زیرا این مواد غذایی دارای مواد معدنی، آنتی اکسیدان ها و مقداری فیبر هستند و معمولاً در غذای روزانه ما دیده نمی شوند.

در صورتی که تمام این مواد برای عملکرد مناسب بدن لازم و ضروری هستند. به ویژه برای جلوگیری از پیری سلول ها، سرطان، اختلالات گوارشی و غیره؛ علاوه بر این میوه ها غنی از کربوهیدرات ها هستند، اما جذب آن ها کند است.

آب میوه همیشه انتخاب سالمی نیست:

در حالی که آب میوه نمادی از یک صبحانه سالم، متعادل، مفید و مغذی برای بدن است، 100 درصد خالص و حاوی مقدار زیادی قند و کمی فیبر است؛ اما آب میوه های صنعتی آماده این خواص را ندارند و برای سلامت بدن مضر هستند.

زیرا به آب میوه های صنعتی شکر اضافه می شود، اکسیژن آن از بین می رود که باعث اختلال در طعم آن می شود؛ تولید کنندگان رنگ های مختلف و طعم دهنده های مصنوعی به آب میوه ها اضافه می کنند که برای سلامت بدن مفید نیست، اما بچه ها این آب میوه های بی خاصیت را دوست دارند.

پس هیچ چیز سالم تر از خود میوه نیست و باید سعی کرد میوه بخوریم و آب میوه صنعتی مصرف نکنیم.

با این حال و با تمام ضرر این آب میوه ها باز هم از نوشابه های گازدار بهتر هستند.

منبع:farsnews.com

وبگردی