دانستنی های زندگی

دانستنی های تغذیه،خانه داری،روان شناسی،زناشویی ،تربیتی ،علمی و....

دانستنی های زندگی

دانستنی های تغذیه،خانه داری،روان شناسی،زناشویی ،تربیتی ،علمی و....

خودشیفتگی


خودشیفتگی

مصطفی ملکیان

زمانی که هر فرد انسانی میان خودش و دیگران تفاوتی شگرف می بیند و هر آنچه برای خود حق می پندارد، برای دیگری ناحق می داند و به عکس آن و زمانی که همدلی و مشابهتی میان خود و سایرین نمی بیند و نسبت به غیر خود کاملا بی تفاوت و گاهی بی رحم است، وی دچار خودشیفتگی است. خودشیفتگی منجر می شود تا ما از زندگی واقعی و سالم دور بمانیم و تصوری افراطی از شخصیت خود داشته باشیم. خودشیفتگی، حقیقت طلبی را می سوزاند و واقع گرایی را کور می کند؛ گویا هماره خود را در آیینه ای مهدب می نگریم و عظمت و شکوه بی پایه و اساسی را به خود نسبت می دهیم ... 

ما هماره انسان های خودشیفته ای را در زندگی مان دیده ایم که چونان قلکی توخالی با سر و صدایی زیاد، احوالاتمان را به اشمئزاز نزدیک کرده اند، اما شاید این وجه ناپسند را در خود ندیده ایم، وجهی که به ما اجازه داده، از انسان دیدن دیگران و از حق بهره بردن هر آنچه که ما برای خود حق می دانیم محرومشان کنیم. زمانی که خودشیفته ایم از واقعیت وجودی خود توهمی مالیخولیایی داریم و چنین توهمی را می خواهیم به دیگران تزریق کنیم ... 

یکی از اصول پایه ای در اخلاق اصل تعمیم پذیری است که چنین نگرشی را در فرد تقلیل می دهد و منجر می شود تا به مرور این تفاوت میان خود و دیگران را کمتر و کمتر کند و وزن هستی هر فرد با چنین اصلی کاهش یابد و به گونه ای برابر با هستی های افراد دیگر گردد. با این کاهش وزن، نسبت سنجی انسان از موقعیت اش و نسبت سنجی انسان های دیگر واقع گرایانه تر و حساب شده تر رخ خواهد داد. حجابی که هماره در پیش روی ماست و با خودکاوی واقعی این حجاب و پرده از واقعیت برداشته نخواهد شد. ما هماره نسبت به گذشتگان و بزرگان کهن، عرض ارادت و احترام و ادب آموزی می کنیم، حال آن که نسبت به عظمت انسان هایی که در پله ای یا پله هایی در اوضاع گوناگون در نسبتی بهتر از مایند، چنین احترام و بزرگداشتی را نداریم و به جای ابراز آن، دست به انکار می زنیم و گاهی به تحقیر دیگران می کوشیم تا عیب خود را مخفی بداریم ... اگر واقع گرا باشم و واقع بینانه بنگریم، ما در نسبت های گوناگونی با انسان های گوناگونی همتراز نیستیم و در بسیاری موارد کمتر از دیگرانیم، اما خودشیفتگی باعث شده تا هم کور باشیم و هم فراری. 

 


خودشیفتگی پیامدهای بسیار خطرناکی را برای انسان به ارمغان می آورد. ما در اینجا چهار پیامد شاخص تر آن را که هم برای فرد و هم برای محیط او حاصل می آید را بر می شمریم:

1. پیش داوری: من پیش از مواجهه با هر فردی یا هر محیطی، درباره اش حکم می کنم، حکمی پیش از مواجهه و پیش از تجربه و درک، فقط به این دلیل که آن فرد یا محیط غیر از من یا غیر از گروه من است و چون تعلقی به من ندارد و من بسیار از خود راضی هستم، حق دارم حکم یا قضاوتی را نادانسته و نیازموده اعلام کنم.

2. جزم و جمود/ دگماتیزم: صاحب عقیده یا باوری هستم که به هیچ وجه من الوجوه نمی توانم بدان تگ یا نکته یا اشارتی یا استثنایی یا ... را به آن بچسبانم و محال بدانم که عقیده ام غلط باشد. هماره بر این باور باشم که دارای باور صادق موجه هستم.

3. تعصب: به انسانی یا تفکری وفادار شوم و با آن دست بیعت و وفاداری بدهم، به هر دلیلی این انسان یا تفکر فاسد و شرور و ظالم از کار در بیاید، اما من همچنان بر این وفاداری پایدار بمانم و پابرجا و نخواهم اشتباهات یا ظلم یا ... ناشی از آن تفکر یا فرد یا ... را که بدان وفادار ماندم را ببینم یا انکار یا توجیه کنم؛ به این دلیل که نمی توانم بپذیرم وفاداری ام غلط است و من در گزینش خود خطا کرده ام و روی گزینش غلط خود همچنان پافشاری نمایم.

4. بی مدارایی / بی رواداری / بی روا شماری: من طرز زیست ها و طرز اندیشه های دیگر را دارای حق حیات ندانم، تنها طرز زیست و طرز اندیشه خود را صاحب حق حیات بدانم و تنها صاحب حق واقعی بپندارم؛ به این دلیل که آن طرز زیست ها و طرز اندیشه ها متعلق به من نیستند، پس حقی ندارند که حیات داشته باشند. (تفتیش عقاید یکی از پیامدهای بی مدارایی و خودشیفتگی است که در واقع یعنی عدم تحمل باورهای متفاوت و نه تنوع زیستن؛ در واقع نه تنها دگرزیستی تحمل نمی شود که دگر اندیشی را نیز تحمل نمی کند). یعنی تنها طرز اندیشه من و زیست من درست است!!!

اریش فروم بر این باور است که اخلاقی زیستن، خودشیفتگی را از بین می برد و به تبع آن این چهار فرزند ناخلف از بین رفته و در نتیجه زندگی بهتری برای انسان ها حاصل می آید.

در نتیجه اولین گام ما برای واقع گرا بودن و حقیقت طلبی، زیر پا نهادن خودشیفتگی است؛ خودشیفتگی که با خودکاوی واقعی می توان کنار نهاده شود. البته این به معنای ندیدن حق حیات و حق انسانی خودمان برای زیستن نیست. متاسفانه ما هماره تعادل را گم می کنیم، یعنی یا از یک سوی بام می افتیم و گاه از سویی دیگر؛ یا این قدر خودمان را بیهوده بزرگ می کنیم که هیچ چیز و هیچ کس را نمی بینیم و یا این قدر کوچک می کنیم و ذره که دیگر حقی را برای خودمان به عنوان یک انسان قائل نمی شویم. همه ما انسانیم و حق حیات داریم، حقی برابر که نه تحمیلی است و نه ناچیز و بی ارزش ...  

 

[برگرفته ای از درس گفتارهای روان شناسی اخلاق مصطفی ملکیان]

اثرات زیانبار گوشی موبایل

 اثرات زیانبار گوشی موبایل


دکتر کاظم زاده در پایان گفتگویی که در سایت خبرگزاری رویترز داشت از مردم درخواست کرد ک حتما نیم ساعت قبل از رفتن ب رختخواب از نگاه کردن به صفحه گوشی موبایل،تلویزیون و کامپیوتر و... بپرهزیند و قبل از خواب گوشی خود را در حالت پرواز قرار دهند؛ زیرا در غیر این صورت امواجی که از گوشی موبایل به اطراف متصاعد می شود، باعث اخلال در شارژ مغناطیسی مغز در شب هنگام می شود که توسط زمین انجام می گیرد.
دکتر از مردم خواست کافی است فقط یک شب امتحان کنند تا صبح خود باور کنند که با چه نشاطی از خواب بلند می شوند.
ایشان در پایان اظهار امیدواری کردند که با اطلاع رسانی به مردم باعث کاهش اثرات زیانبار گوشی موبایل در آینده خواهیم شد.
گذاشتن موبایل در اتاق یا شارژ نمودن مکرر موبایل در اتاق خواب به هنگام خوابیدن منجر به این وضعیت خطرناک و باعث از بین رفتن برخی از سلول های مغز می شود.
.(این مطلب را به دیگران ارسال کنید!)
همیشه تندرست وسالم باشید
در پناه مهربان ترین

دین برای انسان است و نه انسان برای دین

 دین برای انسان است و نه انسان برای دین 


دیدگاهی که اگر در بین متدینان اشاعه یابد، می تواند دین و به تبع آن مردم را از آفات بنیادگرایی و افراطی گری و خودکامگی برهاند

کثره الله امثالهم
 
 
سید حسین صدر: من قائل به دوگانگی پیام‌ خداوند نیستم؛ هم چنان که دوگانگی و تقابل خدا ـ انسان را نمی‌پذیرم. در مقابل بر این باور هستم که فرض این دوگانگی یکی از عوامل فهم دینی نادرست تندروان دینی و الحادی به شمار می‌رود. دین از سوی خدا جز برای بهبود زندگی انسان نیامده است! پس دین برای انسان است و نه انسان برای دین. به عبارت دیگر دین در خدمت انسان است و نه این که انسان خادم دین باشد.
 
***
آیت الله سید حسین صدر، از علمای دینی سرشناس حوزه علمیه عراق است که دیدگاه‌هایی نواندیشانه و اصلاحگرانه در حوزه دین، جامعه، سیاست و روابط میان آن ها دارد. صدر با تمرکز بر گفتمان انسانی و ملی، از محدود شدن به طرز تفکرهای تنگ‌‌نظرانه‌ پرهیز کرده و از نگرش‌های ستیزه‌گرایانه و حذفی در حد امکان به دور مانده است. برای همین وی موفق شده است که گروه‌های مختلفی را گاه با تفکرات ناهماهنگ، از سکولار و مسلمان در اطراف خود گرد آورد.

این گفت‌وگو بر دیدگاه‌های انسان‌گرایانه سید حسین صدر در عرصه‌های مسئله‌زای امروزی در حوزه دین، جامعه و سیاست در جوامع اسلامی به‌طور کلی و جامعه عراق به طور خاص تمرکز کرده است.

متن زیر نتیجه گفتگوی دکتر علی معموری با ایشان است که در تاریخ 30 آوریل(دهم اردیبهشت) سال جاری با حضور در دفتر ایشان واقع در شهر کاظمین به انجام رسیده است. گفتنی است متن عربی و فارسی این مصاحبه، پس از تأیید ایشان در اختیار دین آنلاین قرار گرفته است.

* شما در بیان اندیشه‌هایتان بسیار درباره انسان سخن می‌گویید و در میان آرای شما، انسانیت نقش برجسته‌ای دارد؛ آیا این با نقش شما به عنوان عالم دینی که باید خدا و نه انسان را در جامعه نمایندگی کند، در تناقض نیست؟

من قائل به دوگانگی پیام‌ خداوند نیستم؛ هم چنان که دوگانگی و تقابل خدا ـ انسان را نمی‌پذیرم. در مقابل بر این باور هستم که فرض این دوگانگی یکی از عوامل فهم دینی نادرست تندروان دینی و الحادی به شمار می‌رود. دین از سوی خدا جز برای بهبود زندگی انسان نیامده است! پس دین برای انسان است و نه انسان برای دین. به عبارت دیگر دین در خدمت انسان است و نه این که انسان خادم دین باشد. از این رو، نباید دین برای سرکوبی انسان و واداشتن و اجبار و اکراه او به کار رود. دین تنها انسان را به راه‌های بهبود شیوه زندگی‌اش راهنمایی می‌کند و احساس سعادت و خوشبختی به او می‌دهد و زندگی او را معنا بخشیده و ارزشمند می‌سازد.

بر این اساس هر گفتمانی به انسانیت پرورده‌تر باشد، بیشتر به جوهر ادیان نزدیک است. از این زاویه دید معنوی، هر چه بیشتر به دغدغه‌های انسان اهتمام ورزیم، دغدغه‌مان دینی‌تر و مقدس‌تر است. دین، مرا به عنوان یک روحانی یا متخصصی در زمینه دین، ملزم می‌کند که هر چه را در توان دارم در خدمت انسان و انسانیت و نشر ارزش‌های محبت و مودت و اخلاق والا بذل کنم. ارزش‌هایی که باید زندگی انسان را به لحاظ مادی و معنوی بهبود بخشند.

* بعضی این شیوه تفکر را متهم می‌کنند که متأثر از فکر غربی است و اصیل نیست، بلکه انحرافی است که به جدایی دین از جامعه و محدود کردن آن در روابط فردی انسان با خدا، دعوت می‌کند. آیا این همانی است که شما می‌خواهید؟

ـ حقیقت این است که ادیان از ابتدای پیدایش بر ضرورت بزرگداشت انسان و تکریم او با رعایت و حفظ حقوقش تأکید داشته‌اند؛ حقوقی که به خاطر انسان بودنش مستحق آن هاست. اسلام به طور خاص بر این مسئله تأکید کرده است؛ آن جا که خداوند فرمود: «وکرمنا بنی آدم» و نیز زندگی یک انسان را برابر زندگی همه بشریت قرار داد و فرمود: 
«ومن أحیی نفساً فکأنما أحیی الناس جمیعاً». 
دین این باور را پیش از طرح آرای جدید و فرهنگ‌های معاصر امروزی مطرح کرد. از این رو اشتراک در بعضی نقاط به معنای تأثیرپذیری و اقتباس نیست. آن چه من از دید انسانی می‌فهمم، برگرفته از نصوص دینی است، البته بر حسب فهم خودم از آن ها و در نتیجه تحمیل یک فکر معین بر دین نیست.
این را نفی نمی‌کنم که برخی گزاره‌های دینی تاب فهم ناروا و غیر متسامح را دارند، ولی رهیافت جزئی‌نگر از دین درست نیست. بنابراین باید این گزاره‌ها را درون سیاق کلی دین در نظر گرفته و فهمید. افزون بر آن که برخی از این گزاره‌ها نیز جای نقد سندی داشته و درستی آن ها مورد تردید است.
تاکید بر گرایش انسانی و مخالفت با نگرش‌های سلطه‌گرایانه دینی که می‌خواهند دیدگاه دینی معینی را بر جامعه تحمیل کنند، لزوماً به معنای جدایی دین از جامعه و محدود کردن آن به روابط فردی نیست. آن چه صحیح نیست، تحمیل و اکراه و اجبار افراد و جوامع بر باور و عمل به یک فهم دینی معین است. هیچ یک از ما دارای تمام حقیقت نیست تا حق داشته باشد آن را بر جامعه تحمیل کند. بر فرض دارا بودنش هم، دین در پی این‌گونه نقش‌های سلطه‌طلبانه نیست؛ چراکه قرآن تصریح می‌کند که پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم، خودش به عنوان صاحب این شریعت، بر مردم سلطه‌ای ندارد و نباید به زور و به هر قیمتی به هدایت مردم بپردازد.
دین در ضمن چارچوب کلی سنت اختیار که خداوند آن را به بشر بخشیده است، نقش اجتماعی‌اش را ایفا می‌کند. بنابراین همه ما مختاریم و همگی حقوقی برابر در جامعه داریم. پس ما دینداران می‌توانیم ارزش‌های دینی خود را داشته باشیم و بدون تلاش برای تحمیلشان به آن ها فرابخوانیم. طرف مقابل نیز حقوقی برابر دارد و موارد اختلاف و تعارض را قانونِ عادلانه بی‌طرف داوری می‌کند.
به علاوه، زمینه‌های ارزشی مشترکی بین ادیان مختلف، بلکه حتی به‌طور کلی بین دینداران و غیر دینداران وجود دارد؛ مثلاً همگی بر حسن صدق و قبح کذب هم نظرند و در دنیا هیچ عاقلی پیدا نمی‌شود که به حُسن قتل انسانِ بی‌گناه اعتقاد داشته باشد و مثال‌های دیگری که بر وجود ارزش‌های انسانی مشترک بین تمام انسان‌ها دلالت دارد.

* اجازه بدهید دقیق‌تر بپرسم: آیا آن چه گفتید به معنای تعطیل شریعت و عدم اجرای آن در جامعه نیست؟ چطور ممکن است بین پذیرش نقش اجتماعی دین از سویی و تحمیل نکردن دین بر جامعه از سوی دیگر، جمع کرد؟

در این بحث مسائل زیادی با هم خلط شده‌اند و این به سوء برداشت از این مسئله می‌انجامد. تلاش می‌کنم در چند نکته، ابعاد مختلف این مسئله را تبیین کنم:
اولاً شریعت فقط قوانین قضایی آن هم تنها در بخش جنایی و جزایی نیست؛ بلکه عرصه و زمینه‌های زیادی از زندگی انسان را در بر می‌گیرد، از جمله عبادات، رفتار اجتماعی، بعد تربیتی و غیره. بسیاری از آن چه ادیان آسمانی ذکر کرده‌اند از طرف جوامع بشری، حتی در سازمان‌های غیر دینی نیز مقبول و مورد اجراست.
ثانیاً دعوت به شریعت لزوماً به معنای تحمیل آن نیست، همان‌طور که مخالفت با تحمیل شریعت به معنای تعطیل آن نیست. آن چه ما به آن فرامی‌خوانیم باز کردن مجال برای دینداران است تا بتوانند طبق شریعت‌های مختلفشان عمل کنند و البته بدون تلاش برای تحمیل شریعتشان بر دیگرانی که به آن ایمان ندارند. چنان که همین آزادیِ ضابطه‌مند نیز باید به شکل یکسانی برای غیر دینداران فراهم باشد. این آزادی، باید ضمن چارچوب‌های کلی قانونی باشد که عدل و مساوات برای همه را تضمین کند.
ثالثاً مسائل شریعت در یک دینِ مشخص مثل اسلام نیز بین متدینان مورد اجماع نیست؛ حال چه رسد به جامعه متکثری چون عراق که پیروان ادیان مختلف و گروه‌های سکولار و غیر دینی در آن زندگی می‌کنند. بنابراین تلاش برای تحمیل یک فهم مشخص از شریعت اسلامی بر همگان درست نیست. در چنین حالتی، فقیهان و پیروان دیدگاه‌های فقهیِ متفاوت با دیدگاه حاکم، پیش از پیروان ادیان دیگر به این وضع معترض خواهند بود. بنابراین بهتر است که رفتار دینی مردم را به خودشان و فقهایشان بسپاریم و نهاد دولت را از ورود به مسائل اختلافی که مربوط به مصالح مشترک یک ملت نیست، دور کنیم.
رابعاً بسیاری از آن چه گمان می‌رود که از شریعت است، صرفاً احکام و مسائل محدود به زمان بوده‌اند که در شرایط تاریخی مشخصی به آن ها عمل می‌شده است و اساساً از جوهر و اصل دین نیست. به همین جهت، ائمه علیهم‌السلام در این عرصه از شریعت، حسب اختلاف شرایط و مقتضیات زمان و مکان و شرایط فرد و جامعه و ملت، فتاوای مختلفی می‌داده‌اند. مثلاً امام علی علیه‌السلام اسب‌ها را هم به موارد زکات افزود، در حالی که در زمان پیامبر صلّی‌الله علیه و آله و سلم مشمول زکات نبودند. بر همین سیاق بسیاری از آن چه در قوانین جزائی اسلام ذکر شده است، احکامی قطعی و ابدی نیستند و امتناع از اجرای آن ها به معنای تعطیل شریعت نیست و وضعیتشان مثل احکامی است که در دوره تاریخی معینی به سبب اقتضائات آن، مورد اجرا بوده است و هنگامی که شرایط تغییر کرد، احکام هم به دنبال آن تغییر می‌کنند. بر این اساس، بیشتر فقها در همه مذاهب اسلامی به احکام بردگی عمل نمی‌کنند؛ هر چند آیات و روایات مرتبط با آن همچنان هست، ولی سیاق تاریخی و زمانی آن از بین رفته است و دیگر مصداق و موضوع خارجی ندارند.

* آیا این عقیده به معنای مخالفت با برپایی دولت دینی نیست؟

ممکن نیست که دولت، به معنای خاص آن دینی باشد؛ به سبب نقش معینی که امروز دولت ایفا می‌کند. نقش دولت به معنای امروزی آن صرفا به اداره امور مشترک افراد یک ملت محصور است. همه ملت ها دارای ادیان و نگرش های مختلف هستند. قدرت دولت، محدود به زمینه مشخصی است که مربوط به تنظیم زندگی عمومی است . به همین جهت باید فاصله‌اش با ادیان و اعتقادات مختلف در کشور را به یک اندازه حفظ کند. همچنان ‌که دولت تنها نهادی نیست که در جامعه نقش دارد؛ بلکه نهادهای اجتماعی دیگری مثل خانواده، آموزش، اقتصاد و دین نیز در عمل اجتماعی نقشی گسترده دارند. موفقیت یک جامعه هماره در اثر وجود هماهنگی و انسجام میان این نهادهای بزرگ در ایفای نقش اجتماعی‌شان پدید می‌آید. البته به شرط این که دولت به همه ادیان و اعتقادات و مناسک آن ها احترام بگذارد، اقتصاد آزاد باشد و آموزش از فضایی باز و دارای تنوع برخوردار باشد، دیگر نهادها نیز باید به شکلی دموکراتیک به رعایت قوانین عمومی دولت التزام داشته باشند.

* چند ماه قبل درباره ضرورت تعامل نیکو با بهائیان فتوایی بی‌سابقه در فقه اسلامی صادر کردید. این در حالی است که بهائیان بنا به نگرش رایج فقهی مرتد به حساب آمده و اساساً از اهل کتاب هم نیستند. به لحاظ فقهی چطور به این نظر رسیدید؟

تعامل نیکو با دیگران منحصر به ادیان خاصی نیست؛ چرا که همه ما در انسان بودن مشترک هستیم. چنان که قرآن همه ما را با عنوان «بنی آدم» خطاب می‌کند . بنا به گفته امام علی علیه السلام نیز مردم دو دسته‌اند: یا برادر دینی تو هستند یا در خلقت نظیر تو به شمار می‌روند.
این که با پیروان دین مشخصی موافق نیستم، به معنای آن نیست که حق دارم آنان را از حقوق انسانی طبیعی یا حقوق ملی‌شان به عنوان فرزندان این یا آن وطن محروم کنم. دین بر ما واجب کرده است که با انسان‌ها حتی با دشمنانمان با عدل و مساوات تعامل کنیم؛ آن چنان که خداوند فرموده: «کینه‌ورزی گروهی، شما را واندارد بر این که عدالت نکنید؛ عدالت کنید! که آن به تقوا نزدیک‌تر است.»
آن چه از نصوص دینی در مورد مسئله ارتداد فهمیده می‌شود، فقط منطبق بر تمرد بر قوانین همراه با انجام اعمال قتل و چپاول است؛ آن‌طور که در جاهلیت عادت بعضی قبایل بدوی بود و به همین جهت می‌بینیم که تمام ماجراهای ارتداد در زمان پیامبر از این نوع بوده است و صرف انتقال از یک دین به دینی دیگر نبود. هم‌چنان که صریح آیات قرآن دلالت دارند که اکراهی در دین نیست: "لا اکراه فی الدین". این آیه در مورد مسلمانانی نازل شد که مسیحی شدند و پیامبر صلی الله علیه و آله بعد از نزول این آیه از پیگرد و ملزم کردنِ آنان به بازگشت به اسلام نهی کرد.

* شما برای مؤسسه تحت نظرتان که به گفت‌وگوی ادیان می‌پردازد ،از عنوان «گفتگوی انسانی» استفاده کرده‌اید؛ چرا از این نام به جای عنوان متعارف «گفت‌وگوی بین ادیان» استفاده کرده‌اید؟

این مؤسسه به گفتگو در همه زمینه‌های اختلاف‌برانگیز مربوط به انسان پرداخته و شامل عرصه‌های متنوعی مانند: تربیت، جامعه، اخلاق، فرهنگ، ایمان و هنر می‌شود. هدف از این گفتگو، شکل‌گیری انسانی نو با نگرش‌های پیشرفته است که قادر به ساخت جامعه سالم و سپس ملت و امت موفق باشد.
فرهنگ گفت‌وگو برای شناخت دیگران و به ویژه آراء و اعتقادات آنان است، نه برای تغییر دادن آن ها. هدف از این فعالیت جمعی گفتگومحور آن است که به پیشرفت و تکامل عناصر تشکیل دهنده جوامع، ملت‌ها و امت‌ها یاری رسانده و نگرش‌های دینی مختلف را بر مبنای محبت و مودت گرد هم آورد و نیز به رشد فرهنگ تسامح و برچیدن فرهنگ شر و نفرت و دشمنی و تفرقه از میان انسان‌ها کمک کند. برای همین گفت‌وگو بر پایه اصول مشترک انسانی نظیر ادله عقلی و شیوه فکری و مکاتب استدلالی مورد پذیرش عموم انسان ها شکل گرفته است. ادیان نیز به عنوان بخشی از تمدن بشری به این اصول مشترک کلی پایبند هستند. پس عنوان گفت‌وگوی انسانی در صدد آن است که نگاه‌ها را متوجه این اصول و روش‌های فکری سازد که میان نوع بشر مشترک هستند. علاوه بر این، گفت‌وگو باید میان قشر متدین و غیرمتدین هم گسترش یابد ؛ بنابر این عنوان گفتگوی بین ادیان اساساً وجود دسته‌ها و گروه‌های غیر متدین را نادیده می‌گیرد.
ممکن نیست ما بتوانیم از نظریات الغایی و تعصبات دینی و مذهبی در برابر دیگری رهایی یابیم مگر این که به اصل و اساس مشترک میان انسان‌ها که همان انسان بودن است، رجوع کنیم. همه ما پیش از آن که پیرو مذهب، دین یا قومیت خاصی باشیم، انسان هستیم و در جایگاه انسانی در بسیاری از اصول اخلاقی و خواسته‌های نفسانی و روش‌های فکری اشتراک داریم و این، آن چیزی است که ما را قادر می‌سازد تا گفت‌وگویی شامل و جامع همه آراء شکل دهیم و به فهمی مشترک و عمیق‌تر و همزیستی مسالمت‌آمیزتر دست پیدا کنیم.

* شما درباره انتخابات اخیر عراق فتوایی داده‌اید که بر اساس آن انتخاب سکولارها را بدون مانع شمردید. آیا این فتوا بدین معنا نیست که حاکم می‌تواند غیر مسلمان هم باشد؟

اول این که سکولارها ضرورتاً نامسلمان نیستند، بلکه سکولارها معتقدند باید بین دین و سیاست تمایز گذاشت. از این رو بسیاری از سکولارها مسلمانند و به شریعت نیز در زندگی خصوصی‌شان ملتزمند. بنابراین مانعی نیست در صورت وجود شرایط لازم برای اداره حکومت به آن ها رأی دهیم. این شرایط عبارتند از: شایستگی، میهن‌دوستی و پاک‌دستی. آن چه باید در آن تدقیق شود، وجود این شرایط ضروری است نه دیانت افراد.
دوم این که مسئله انتخابات و تشکیل حکومت در زمان ما نوعی از وکالت است و در فقه هیچ‌گاه شرط اسلام برای توکیل وکیل بیان نشده است. سوء تفاهم در این‌باره از آن جا برمی‌خیزد که بین نمونه حکومت‌های قدیم و امروز، تفاوت نمی‌گذارند. بلی! دولت در زمان قدیم مصداق سلطنت مطلقی بود که می‌کوشید ولایت خود را بر همه ابعاد زندگی بشر زمان خود بگستراند و از این رو، اگر نامسلمانی به سلطنت می‌رسید، چه‌بسا بر مسلمانان قیودی می‌گذاشت و آن ها را از التزامات دینی‌شان باز می‌داشت که به اقتضای آیة «لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا» باید از سلطه آن کافران جلوگیری می‌شد، اما در زمانه ما که نظام‌های دموکراسی بر پا شده‌اند، آن چه حاکمیت می‌یابد، قانونی است که مردم انتخاب کرده‌اند و بازتاب خواسته آنان است و حاکم، ولایتی بر مردم ندارد، بلکه او تنها وکیلی منتخب است که اغلب مردم او را برگزیده‌اند تا امور عامه مردم را اداره کند. در حقیقت، اینجا یک فرد حکومت ندارد، بلکه گروهی از افراد و نهادها در چارچوب قانون مشخص با هم کار می‌کنند. بنابراین، مانعی ندارد که غیر مسلمانی را انتخاب کنند تا برای اجرای قانون اقدام کند، حال این فرد وکیل که همه شرایط توکیل را دارد، ممکن است برای کارهای عالی نظام یا در مراتب پایین، جایگاه وکالت داشته باشد. در اینجا ولایت از آن مردم است.

* روابط دنیای عرب و ایران در اثر اختلافات دینی و مذهبی به شدت به تیرگی گراییده است. چه برون‌یافتی از این معضل می‌بینید؟

ایران همسایه مهمی برای دنیای عرب به شکل عام و برای عراق به شکل خاص است. منافع فراوان اقتصادی و اجتماعی، ملت های این منطقه را به هم پیوند می‌دهد. پس به دور از خرد و حکمت است که درهای خود را به روی همسایگانمان ببندیم. روابط اطراف مختلف فعال در منطقه باید بر مبنای مصالح مشترک و احترام متقابل شکل گیرد تا از آفت‌های کنونی به دور گشته و همگان از سود روابط سازنده بهره‌مند شوند.
از سوی دیگر باید به وجود قرائت های مختلف از دین اسلام اذعان داشت و احترامی فراگیر به همه آن ها داشت. ده‌ها قرائت رایج از دین اسلام در منطقه وجود دارد که در صورت برقراری احترام متقابل بینشان، بسیاری از تنش‌های موجود کاسته خواهند شد. از این منظر بر روحانیان است که پای دین را از خشونت های جاری بیرون کشند و قرائتی انسانی از آن به پیروانشان ارائه دهند و سیاستمداران نیز باید از سوء استفاده از دین برای پیشبرد اهداف سیاسی‌شان پرهیز کنند.
 
منبع: دین آنلاین- 24-2-93
 

لیست تمام کدهای ussd بانک ها #...*

امروزه تلفن همراه یکی از اجزای جدایی ناپذیر زندگی همه ما شده است. یکی از امکاناتی که بانک داری الکترونیک در اختیار ما قرار داده، استفاده از کدهای ussd بر روی تلفن همراه است که از این طریق فاصله ما تا بانک بدون نصب هیچ گونه نرم افزاری بر روی گوشی تلفن همراه تنها گرفتن چند عدد است. 

کدهای ussd به معنای شماره‌هایی مثل *…# است که امروزه تبلیغات وسیعی درباره آن می‌شود. در ادامه شما بیشتر با این کدها و کارایی آن ها آشنا می‌شوید.

با کد ussd چه کارهایی می‌توان انجام داد؟

با کدهای ussd می‌توان کارهایی مثل انتقال وجه، اعلام موجودی، خرید شارژ، پرداخت قبوض و حتی پرداخت کمک‌های خیرخواهانه را انجام داد. بعضی از شرکت‌ها و بانک‌های ارائه دهنده این کدها در مواقعی خاص مثل عید فطر گزینه پرداخت فطریه را نیز فعال می‌کنند. محیط ساده کار با این کدها باعث می‌شوند که شما بدون هیچ گونه سردرگمی کارهای بانکی خود را به راحتی انجام دهید.



لیست تمام کدهای ussd در ایران

اگر بخواهید کدهای ussd را شماره گیری کنید، می‌توانید از لیست زیر کمک بگیرید. لازم به ذکر است در لیست زیر به ترتیب حروف الفبا، ابتدا بانک‌ها و سپس شرکت‌ها و موسسات آورده شده‌اند :

شماره کد USSD بانک آینده #745*

شماره کد USSD بانک انصار #763* 

شماره کد USSD بانک پارسیان (پککو) #708* 

شماره کد USSD بانک پاسارگاد (امپاد) #720*

شماره کد USSD بانک حکمت #765*

شماره کد USSD بانک رفاه کارگران #729*

شماره کد USSD بانک سینا #727* 

شماره کد USSD بانک شهر #787* 

شماره کد USSD بانک صادرات #719*

شماره کد USSD بانک صنعت و معدن #711* 

شماره کد USSD بانک کشاورزی #730*

شماره کد USSD بانک گردشگری #764*

شماره کد USSD بانک مسکن #737*  و #714* 

شماره کد USSD بانک ملت (به پرداخت) #712* 

شماره کد USSD بانک ملی #717* 

شماره کد USSD پست بانک #747*

شماره کد USSD آپ (پرشین سوییچ) #733*

شماره کد USSD جیرینگ #123*

شماره کد USSD باجه ایرانسل #100*

شماره کد USSD همراه 24 #724* (پرداخت الکترونیک سامان) 

شماره کد USSD مبنا کارت آریا #770* 

شماره کد USSD پرداخت نوین آرین #780* 

شماره کد USSD موسسه کوثر #744*

.


چگونه در زندگی به آرامش برسیم؟



  چگونه در زندگی به آرامش برسیم؟

این روزها زندگی انسان‌ها با استرس و تنش زیادی همراه شده و به نظر می‌رسد همه افراد، زندگی پر از استرسی را تجربه می‌کنند. برای همین هم خیلی‌ها به خودشان حق می‌دهند عصبانی باشند و فریاد بکشند یا شکایت‌ها و اعتراض‌های‌شان را براحتی به زبان بیاورند. با وجود این، متخصصان و روان‌شناسان می‌گویند شکایت کردن‌های دائمی و همیشگی می‌تواند تاثیری منفی بر سلامت جسم و روح ما بگذارد. همچنین با در پیش گرفتن چنین رفتاری، احساس غم و اندوه هم در زندگی‌مان افزایش قابل توجهی پیدا می‌کند.



از طرف دیگر، استرس و تنش‌های منفی زندگی، عاملی است که می‌تواند احتمال بروز بیماری‌های جسمی مانند دیابت، آسم، سردرد و دردهای مفاصل را افزایش دهد و روح و روان‌مان را هم دچار مشکل ‌سازد؛ اما اگر می‌خواهید هیچ وقت با چنین عوارضی روبه رو نشوید و مشکلات جسمی و روحی برای شما پیش نیاید، باید بیاموزید جلوی شکایت‌های بی‌فایده‌ را در زندگی‌تان بگیرید و خیلی ابراز نارضایتی نکنید. برای رسیدن به آرامش می‌توانید از شیوه‌های زیر​کمک بگیرید:
 


1. نگرش‌تان را تغییر دهید و مثبت‌نگر شوید



اولین قدم برای تغییر روحیه، تغییر شیوه تفکر و طرز فکرتان است. البته ایجاد چنین تغییری در عمل بسیار سخت‌تر از چیزی است که گفته می‌شود، ولی مسلما ممکن است و می‌توان این تغییر را در زندگی ایجاد کرد. به عنوان نمونه خوب است به خودتان یادآوری کنید زندگی هیچ وقت کامل و عالی نیست. پس شرایط زندگی را همان طور که هست ،بپذیرید و پیش بروید. هر وقت هم که مانعی سر راه‌تان قرار گرفت و شما را از ادامه راه بازداشت، با خودتان بگویید همه افراد در زندگی‌شان با مشکلات متعددی روبه‌رو می‌شوند و شما تنها نیستید.



2. خودتان را با شرایط هماهنگ کنید
 


در حقیقت، تنها چیزی که با اطمینان می‌توان در مورد زندگی گفت، این است که هیچ اتفاق و شرایطی برای همیشه باقی نمی‌‌ماند و همه چیز در طول زندگی در حال تغییر است. پس شما هم منتظر تغییر باشید و در اتفاقات ناخوشایند زندگی باقی نمانید. بعضی از شرایطی که برای ما پیش می‌آید و اتفاقاتی که ممکن است آن ها را در طول زندگی‌مان تجربه کنیم، می‌تواند بسیار تلخ و آزاردهنده باشد؛ اما نباید با آن احساسات به زندگی ادامه دهید. وقتی ناراحت هستید، ناراحتی‌تان را نشان دهید و هرطور که دوست دارید، سوگواری کنید، اما اجازه ندهید این وضع برای مدتی طولانی ادامه پیدا کند. پذیرش شرایط موجود یکی از بهترین شیوه‌ها برای کاهش درد و غصه است و می‌تواند به بهبود شرایط کمک کند.
 


3. گذشته قابل تغییر نیست و نگرانی برای آینده هم کاری بیهوده به حساب می‌آید



پس فکر کردن درباره اتفاقات گذشته یا آینده فقط کاری بی‌دلیل و خسته‌کننده است که زمان را از شما می‌‌گیرد. به جای این کار، در حال زندگی کنید و فقط به اتفاقاتی که در حال حاضر در زندگی شما وجود دارد، بیندیشید. در این میان باید افکار منفی را تشخیص دهید و مثبت‌ها را جایگزین آن ها کنید. مثلا زمانی که ساعت‌تان زنگ می‌زند و مجبورید از خواب بیدار شوید، به جای این‌که با ناله و ناراحتی از این وضع شکایت کنید، به این موضوع فکر کنید که در یک روز تازه، چه کارهای جدیدی قرار است انجام شود و چقدر در زندگی‌تان پیشرفت خواهید کرد. شاید این حرف‌ها را بارها شنیده باشید، اما یک بار اطمینان کنید و موقعیت‌های مختلف زندگی را همان طور که هست، بپذیرید تا نتیجه کار را خودتان ببینید.



4. مهارت ابراز وجود را بیاموزید و از آن استفاده کنید



وقتی می‌گویند باید عادت شکایت کردن از دیگران یا ایراد گرفتن از اتفاقات بد زندگی را کنار گذاشت و آن را ترک کرد، منظور این نیست که نظر خودتان را فراموش کنید و فقط به خواسته‌های دیگران اهمیت دهید. بلکه برعکس، باید مهارت ابراز وجود را بیاموزید و از آن استفاده کنید. به این معنی که لازم است نیازهای خود را با اطرافیان‌تان در میان بگذارید و بگویید هر یک از این نیازها به چه صورت تامین می‌شود. علاوه بر این، باید با اعتماد به نفس کامل زندگی کنید و این اعتماد به نفس را در همه حرکات و رفتارهایتان هم نشان دهید. شیوه ایستادن، حرف زدن، راه رفتن، نگاه کردن به دیگران، دست دادن با همکاران و... همگی می‌تواند نشان‌دهنده اعتماد به نفس و آرامش شما باشد.
 


5. خیلی قضاوت نکنید، نه در مورد خودتان و نه درباره دیگران



هر کسی ممکن است اشتباه کند و برای همین کسانی که خیلی ایراد می‌گیرند و به فکر پیدا کردن نقاط ضعف دیگران هستند، بیشتر به شکایت و گله روی می‌آورند. پس لغاتی مانند بهتر بود، باید، نباید و... را از دایره واژگان‌تان حذف کنید و تاجایی که می‌توانید آن ها را به کار نبرید.