به سوی عقلانیت
«ﻋﻘﻼﻧﻴﺖ»ﺑﺎ «ﻋﻠﻢ و داﻧﺶ» ﻣﺘﻔﺎوت اﺳﺖ. «ﻋﻠﻢ و داﻧﺶ»، «ﻣﺤﺘﻮﻳﺎت ﺣﺎﻓﻈﻪ اﻧﺴﺎن» را درﺑﺮﻣﻲﮔﻴﺮد.
ﻛﺴﻲﻛﻪ ﭘﺰﺷﻜﻲ ﺧﻮاﻧﺪه اﺳﺖ، ﺣﺠﻢ زﻳﺎدی از ﻣﻄﺎﻟﺐ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺑﺪن اﻧﺴﺎن و ﺣﺎﻻت ﺳﻼﻣﺖ و ﺑﻴﻤﺎری آن را در ﺣﺎﻓﻈﻪ دارد و ﻓﺮدی ﻛﻪ ﻫﻨﺮ ﺧﻮاﻧﺪه اﺳﺖ، ﺣﺠﻢ زﻳﺎدی از ﻣﻄﺎﻟﺐ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ زﻳﺒﺎﻳﻲﺷﻨﺎﺳﻲ، ادراک ﺑﺼﺮی، ﺗﺎرﻳﺦ، ﻫﻨﺮ و... را در ﺣﺎﻓﻈﻪ دارد.
اﻣﺎ «ﻋﻘﻼﻧﻴﺖ» ﻣﻮﺿﻮع ﻣﺤﺘﻮﻳﺎت ﺣﺎﻓﻈﻪ اﻧﺴﺎن ﻧﻴﺴﺖ، ﺑﻠﻜﻪ «ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﺗﻔﻜﺮ» را ﻣﺪﻧﻈﺮ دارد. اﻧﺴﺎن ﺧﺮدﻣﻨﺪ ﻛﺴﻲ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ در ﺣﺎﻓﻈﻪاش ﻣﻄﺎﻟﺐ زﻳﺎدی در ﻣﻮرد ﺗﺎرﻳﺦ ﺧﺮدﻣﻨﺪی ﻳﺎ ﻣﻌﻠﻮﻣﺎت دﻳﮕﺮی اﻧﺒﺎﺷﺘﻪ ﺷﺪه ﺑﺎﺷﺪ؛ ﺧﺮدﻣﻨﺪ، ﻛﺴﻲاﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﺤﻮه ارزﻳﺎﺑﻲ و ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮی ﺧﺎﺻﻲ دارد.
ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻲﺗﻮان ﺧﺮدﻣﻨﺪ ﺷﺪ؟
در
ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ اﻳﻦ ﺳﺆال، «ﻓﻠﺴﻔﻪ» اﻳﺠﺎد ﺷﺪ. ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺑﻪ زﺑﺎن ﻳﻮﻧﺎﻧﻲ ﺑﻪﻣﻌﻨﺎی
«ﺟﻮﻳﺎیِ ﺧﺮد» ﺑﻮدن اﺳﺖ. ﻓﻴﻠﺴﻮﻓﺎن، ﺟﺴﺘﺠﻮﮔﺮان و ﻣﻌﻠﻤﺎﻧﻲ وﺟﻮد دارﻧﺪ ﻛﻪ درﭘﻲ
ﭘﺎﺳﺦدادن ﺑﻪ اﻳﻦ ﺳﺆال ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻲﺗﻮان ﺧﺮدﻣﻨﺪاﻧﻪ زﻧﺪﮔﻲ ﻛﺮد.
«ﺳﻘﺮاط» ﻳﻜﻲ از اﺳﻄﻮرهﻫﺎی ﻓﻠﺴﻔﻪ اﺳﺖ. او ﺻﺪﻫﺎ ﺳﺎل ﭘﻴﺶ از ﻣﻴﻼد ﺣﻀﺮت ﻣﺴﻴﺢ در «آﺗﻦ (» ﻳﻜﻲ از ﺷﻬﺮﻫﺎی ﻳﻮﻧﺎن) ﻣﻲزﻳﺴﺖ.
ﺳﻘﺮاط ﺑﻪ اﻳﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ رﺳﻴﺪه ﺑﻮد ﻛﻪ ﻳﻜﻲ از ﭘﺎﻳﻪﻫﺎی ﻋﻘﻼﻧﻴﺖ،«ﭘﺮﺳﺶﮔﺮی» اﺳﺖ.
اﻧﺴﺎن ﺑﻪاﻧﺪازه ای ﻛﻪ ﭘﺮﺳﺶ، ﻧﻘﺪ و ﺷﻚ ﻣﻲﻛﻨﺪ،ﺧﺮدﻣﻨﺪ اﺳﺖ.
ﺑﻪﻫﻤﻴﻦ
دﻟﻴﻞ، «ﺳﻘﺮاط» ﺑﺮای ﺧﺮدﻣﻨﺪ ﻛﺮدن ﻣﺮدم، ﺑﻪ آﻧﺎن ﻳﺎد ﻣﻲداد ﻛﻪ ﺑﻪ داﻧﺴﺘﻪﻫﺎی
ﺧﻮد ﻳﺎ اﺧﺒﺎری ﻛﻪ دﻳﮕﺮان ﺑﻪ آﻧﺎن ﻣﻨﺘﻘﻞ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ، ﺗﺮدﻳﺪ ﻛﻨﻨﺪ و درﺳﺘﻲ آن را
ﺑﻪ ﻧﻘﺪ ﺑﻜﺸﻨﺪ.
از ﻧﻈﺮ ﺳﻘﺮاط،
ﻫﺮ ﺑﺎوری ﻛﻪ در ذﻫﻦ داشته ﺑﺎﺷﻴﻢ و آن را ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶ ﻧﻜﺸﻴﻢ و از ﻏﺮﺑﺎل ﻧﻘﺪ
ﻧﮕﺬراﻧﻴﻢ، ﻫﺴﺘﻪای ﻣﻲﮔﺮدد ﺑﺮای زﻧﺪﮔﻲ اﺑﻠﻬﺎﻧﻪ و ﻣﺎﻧﻌﻲاﺳﺖ در ﺑﺮاﺑﺮ زﻧﺪﮔﻲ
ﻋﺎﻗﻼﻧﻪ.
ﭼﻨﺪ ﻫﺰار ﺳﺎل ﺑﻌﺪ از
ﺳﻘﺮاط، روانﺷﻨﺎﺳﺎن ﺑﺰرﮔﻲ ﻫﻢﭼﻮن «آﻟﺒﺮت اﻟﻴﺲ» و «آﻟﻮرن ﺑﻚ» ﻧﻴﺰ ﺑﻪﻫﻤﻴﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ
رﺳﻴﺪﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﺴﻴﺎری از ﺣﺎﻻت ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﻳﻨﺪ رواﻧﻲ، ﻧﺎﺷﻲ از ﻃﺮز ﺗﻔﻜﺮ ﻧﺎدرﺳﺖ اﺳﺖ.
آﻧﺎن ﻧﻴﺰ در روشﻫﺎی روان درﻣﺎﻧﻲ ﺧﻮد از «روﻳﻜﺮد ﺳﻘﺮاﻃﻲ» ﺳﻮد ﺑﺮدﻧﺪ و ﺑﺎورﻫﺎ
را ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶ و ﻧﻘﺪ ﻛﺸﻴﺪﻧﺪ.
«ﺳﻘﺮاط» ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺎورﻫﺎ را ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶ ﻣﻲﻛﺸﻴﺪ؟
ﺳﻘﺮاط
در ﺷﻬﺮ راه ﻣﻲرﻓﺖ، در ﺑﺎزار ﻣﻲﮔﺸﺖ و ﺑﻪ ﺟﻠﺴﺎت ﻣﺮدم آﻣﺪوﺷﺪ ﻣﻲﻛﺮد و ﻫﺮﮔﺎه
ﻣﻲدﻳﺪ ﻛﻪ آﻧﺎن ﺑﺎ اﻃﻤﻴﻨﺎن درﺑﺎره ﭼﻴﺰی ﺻﺤﺒﺖ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ، آﻧﺎن را ﻣﻮرد ﺳﺆال
ﻗﺮارﻣﻲ داد .ﺑﺮای ﻧﻤﻮﻧﻪ اﮔﺮ ﻣﻲﺷﻨﻴﺪ ﻛﻪ در ﻣﺠﻠﺲ ﺷﻮرای آﺗﻦ، ﺳﺨﻨﻮری ﻣﻲﮔﻮﻳﺪ :
«ﺷﺮاﻓﺖ ﻣﻠﻲ ﻣﺎ ﺣﻜﻢ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺎ دﺷﻤﻦ ﺑﺠﻨﮕﻴﻢ»، او را ﻣﻮرد ﺳﺆال ﻗﺮارﻣﻲداد:
- «ﺷﺮاﻓﺖ» ﭼﻴﺴﺖ؟
- ﻣﻼک ﺷﺮاﻓﺖ ﭼﻴﺴﺖ و اﻳﻦ ﻣﻼک را ﭼﻪ ﻛﺴﺎﻧﻲ وﺿﻊ ﻛﺮده اﻧﺪ؟!
- ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻲﺗﻮاﻧﻲ اﻓﺮاد ﺷﺮﻳﻒ را از اﻓﺮاد ﻓﺎﻗﺪ ﺷﺮاﻓﺖ ﺗﺸﺨﻴﺺ دﻫﻲ؟!
- آﻳﺎ ﺷﺮاﻓﺖ ﻣﻮﺿﻮﻋﻲاﺳﺖ ﻛﻪ «ﻳﺎ ﻫﺴﺖ و ﻳﺎ ﻧﻴﺴﺖ» ﻳﺎ ﺷﺮاﻓﺖ ﻫﻢ درﺟﺎﺗﻲ دارد و ﻣﻲﺗﻮان اﻓﺮاد را ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎی درﺟﻪ ﺷﺮاﻓﺖﺷﺎن ردهﺑﻨﺪی ﻛﺮد؟!
- «ﺷﺮاﻓﺖ ﻣﻠﻲ» ﭼﻴﺴﺖ؟!
- اﮔﺮ ﺷﺮاﻓﺖ، ﻳﻚ ﻣﻮﺿﻮعِ ﺑﺸﺮی و ﺟﻬﺎنﻣﺸﻤﻮل اﺳﺖ، آﻳﺎ ﻣﻲﺗﻮان ﻗﻴﺪ ﻣﻠﻴﺖ را ﺑﻪ آن اﻓﺰود؟!
- «دﺷﻤﻦ» را ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻲﻛﻨﻴﺪ؟!
- آﻳﺎ ﻫﺮﻛﺲ ﻣﺘﻔﺎوت ﺑﺎ ﻣﺎ ﺑﻴﻨﺪﻳﺸﺪ، دﺷﻤﻦ اﺳﺖ ﻳﺎ ﻫﺮﻛﺲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺗﺠﺎوز ﻛﻨﺪ، دﺷﻤﻦ اﺳﺖ؟!
- ﺗﺠﺎوز را ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻲﻛﻨﻴﺪ؟!
«ﺳﻘﺮاط»
ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﺳﺆال اﻛﺘﻔﺎ ﻧﻤﻲﻛﺮد. او دهﻫﺎ ﺳﺆال ﻣﻲﭘﺮﺳﻴﺪ و اﻓﺮاد را ﺑﻪ ﺗﺮدﻳﺪ و
ﺗﺄﻣﻞ ﻣﻲاﻓﻜﻨﺪ؛ آنﭼﻨﺎن ﻛﻪ آﻧﺎن ﻧﻤﻲﺗﻮاﻧﺴﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ و ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎی اﺣﺴﺎﺳﺎتﺷﺎن
ﺗﺼﻤﻴﻢ ﺑﮕﻴﺮﻧﺪ. درواﻗﻊ، آﻧﺎن را از «ﺗﻮﻫﻢ داﻧﺎﻳﻲ» ﺑﻪ «ﺗﺤﻴﺮ و ﭘﺮﺳﺶﮔﺮی» ﻣﻲ
ﺑﺮد.
ﻓﻜﺮ ﻣﻲﻛﻨﻴﺪ ﻳﻮﻧﺎﻧﻴﺎن ﺳﻘﺮاط را دوﺳﺖداﺷﺘﻨﺪ؟!
نمی داﻧﻴﻢ !!! ﻫﻴﭻ آﻣﺎر ﻗﺎﺑﻞ اﻋﺘﻤﺎدی از رأی ﻣﺮدمِ آن روزِ آﺗﻦ در دﺳﺖ نیست!
اﻣﺎ ﺳﻘﺮاط، ﭘﺎﻳﺎن ﻏﻢاﻧﮕﻴﺰی داﺷﺖ!
«ﺑﺰرﮔﺎن
آﺗﻦ» ﺗﺸﺨﻴﺺدادﻧﺪ ﻛﻪ ﺳﻘﺮاط، «ﻋﻤﻞ ﻣجرﻣﺎﻧﻪای» را ﻣﺮﺗﻜﺐ ﻣﻲﺷﻮد. از دﻳﺪﮔﺎه
«ﺑﺰرﮔﺎن آﺗﻦ» ﻛﺎر ﺳﻘﺮاط، «ﺗﺸﻮﻳﺶ اﻓﻜﺎر ﻋﻤﻮﻣﻲ» ﺑﻮد. آﻧﺎن اﻋﺘﻘﺎد داﺷﺘﻨﺪ
ﻛﻪ اﻓﻜﺎر ﺳﻘﺮاط، ﺟﻮاﻧﺎنِ «آﺗﻦ» را ﮔﻤﺮاه ﻣﻲ ﻛﻨد.
ﺳﻘﺮاط ﻣﺤﻜﻮم ﺑﻪ اﻋﺪام ﺷﺪ!
مثبت باشید تا مثبت باز پس گیرید
مقاله ای تکان دهنده از ولفگانگ پاولی...
برنده جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۴۵ که به خاطر کشف قانون جدیدش به نام:
اصل انحصاری پاولی که مورد تشویق آلبرت انیشتین هم قرار گرفت , معروف است.
پاولی می گوید: هر چیزی در جهان , ارتعاش مخصوص به خودش را دارد. همه الکترون ها دارای سه ویژگی هستند ؛ به نام های:
سطح انرژی
چرخش
مدار
که فیزیک دان ها بر اساس این سه ویژگی , عدد کوانتوامی هر الکترون را محاسبه می کنند و به دست می آورند.
پاولی می گوید: هیچ دو الکترونی در جهان هستی دارای عدد کوانتوامی یکسانی نیست.
پاولی مثالی می زند و می گوید :
سیبی را بر می داریم و از میان میلیارد ها الکترونی که درون آن است، فقط یکی را انتخاب می کنیم.
فرض کنید نام آن الکترون را بگذاریم "اریک"....
عدد کوانتوامی اریک عددی بسیار بسیار طولانی است، اما برای این که کارمان را اینجا ساده کنیم، فرض کنید آن عدد بزرگ 23 باشد.
پاولی
ثابت کرد در هیچ کجای جهان هستی , حتی در ستاره ای در کهکشان , نه تنها
هیچ سیب دیگری , بلکه هیچ شیئی دیگر پیدا نمی کنید که الکترونش عدد
کوانتوامی آن 23 باشد.
حال
اگر دستمالی برداریم و سیب را برق بیندازم , از اصطکاک ایجاد شده , انرژی
حاصل می شود و این انرژی عدد کوانتوامی اریک را ارتقا داده و به مثلا 26 می
رساند.و درست در همان لحظه تنها الکترونی که در جهان هستی با عدد
کوانتوامی 26 بوده , دستخوش تغییر می شود.
جهان ما برای حفظ توازن خود , لحظه به لحظه آرایش خود را تغییر می دهد.پاولی با اثبات این موضوع جایزه نوبل فیزیک گرفت و گفت:
اگر هر الکترونی دارای ارتعاش منحصر به فرد خود باشد, پس هر شیئی در جهان واجد ارتعاش مخصوص به خود است.
و اما نتیجه گیری :
وقتی
یک سیب با یک اصطکاک کوچک , تغییر پیدا می کند , بنابراین وقتی که من
فرزندم را در آغوش می گیرم و می بوسم , و یا وقتی که همسرم را می بخشم...
و یا وقتی که به همسایه ام ناسزا می گویم و یا وقتی که دست خودم را خارش می دهم....
در واقع دارم دستور زنجیره ای از تغییرات را به جهان هستی می دهم.
هر اندیشه ای که از ذهن ما می گذرد , الکترون هایی را در گستره جهان هستی به ارتعاش در می آورد و دستخوش تغییر می کند.
اندیشه فقط بر ماده تاثیر نمی گذارد، بلکه اندیشه خود ماده است.
غم و غصه مرا غمگین می کند و این بزرگ ترین اشتباهی است که در من اتفاق می افتد.
غم و اندوه باید مرا هشیارتر کند؛ چون وقتی زخمی می شویم، آگاه تر می شویم.اندوه نباید بیچارگی را بیشتر کند.
بنابراین رنج را تحمل نکنید، بلکه آن را دریابید...چون رنج کشیدن فرصتی است برای هوشیارتر شدن.(فلسفه بودا).
حرف آخرم:
اگر به جای محبتی که با کسی کرده اید , از او بی مهری دیدید ,ناامید از محبت کردن نشوید؛
چون برگشت آن را از فرد دیگری , در یک رابطه دیگر و در یک موضوع دیگر , خواهید دید .
به خاطر همین می گویند علم بر آموزه های فلاسفه مهر تأیید می زند .چون فلاسفه همیشه معتقدند همه چیز در جهان هستی به هم مرتبط است.
تمام انرژی هایی که از شما ساطع می شود به شما باز می گردد
مثبت باشید تا مثبت باز پس گیرید.

لیلا هوشیاری:



لیلا هوشیاری:

مریم بنایی فر:
نان خرمایی کاراملی
اگر
دوست دارید نان را به شکل های متنوع تهیه کنید، این بار در قالب های مافین
نان درست کنید. نان های لقمه ای و مقوی که می تواند اعضای خانه را غافلگیر
کند. این نان بیشتر شبیه یک دسر خوش قیافه است و می توانید آن را برای
مهمانانتان هم درست کنید.
مواد لازم جهت نان
مواد لازم جهت لایه کاراملی
مواد لازم جهت لایه میانی
طرز تهیه خمیر نان
در
یک ظرف مناسب یک قاشق چایخوری شکر را با آب ولرم، گلاب و پودر خمیر مایه
مخلوط کنید، سپس آن را به مدت ده دقیقه کنار بگذارید تا عمل بیاید. در یک
کاسه دیگر بقیه شکر را با روغن، تخم مرغ و نمک مخلوط کنید، سپس خمیر مایه
به عمل آمده را به مواد اضافه کرده و به آرامی مواد را با هم مخلوط کنید.
در انتها آرد را کم کم به مواد اضافه کنید و هم بزنید تا خمیر یکدست و
مطلوبی حاصل شود. خمیر را به مدت 2 ساعت در یک جای نسبتا گرم استراحت دهید
تا حجم خمیر دوبرابر شود.
طرز تهیه لایه رویه کاراملی
در
یک قابلمه مناسب کره ذوب شده، شکر و عسل را با هم مخلوط کنید، سپس آن را
روی حرارت ملایم قرار دهید تا شروع به جوش زدن کند. بعد از کمی جوش زدن،
آن را ازروی حرارت بردارید. حالا گردو های خرد شده را به مواد اضافه کرده و
هم بزنید تا مواد به خوبی با هم مخلوط شوند. از این مواد کف قالب های
مافین بریزید و صبر کنید تا کمی خنک شوند.
طرز تهیه لایه میانی نان
خمیر
به عمل آمده را کمی ورز دهید و آن را به ضخامت نیم سانت با وردنه باز
کنید. کره ذوب شده و خنک شده را بر سطح خمیر بمالید. حالا کمی شکر قهوه ای
هم روی نان بریزید. خرماها را با چنگال خوب له کنید، سپس آن ها را روی سطح
خمیر قرار داده و کاملا پخش کنید. در انتها گردو های خرد شده و دارچین را
هم روی خرماها بریزید و سپس خمیر را به آرامی رول کنید. بعد از رول کردن
نان را به قطعاتی به قطر دو سانت برش دهید. هر برش را داخل هر قالب مافین،
روی لایه کاراملی قرار دهید. حدود 30 دقیقه به مواد استراحت دهید، سپس قالب
ها را در فر با دمای 180 درجه که از پیش گرم شده است، به مدت 30 دقیقه
قرار دهید تا آماده شوند.
عصمت انبیا و ائمه(ع)؛ مطلق یا نسبی؟
پیامبران الهی از سوی خداوند ماموریت داشته اند تا پیام های آسمانی وحی را برای آگاهی و راهنمایی انسان ها دریافت و عین و محتوای آن را صادقانه به مردم راهجو و حق طلب منتقل کنند. ضمنا این کمترین حق مردم است که آموزه های هر پیامبر را در گفتار و رفتار او متبلور ببینند و بتوانند او را الگو و اسوه خود بدانند.
بدیهی است شرط لازم ادای این رسالت ،صداقت و حفظ امانت است.
نیز امامان شیعه که بنا به باور شیعیان وظیفه تبیین رسالت و ادامه تبلیغ دین الهی را بر عهده داشته اند ،لزوما باید دارای نوعی عصمت و شایستگی برای الگو و اسوه بودن را داشته باشند.
اما باورمندان عصمت دو دسته اند:
1 - عصمت مطلق
2 - عصمت نسبی
معتقدان عصمت مطلق بر این باورند که از پیامبر و امام مطلقا هیچ گونه گناه،خطا ،لغزش و اشتباهی سر نمی زند.
اما معتقدان به عصمت نسبی می گویند پیامبر و امام تنها در ابلاغ پیام و انجام رسالت و ماموریت خود عصمت دارد ؛ولی از خطا و اشتباه مصون نیست.
البته هر دو گروه دلایل و شواهد فراوانی از قرآن،حدیث و سیره پیشوایان برای اثبات ادعای خود ارائه می کنند. اما من در این مختصر تنها به ذکر چند شاهد قرآنی بسنده می کنم و بحث مفصل و مشبع را به استادان پژوهشگر وامی گذارم.
قرآن در چند مورد خطاها و اشتباهاتی را به وجود نازنین محمد(ص) نسبت می دهد؛ از جمله:
1- « و وجدک ضالا فهدی» (س الضحی،ی6)
و مگر نه این است که تو را راه گم کرده یافت و راهت نمود؟
بدیهی است «ضال» به معنی «گمراه»است؛اما باورمندان به عصمت مطلق آن را به چند وجه توجیه می کنند.
الف - گمشده: زیرا پیامبر (ص) در کودکی چند بار گم شد....
ب - متحیر در امور معاش
پ - برخوردار نبودن از نعالم نبوت و معارف وحیانی
2 - « وان کنت من قبله لمن الغافلین» (س یوسف،3)
تو پیش از آن البته که از بی خبران و غافلان بودی.
3 - « ما کنت تدری ما الکتاب و لا الایمان...»(س شوری،ِ52)
تو نه کتاب می دانستی چیست و نه ایمان...
بنابراین پیامبر(ص) در پیش از نبوتش به نور عقل و فطرت الهی از زشتی ها پرهیز می کرد و خداوند را به یگانگی می پرستید؛ولی با انزال وحی،عوالم نامکشوفی بر او اشکار آمد و به اعلی درجه هدایت دست یازید. برای همین است که پیامبر را پیش از انزال وحی را به«ضال» وصف کرده است.
(ترجمه ها با بهره گیری از قرآن ترجمه کریم زمانی)
شفیعی مطهر