راه های تشخیص ندول یا گره تیروئید
بیشتر افراد خودشان نمی توانند ندول های تیروئید را پیدا کنند، زیرا این ندول ها به راحتی حس نمی شوند و معمولا علامتی ندارند.
اغلب
وقتی شما به دلیل دیگری (مثل یک بیمار دیگر) و با توصیه پزشک، از ناحیه
گردن سی تی اسکن و یا سونوگرافی انجام می دهید، پزشک ندول را روی تیروئید
شما پیدا می کند و تشخیص می دهد.
در این حالت پزشک گردن شما را معاینه می کند و از شما سوال می کند که آیا علائم و تغییراتی در خودتان مشاهده کرده اید یا نه؟
همچنین
آزمایش های دیگری باید انجام دهید تا پزشک ببیند آیا تیروئید شما به خوبی
کار می کند یا نه؟ و آیا ندول تیروئید سرطانی است یا نه؟
این آزمایش ها عبارتند از:
1- آزمایش خون برای بررسی میزان هورمون تیروئید در بدن
2-
سی تی اسکن از تیروئید: اگر میزان هورمون تیروئید بالا باشد، این آزمایش
انجام می شود تا پزشک ببیند تیروئید شما چگونه کار می کند؟
3-
آسپیراسیون با سوزن نازک: در این آزمایش، سرطانی بودن ندول بررسی می شود.
با یک سوزن نازک، مقداری از مواد ندول برداشته می شود و در زیر میکروسکوپ
برای مشاهده سلول های سرطانی، بررسی می شود. (FNA)
4-
سونوگرافی از غده تیروئید: برای مشاهده تعداد و اندازه ندول ها و یا پیدا
کردن محل آن ها برای آزمایش آسپیراسیون، سونوگرافی تیروئید انجام می شود.
دکتر سیدمیثم شفیعی مطهر
اطلاعات بیشتر در کانال زیر:
@motaharsono
راه های تشخیص ندول یا گره تیروئید
بیشتر افراد خودشان نمی توانند ندول های تیروئید را پیدا کنند، زیرا این ندول ها به راحتی حس نمی شوند و معمولا علامتی ندارند.
اغلب
وقتی شما به دلیل دیگری (مثل یک بیماری دیگر) و با توصیه پزشک، از ناحیه
گردن سی تی اسکن و یا سونوگرافی انجام می دهید، پزشک ندول را روی تیروئید
شما پیدا می کند و تشخیص می دهد.
در این حالت پزشک گردن شما را معاینه می کند و از شما سوال می کند که آیا علائم و تغییراتی در خودتان مشاهده کرده اید یا نه؟
همچنین
آزمایش های دیگری باید انجام دهید تا پزشک ببیند آیا تیروئید شما به خوبی
کار می کند یا نه؟ و آیا ندول تیروئید سرطانی است یا نه؟
این آزمایش ها عبارتند از:
1- آزمایش خون برای بررسی میزان هورمون تیروئید در بدن
2-
سی تی اسکن از تیروئید: اگر میزان هورمون تیروئید بالا باشد، این آزمایش
انجام می شود تا پزشک ببیند تیروئید شما چگونه کار می کند؟
3-
آسپیراسیون با سوزن نازک: در این آزمایش، سرطانی بودن ندول بررسی می شود.
با یک سوزن نازک، مقداری از مواد ندول برداشته می شود و در زیر میکروسکوپ
برای مشاهده سلول های سرطانی، بررسی می شود. (FNA)
4-
سونوگرافی از غده تیروئید: برای مشاهده تعداد و اندازه ندول ها و یا پیدا
کردن محل آن ها برای آزمایش آسپیراسیون، سونوگرافی تیروئید انجام می شود.
دکتر سید میثم شفیعی مطهر
اطلاعات بیشتر در کانال زیر
@motaharsono
پنچ ویژگیِ کودکان
روسو میگوید:
«ببینید بچهها تا به دست ما بزرگ سالها ضایع نشدهاند، چه ویژگیهای جالبی دارند!».
سپس، پنچ ویژگیِ کودکان را میشمارد و معتقد است:
این که مسیح در سه انجیل از چهار انجیل میگفت:
«تا کودک نشوید، وارد ملکوت پدر آسمانی من نمیشوید»
به خاطر همین پنج ویژگی است که بچه دارند.
امّا این پنچ ویژی اصلاً در ما بزرگ سالها نیست.
۱. ویژگی اوّل این که بچهها تا وقتی که احتیاج به چیزی نداشته باشند، سراغاش نمی روند.
یعنی تا گرسنه نشوند، سراغ غذا نمیروند. و تا احتیاجاش برطرف شد، از آن چیز دست میکشد.
امّا ما بزرگسالها درست عکسِ این هستیم.
به چیزی احتیاج پیدا نکرده، به آن اقبال میکنیم. بعد هم که احتیاجمان برآورده شد، باز دست بردار نیستیم.
۲.
ویژگی دوّم بچهها در اینجا و اکنون زندگی کردن است. هیچ بچهای در گذشته
و آینده زندگی نمیکند. در اینجا و اکنون زندگی میکند. امّا ما
بزرگسالها در اینجا و اکنون زندگی نمیکنیم.
۳. سوّم، این که بچهها تظاهر ندارند. بچه اگر الآن خشم نشان میدهد، واقعاً خشمگین است.
امّا ما بزرگسالها گاهی دارد قند توی دلمان آب میشود، ولی، به تظاهر، خشم نشان میدهیم.
این به خاطر مصلحتهایی است که در نظر میگیریم.
مثلاً میدانیم که احتیاجاتی نسبت به طرف مقابل داریم.
به خاطر همین، با این که در دل میخواهیم خونِ طرف را بریزیم، در ظاهر لبخند میزنیم و ماچ و بوسه و صبّحکم الله و...
از این بازیهایی که بلدیم در میآوریم.
امّا بچّهها اینجور نیستند. بچّهها اصلاً فیلمبازی نمیکنند.
ما
دائماً در حال فیلمبازی کردن هستیم. یعنی تهِ دلمان یک چیز است، امّا
دستمان پی یک کار دیگر میرود. زبانمان چیزی میگوید، دلمان چیز دیگری.
ولی
بچهها ظاهر و باطن همیناند که هستند. تا از یک دوستاش بدش میآید،
میگوید که: «من با تو قهرم!». با خودش نمیگوید: «بگذار محاسبه کنم ببینم
به نفعام هست با او قهر کنم یا نه! اگر قهر کنم، این قهر یک تبعاتی خواهد
داشت.
مثلاً
فردا ممکن است من از پاککن بخواهم و او ندهد. یا اصلاً شاید یک روز
شیرینیای داشت که من خیلی دوست داشتم...». ولی وقتی هم که آمد و گفت: «من
با تو آشتیام!»، واقعاً دیگر کینهای از طرف به دل ندارد.
امّا من و شما خیلی وقتها با هم قهریم، در حالی که واقعاً با هم آشتی هستیم.
خیلی وقتها هم با هم آشتیایم، در حالی که واقعاً با هم قهریم.
که این دوّمی اش بیشتر است.
خب، این بازیها در ما بزرگسالها وجود دارد و در بچهها نیست.
۴. ویژگی چهارم این که بچهها فاصلۀ بین احساسات عواطفشان خیلی کم است.
نمیدانم شما هیچوقت توجّه کردهاید که گاهی بچه هنوز اشک دارد از چشمهایش میسُرد پایین،
هنوز به گونهاش نرسیده، از دیدنِ یک چیزِ خندهدار میزند زیرِ خنده.
امّا
مثلاً ما اگر در جلسهای از یک چیزی ناراحت شویم، حالا ولو این که بعد از
گذشت زمانی آن ناراحتی برطرف شود و در دل شاد هم باشیم، با خودمان میگوییم
نباید به این سرعت شادیمان را بروز دهیم. باید چند ساعتی بگذاریم بگذرد،
بعد.
میترسیم بگویند: «این چه حالی است که این آقا دارد؟ الآن غمگین بود، حالا میخندد...!».
پس سعی میکنیم آهستهآهسته از شادی به غم، و از غم به شادی، تغییر چهره دهیم.
چون برایمان مهّم است که دیگران دربارۀ ما چه نظری داشته باشند. امّا بچهها اینجور نیستند.
۵. و ویژگی پنجم این که بچهها خیلی گریه میکنند.
ما بزرگسالها گریه کردن را زشت تلقّی میکنیم. نمیدانیم که چقدر، از لحاظ روانی، گریه کردن برایمان سلامت میآورد.
حالا اگر از همۀ حرفهایی که ممکن است راجع به این ویژگیها گفته شود بگذریم،
بالاخره ژان ژاک روسو میگفت:
شما
بزرگسالها کدامتان اینجوری هستید؟ هیچ کداممان نیستیم. بعد میگفت:
چرا تا وقتی بچه بودید اینگونه بودید، نازنین بودید، و حالا که بزرگ شده
اید اینگونه نیستید؟
اوّل تو چنان بُدی که کس چون تو نبود
و آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد..!
مصطفی_ملکیان
مبانی معرفتشناسی و روششناسی علومانسانی
15 توصیه مرحوم دولابی برای عاشقانه زندگی کردن
استاد
بزرگ اخلاق آقای میرزا اسماعیل دولابی پیش از وفات برای زندگی مومنانه 15
دستورالعمل را ذکر میکند که به ترتیب در ذیل آورده شده است:
1.
هر وقت در زندگیات گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود
برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار
است، در واقع گرفته یار است.
2.زیارتت،
نمازت، ذکرت و عبادتت را تا زیارت بعد، نماز بعد، ذکر بعد و عبادت بعد حفظ
کن؛ کار بد، حرف بد، دعوا و جدال و… نکن و آن را سالم به بعدی برسان. اگر
این کار را بکنی، دائمی می شود؛ دائم در زیارت و نماز و ذکر و عبادت خواهی
بود.
3.اگر
غلام خانهزادی پس از سال ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزی غصه
دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با این غصه
خوردن صاحبش را اذیت می کند. بعد از عمری روزی خدا را خوردن، جا ندارد برای
روزی فردایمان غصه دار و نگران باشیم.
4.
گذشته که گذشت و نیست، آینده هم که نیامده و نیست. غصه ها مال گذشته و
آینده است. حالا که گذشته و آینده نیست، پس چه غصه ای؟ تنها حال موجود است
که آن هم نه غصه دارد و نه قصه.
5.موت
را که بپذیری، همه غم و غصه ها می رود و بی اثر می شود. وقتی با حضرت
عزرائیل رفیق شوی، غصه هایت کم می شود. آمادگی موت خوب است، نه زود مردن.
بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنیا را در
نظر کوچک می کند و آخرت را بزرگ. حضرت امیر علیه السلام فرمود:
یک ساعت دنیا را به همه آخرت نمی دهم. آمادگی باید داشت، نه عجله برای مردن.
6.اگر دقّت کنید، فشار قبر و امثال آن در همین دنیا قابل مشاهده است؛ مثل بداخلاق که خود و دیگران را در فشار می گذارد.
7.تربت،
دفع بلا میکند و همه تب ها و طوفان ها و زلزله ها با یک سر سوزن از آن
آرام می شود. مؤمن سرانجام تربت میشود. اگر یک مؤمن در شهری بخوابد،
خداوند بلا را از آن شهر دور میکند.
8.هر
وقت غصه دار شدید، برای خودتان و برای همه مؤمنین و مؤمنات از زنده ها و
مرده ها و آن هایی که بعدا خواهند آمد، استغفار کنید. غصهدار که میشوید،
گویا بدنتان چین میخورد و استغفار که میکنید، این چین ها باز می شود.
9.
تا می گویم شما آدم خوبی هستید، شما می گویید خوبی از خودتان است و خودتان
خوبید. خدا هم همین طور است. تا به خدا می گویید: خدایا تو غفّاری، تو
ستّاری، تو رحمانی و…خدا می فرماید: خودت غفّاری، خودت ستّاری، خودت رحمانی
و… . کار محبت همین است.
10.با
تکرار کردن کارهای خوب، عادت حاصل می شود. بعد عادت به عبادت منجر می شود.
عبادت هم معرفت ایجاد می کند. بعد ملکات فاضله در فرد به وجود می آید و
نهایتا به ولایت منجر می شود.
11.خدا عبادت وعده بعد را نخواسته است؛ ولی ما روزی سال های بعد را هم می خواهیم، در حالی که معلوم نیست تا یک وعده بعد زنده باشیم.
12.
لبت را کنترل کن. ولو به تو سخت می گذرد، گله و شکوه نکن و از خدا خوبی
بگو. حتّی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بده تا کم کم بر تو
معلوم شود که به راستی خدا خوب خدایی است و آن وقت هم که به خیال خودت به
دروغ از خدا تعریف می کردی، فی الواقع راست می گفتی و خدا خوب خدایی بود.
13.ازهر
چیز تعریف کردند، بگو مال خداست و کار خداست. نکند خدا را بپوشانی و آن را
به خودت یا به دیگران نسبت بدهی که ظلمی بزرگ تر از این نیست. اگر این
نکته را رعایت کنی، از وادی امن سر در می آوری. هر وقت خواستی از کسی یا
چیزی تعریف کنی، از ربت تعریف کن. بیا و از این تاریخ تصمیم بگیر حرفی نزنی
مگر از او. هر زیبایی و خوبی که دیدی رب و پروردگارت را یاد کن، همان طور
که امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای دهه اول ذیحجه می فرماید:
به عدد همه چیزهای عالم لا اله الا الله.
14.دل
های مؤمنین که به هم وصل میشود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام
متّصل شد، به دریا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قلیل است و در تماس با
نجاست نجس می شود ، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود ، بلکه متنجس را هم پاک
می کند."
15.هر
چه غیر خداست را از دل بیرون کن. در "الا"، تشدید را محکم ادا کن، تا اگر
چیزی باقی مانده، از ریشه کنده شود و وجودت پاک شود. آن گاه "الله"را بگو
همه دلت را تصرف کند.
مهارت های دهگانه
سازمان
بهداشت جهانی مهارت های دهگانه ای را معرفی کرده است که هر کس باید این
توانایی ها را برای داشتن زندگی فردی و اجتماعی موفق کسب کند:
1- مهارت خودآگاهی
2- مهارت همدلی
3- مهارت روابط بین فردی
4- مهارت ارتباط موثر
5- مهارت مقابله با استرس
6- مهارت مدیریت هیجان
7- مهارت حل مسئله
8- مهارت تصمیم گیری
9- مهارت تفکر خلاق
10- مهارت تفکر نقادانه
مهارت خودآگاهی
توانایی
شناخت نقاط ضعف و قوت و یافتن تصویری واقع بینانه از خود. شناخت نیازها و
تمایلات فردی برای آشنایی با حقوق و مسئولیت های فردی - اجتماعی
مهارت همدلی
درک
کردن دیگران و مشکلاتشان در هر شرایطی. این مهارت به دوست داشتن و دوست
داشته شدن و در نتیجه،روابط_اجتماعیِ بهترِ افراد با یکدیگر می انجامد.
مهارت روابط بین فردی
مشارکت
و همکاری با دیگران، همراه با اعتماد واقع بینانه، که در کنار تقویت دوستی
ها، دوستی های ناسالم را خاتمه می دهد تا کسی از چنین روابطی آسیب نبیند.
مهارت ارتباط موثر
درک
بهتر نیازها و احساسات دیگران، به شیوه ای که فرد بتواند نیازها و احساسات
خودش را نیز در میان بگذارد. تا ارتباطی رضایت بخش شکل گیرد.
مهارت مقابله با فشار عصبی
با
آموختن این مهارت افراد هیجان های مثبت و منفی را در خود و دیگران می
شناسند و سعی می کنند واکنشی نشان دهند که این عوامل مشکلی برای آنها ایجاد
نکنند.
مهارت مدیریت هیجان
هر
انسانی که در زندگی خود با هیجانات گوناگونی از جمله غم، خشم، ترس،
خوشحالی، لذت و موارد دیگر مواجه است که همه این هیجانات بر زندگی او تاثیر
می گذارد. شناخت و مهار این هیجانات، همان مدیریت هیجان است. برای کسب این
مهارت فرد به طور کامل باید بتواند احساسات و هیجانات دیگران را نیز درک و
به نوعی این هیجانات را مهار کند.
مهارت حل مسئله
زندگی
سرشار از مسائل ساده و پیچیده است. با کسب این مهارت بهتر می توانیم
مشکلات و مسائلی را که هر روز در زندگی برایمان رخ می دهند، از سر راه
زندگی مان برداریم.
مهارت تصمیم گیری
برای
برداشتن هر قدمی در زندگی باید تصمیم گیری کنیم، مسیر زندگی انسان را
تصمیم گیری های او مشخص می کند. با آموختن این مهارت اهداف خود را واقع
بینانه تعیین و از میان راه حل های موجود بهترین را انتخاب می کنیم و
مسئولیت عواقب آن را نیز به عهده می گیریم.
مهارت تفکر خلاق
تفکر
یکی از مهم ترین مهارت های زندگی است. مهارت تفکر خلاق، همان قدرت کشف،
نوآوری و خلق ایده ای جدید است تا در موارد گوناگون بتوانیم راهی جدید و
موثر بیابیم. با آموختن تفکر خلاق، هنگام مواجهه با مشکلات و دشواری ها
احساسات منفی را به احساسات مثبت تبدیل می کنیم.
هنگامی
که تفکر خلاق را می آموزیم، دیگر مشکلات زندگی مزاحم ما نیستند، بلکه هر
کدام فرصتی هستند تا راه حل های جدید بیابیم و مشکلات را به گونه ای حل
کنیم که کسی تاکنون این کار را نکرده باشد.
مهارت تفکر نقادانه
این
مهارت موجب می شود هر چیزی را به سادگی قبول یا رد نکنیم و پیش از آن،
موضوع مورد نظر را به خوبی مورد بررسی قرار دهیم و پس از آن، در مورد رد یا
پذیرش آن تصمیم گیری کنیم.
با
آموختن تفکر نقادانه فریب دیگران را نمی خوریم و به عاقبت امور به خوبی
فکر می کنیم و دقیق و درست تصمیم می گیریم و ارتباطات درستی برقرار می
کنیم.
شما کدام یک از این مهارت ها را دارید و باید کدام یک را کسب کنید؟!