دانستنی های زندگی

دانستنی های تغذیه،خانه داری،روان شناسی،زناشویی ،تربیتی ،علمی و....

دانستنی های زندگی

دانستنی های تغذیه،خانه داری،روان شناسی،زناشویی ،تربیتی ،علمی و....

ده ویژگی که دلیل خاص بودن انسان هستند

ده ویژگی که دلیل خاص بودن انسان هستند

 
 
zoomit.ir - مهردادیزدانی: ما انسان‌ها حتی در انعطاف‌پذیرترین دیدگاه‌ها، موجودات زنده‌ی غیرمعمول و عجیبی هستیم. ویژگی‌های بیولوژیکی خاص ما نظیر مغز توسعه‌یافته، قرار گرفتن انگشت شست در مقابل بقیه‌ی انگشتان و ... به ما اجازه داده‌اند که زمین را به شکل عجیب و داستان‌گونه‌ای بر اساس نیازهای خود تغییر دهیم و حتی آن را ترک کنیم. آشنایی با بعضی از این ویژگی‌ها می‌تواند عجیب و غافلگیرکننده باشد. با ما همراه باشید.

۱۰ ویژگی که دلیل خاص بودن انسان هستند
وقتی به وضعیت کنونی انسان و پیشرفت حیرت‌انگیزی که در مدت کوتاه زندگی در کره‌ی زمین (با توجه به قدمت سه میلیارد ساله‌ی حیات در این سیاره) به آن رسیده، نگاه می‌کنیم، قبول تفاوت‌های غالبا ساده به‌عنوان دلیل این برتری حیرت‌انگیز نسبت به سایر موجودات زنده بسیار سخت است. بااین‌حال از دیدگاه علم زیست‌شناسی دلیل این برتری را می‌توان در تفاوت‌های ساده ریشه‌یابی کرد که ۱۰ مورد از بارزترین آن‌ها به شرح زیر هستند:



توانایی صحبت کردن

۱۰ ویژگی که دلیل خاص بودن انسان هستند
عضو تولیدکننده‌ی صدا یا حنجره (Larynx) که یکی از مهم‌ترین بخش‌ها در توانایی صحبت کردن است، در بسیاری از خویشاوندان نزدیک انسان ازجمله شامپانزه‌ها نیز وجود دارد؛ ولی موقعیت آن در داخل گلوی انسان پایین‌تر است که این مزیتِ حاصل از تکامل، حدود ۳۵۰ هزار سال قدمت دارد. در این تغییر و تحول، استخوان لامی (Hyoid bone - یک استخوان نعل‌اسبی شکل در زیر زبان) نیز کمی به سمت پایین حرکت کرده و ارتباط آن با سایر استخوان‌های جمجمه قطع شده است که به‌این‌ترتیب با به ارتعاش درآمدن بدون مزاحم و مستقل، به ما اجازه می‌دهد حروف مختلف را کاملا واضح و قابل‌تشخیص ادا کنیم.



 راه رفتن روی دو پا راه رفتن

۱۰ ویژگی که دلیل خاص بودن انسان هستند
یک از بارزترین وجوه تمایز انسان از سایر پستانداران، راه رفتن کاملا عمودی روی دو پا و بدون نیاز به حفظ تعادل به کمک دست‌ها است. این نوع راه رفتن به ما اجازه می‌دهد با آزادی کامل از دست‌هایمان برای به‌کارگیری ابزارهای مختلف استفاده کنیم. متأسفانه این ویژگی با تغییر شکل استخوان لگن خاصره برای دادن آزادی کامل به پا امکان‌پذیر شده که درنتیجه‌ی آن وضع حمل در انسان به‌مراتب خطرناک‌تر از سایر حیوانات است؛ به‌طوری‌که تا یک قرن پیش، تولد نوزاد یکی از دلایل عمده‌ی مرگ و میز زنان بود. علاوه بر این، قوس بزرگ قسمت پایینی ستون فقرات که نقش مهمی در حفظ تعادل بر روی دو پا در هنگام ایستادن یا راه رفتن دارد، باعث افزایش آسیب‌پذیری در برابر مشکلات مفصلی و عضلانی در ناحیه‌ی کمر شده است.



پوست برهنه و بدون مو

۱۰ ویژگی که دلیل خاص بودن انسان هستند

 پوست انسان در مقایسه یا سایر اعضای خانواده‌ی کپَی‌ها (انسان‌واران بالا رده)، برهنه و بدون محافظ به نظر می‌رسد. هرچند سرتاسر پوست ما به‌اندازه‌ی سایر پستانداران و حتی بیشتر از آن‌ها فولیکول و درنتیجه توانایی تولید مو دارد، ولی بااین‌حال موی بدن انسان غالبا نرم‌تر، کوتاه‌تر و روشن‌تر است و در بسیاری از نقاط کاملا از بین رفته یا دیده نمی‌شود. این ویژگی به ما اجازه می‌دهد انگل‌های پوستی را به‌راحتی مشاهده و نابود کنیم.



 پوشیدن لباس

۱۰ ویژگی که دلیل خاص بودن انسان هستند

 با وجود این که زیست‌شناس‌ها انسان را کَپی برهنه و بدون محافظ در برابر شرایط نامساعد محیطی محسوب می‌کنند، ولی ما با پوشیدن لباس این مشکل را برطرف کرده‌ایم. این توانایی نه‌تنها انسان را به‌گونه‌ای منحصربه‌فرد در دنیای حیوانات تبدیل می‌کند، بلکه بر تکامل سایر گونه‌ها نیز تأثیر گذاشته است. به‌عنوان‌مثال اغلب گونه‌های شپش، در لابه‌لای موی حیوانات زندگی می‌کنند؛ ولی شپش انسانی برای زندگی در بین الیاف پارچه تکامل پیدا کرده است.



مغز خارق‌العاده

۱۰ ویژگی که دلیل خاص بودن انسان هستند
بدون هیچ تردیدی دلیل اصلی استیلای انسان بر تمام موجودات زنده، مغزی توسعه‌یافته و خارق‌العاده محسوب می‌شود. بزرگ‌ترین مغز در بین تمام موجودات متعلق به نهنگ عنبر است و مغز بسیاری از پرنده‌ها در حدود ۸ درصد از بدن آن‌ها حجم دارد. بااین‌حال مغز ما که نسبت حجم آن به کل بدن تنها ۲.۵ درصد است و بعد از کامل شدن رشد نهایتا حدود ۱.۴ کیلوگرم وزن پیدا می‌کند، با داشتن توانایی‌های اعجاب‌انگیزی مثل استدلال، تفکر و ... ما را به فرمانروای مطلق قلمروی موجودات زنده تبدیل کرده است. اوج قدرت مغز انسان را می‌توان در دستاوردهای نوابغی مثل انیشتین و موتزارت دید.



دست‌های کارا و مؤثردست‌های کارا
۱۰ ویژگی که دلیل خاص بودن انسان هستند

 برخلاف یک باور عمومی، انسان تنها گونه‌ای نیست که شست بدون مفصل میانی و روبه روی بقیه‌ی انگشت‌ها دارد. در حقیقت بسیاری از کپی‌ها این قابلیت را در حتی پاهای خود نیز دارند. برتری ما در این است که می‌توانیم شست خود را به انگشتان دیگر، حتی انگشت‌های کوچک و حلقه برسانیم. ما حتی قادریم انگشت‌های کوچک و حلقه را کاملا به پایه‌ی شست نزدیک کنیم. به لطف داشتن این ویژگی،  به‌راحتی انواع مختلف ابزار را با قدرت و تسلطی منحصربه‌فرد در دست می‌گیریم.



کنترل آتش

۱۰ ویژگی که دلیل خاص بودن انسان هستند
وقتی‌که اجداد ما آتش را تحت کنترل خود درآوردند، در حقیقت به برتری حیوانات درنده‌ی شب‌شکار در استفاده از تاریکی خاتمه دادند و یکی از خطراتی را که حتی می‌توانست به انقراض انسان منجر شود، از بین بردند. علاوه بر این گرمای حیات‌بخش شعله‌های آتش، مقاومت اجداد کوچ‌نشین ما را در مقابل آب‌وهوای سرد افزایش داد و زندگی در مناطق سردسیر را برای آن‌ها امکان‌پذیر کرد. گذشته از این مزیت‌ها، کنترل آتش به انسان اجازه می‌داد غذای خود را طبخ کنند. به گفته بعضی از دانشمندان، پخته شدن غذا که به معنای جویدن و هضم راحت‌تر آن است، نقش مهمی در تکامل داشته و به‌مرور باعث کوچک‌تر شدن دندان‌ها و دستگاه گوارش انسان شده است.



سرخ شدن صورت

۱۰ ویژگی که دلیل خاص بودن انسان هستند
برافروخته و سرخ شدن صورت، یک از ویژگی‌های کاملا انحصاری انسان است که داروین آن را «عجیب‌ترین و انسان‌گونه‌ترین روش برای بروز احساسات» می‌دانست. مکانیسم بیولوژیکی سرخ شدن ناخواسته که مانند اعلامیه‌ای برای فاش کردن عمیق‌ترین احساسات انسان عمل می‌کند، هنوز کاملا ناشناخته است. عده‌ای معتقدند که این ویژگی، ترفندی بیولوژیکی برای حفظ صداقت انسان‌ها و امکان‌پذیر شدن زندگی گروهی با همدلی و اتحاد کامل است.



دوران کودکی طولانی‌مدت

۱۰ ویژگی که دلیل خاص بودن انسان هستند
 در بین تمام پستانداران؛ تنها انسان است که برای مدت طولانی تحت حمایت والدین خود باقی می‌ماند و برای رسیدن به بلوغ آموزش می‌بیند که از دیدگاه بیولوژیکی این مسئله منطقی نیست. تمام موجودات زنده به جز انسان در کوتاه‌ترین زمان ممکن به بلوغ می‌رسند و برای تولیدمثل آماده می‌شوند که به‌این‌ترتیب امکان درهم‌آمیخته شدن ژن‌های غالب یک گونه و درنتیجه شانس بقا و تکامل آن افزایش پیدا می‌کند. یکی از منطقی‌ترین توضیحات در این زمینه، مغز توسعه‌ی یافته انسان است که برای رسیدن به بالا‌ترین کارایی خود به رشد و آموزش بیشتر و بالطبع زمان بیشتر نیاز دارد.



زندگی طولانی بدون توانایی تولیدمثل

۱۰ ویژگی که دلیل خاص بودن انسان هستند
بسیاری از موجودات زنده تا زمان مرگ به تولیدمثل ادامه می‌دهند؛ درحالی‌که انسان بعد از دست دادن توانایی تولیدمثل، مدت زیادی زندگی می‌کند. از دیدگاه صرفا بیولوژیکی این خصوصیت انسان نیز منحصربه‌فرد و خلاف قوانین طبیعت است. عده‌ای این انحراف از معیارهای طبیعت را محصول تکامل بر اساس روابط اجتماعی خاص انسان می‌دانند. در خانواده‌های توسعه‌یافته، پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها حتی بعد از دست دادن توانایی تولیدمثل نقش مهمی در بقا و موفقیت نسل دوم خانواده‌ی خود دارند.
 

ما تربیت نشدیم!

ما تربیت نشدیم!

تربیت ما بیش از این نبوده است که به بزرگ‌ترها احترام بگذاریم، کلمات زشت نگوییم، پیش دیگران پای خود را دراز نکنیم، حرف‌شنو باشیم، صبح‌ها به همه سلام کنیم، دست و روی خود را با صابون بشوییم، لباس تمیز بپوشیم، دست در بینی نبریم و…

 اما ساده‌ترین و ضروری‌ترین مسائل زندگی را به ما یاد ندادند.

کجا به ما آموختند که چگونه نفس بکشیم، چگونه اضطراب را از خود دور کنیم، موفقیت چیست، ازدواج برای حل چه مشکلی است، در مواجهه با مخالف چگونه رفتار کنیم…؟

در کودکی به ما آموختند که چموش نباشیم، اما پرسشگری و آزاداندیشی و شیوه‌های نقد را به ما نیاموختند.

داگلاس سیسیل نورث، اقتصاددان آمریکایی و برنده ی جایزه ی نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۳می‌گوید:
«اگر می‌خواهید بدانید کشوری توسعه می‌یابد یا نه، سراغ صنایع و کارخانه‌های آن کشور نروید. این ها را به‌راحتی می‌توان خرید یا دزدید یا کپی کرد. می‌توان نفت فروخت و همه ی این ها را وارد کرد. برای این که بتوانید آینده ی کشوری را پیش‌بینی کنید، بروید در دبستان‌ها؛ ببینید آن جا چگونه بچه‌ها را آموزش می‌دهند. مهم نیست چه چیزی آموزش می‌دهند؛ ببینید چگونه آموزش می‌دهند. اگر کودکانشان را پرسشگر، خلاق، صبور، نظم‌پذیر، خطر‌پذیر، اهل گفتگو و تعامل و برخوردار از روحیه ی مشارکت جمعی و همکاری گروهی تربیت می‌کنند، مطمئن باشید که آن کشور در چند قدمی توسعه ی پایدار و گسترده است.»

از «نفس کشیدن» تا «سفر کردن» تا «مهرورزی» به آموزش نیاز دارد. بخشی از سلامت روحی و جسمی ما در گرو «تنفس صحیح» است. آیا باید در جوانی یا میان‌سالی یا حتا پیری، گذرمان به یوگا بیفتد تا بفهمیم تنفس انواعی دارد و شکل صحیح آن چگونه است و چه قدر مهم است؟! 

به ما حتا نگاه کردن را نیاموختند.
هیچ چیز به اندازه ی «نگاه» نیاز به آموزش و تربیت ندارد. کسی که بلد است چه طور ببیند، در دنیایی دیگر زندگی می‌کند؛ دنیایی که بویی از آن به مشام بینندگان ناشی نرسیده است.

هزار کیلومتر، از شهری به شهری دیگر می‌رویم و وقتی به خانه برمی‌گردیم، چند خط نمی‌توانیم درباره ی آن چه دیده‌ایم بنویسیم. چرا؟ چون در واقع «ندیده‌ایم». همه چیز از جلو چشم ما گذشته است؛ مانند نسیمی که بر آهن وزیده است.
 اگر حرف مولوی درست باشد که 

«فرع دید آمد عمل بی‌هیچ شکر 

پس نباشد مردم الا مردمک»، 

باید بپذیریم که آدمیت ما به اندازه ی مهارت ما در «نگاه» است.

جان راسکین، آموزگار بزرگ نگاه، در قرن نوزدهم می‌گفت: 

«اگر دست من بود، درس طراحی را در همه ی مدارس جهان اجباری می‌کردم تا بچه‌ها قبل از این که به نگاه‌های سرسری عادت کنند، درست نگاه کردن به اشیا را بیاموزند.» می‌گفت: 

«کسی که به کلاس‌های طراحی می‌رود تا مجبور شود به طبیعت و پیرامون خود، بهتر و دقیق‌تر نگاه کند، هنرمندتر است از کسی که به طبیعت می‌رود تا در طراحی پیشرفت کند.»

«آلن دو باتن، هنر سیر و سفر»


اگر در خانه یا مدرسه، یاد گرفته بودیم که چه طور نگاه کنیم، چه طور بشنویم و چه طور بیندیشیم، انسانی دیگر بودیم. انسانی که نمی‌‌تواند از چشم و گوش و زبان خود درست استفاده کند، پا از غار بدویت بیرون نگذاشته است؛ اگرچه نقاشی‌های غارنشینان نشان می‌دهد که آنان با «نگاه» بیگانه نبودند.

من پدرانی را می‌شناسم که در آتش محبت فرزندانشان می‌سوزند و برای رفاه و آسایش آنان سر از پا نمی‌شناسند، اما تا دهه ی هفتاد یا هشتاد عمرشان ندانستند که فرزندانشان بیش از خانه و ماشین، به آغوش گرم او نیاز دارند و او باید آنان را لمس می‌کرد و می‌بوسید و دست محبت بر سر و روی آنان می‌کشید.

بسیارند پدرانی که نمی‌دانند اگر همه ی دنیا را برای دخترشان فراهم کنند، به اندازه ی یک‌بار در آغوش گرفتن او و بوسیدن روی او، به او آرامش و اعتماد به نفس نمی‌دهد.

در جامعه‌ای که از در و دیوار آن، سخن از حق و باطل می‌بارد، کسی به ما یاد نداد که چگونه از حق خود دفاع کنیم یا چگونه حق دیگران را مراعات کنیم و مساله ی «حق و باطل» را به حقوق افراد گره نزنیم. عجایب را در آسمان‌ها می‌جوییم، ولی یک‌بار به شاخه ی درختی که جلو خانه ی ما مظلومانه قد کشیده است، خیره نشده‌ایم. نگاه کردن، شنیدن، گفتن، نفس کشیدن، راه رفتن، خوابیدن، سفر کردن، بازی، تفریح، مهرورزی، عاشقی، زناشویی و اعتراض، بیشتر از املا و انشا نیاز به معلم و آموزش دارند.

چطور انگیزه خود را بالا نگه داریم؟

 

 

برترین ها: انگیزه شخصی برای موفقیت در تمام جنبه های زندگی از اهمیتی حیاتی برخوردار است. اگر انگیزه نداشته باشیم، به احتمال زیاد وقت خود را تلف می کنیم و اهداف شخصی و حرفه ای خود را نادیده می گیریم. حتی مصمم ترین افراد روی زمین نیز گاهی انگیزه خود را از دست می دهند. 
در زیر چند راهنمایی برای حفظ انگیزه آورده ایم.

چطور انگیزه خود را بالا نگه داریم؟

الف- روحیه خود را به روش های زیر بالا نگه دارید:


1. اهدافتان را به خودتان یادآوری کنید.

معمولاً قبل از وقت گذاشتن روی هر تلاش خاصی، گرایش به تعیین اهداف کوتاه مدت و بلندمدت دارید. اگر کم کم چشمتان را از روی اهدافتان بردارید، انگیزه خود را از دست می دهید. این که حواستان به اهدافتان باشد و دائماً پیشرفت خود را چک کنید، باعث می شود که هر روز انگیزه شما بیشتر و بیشتر شود.

چطور انگیزه خود را بالا نگه داریم؟
2. هر هفته پیشرفت خود را چک کنید.
هر کسی دوست دارد بداند که هر روز چقدر به هدفش نزدیک تر می شود. اگر ببینید که در مسیر درست هستید و هر بار پیشرفت قابل ملاحظه ای می کنید، انگیزه شما بیشتر می شود و از رسیدن به هدف خود خوشحال می شوید. اگر ببینید که در رسیدن به هدف تعلل می کنید، این تلنگری به شماست تا دوباره به مسیر اصلی برگردید.

3. هر بار که به اهداف هفتگی می رسید، به خودتان پاداش بدهید.


این پاداش می تواند بسیار ساده باشد، مثلاً برای خودتان بستنی بخرید. یا پاداش بزرگ تری باشد، مثلاً برای کل تلاش و سخت کوشی تان به تعطیلات بروید.

4. به خودتان استراحت بدهید.

گاهی حتی با اراده ترین افراد هم خسته می شوند. شاید زیادی از خودتان کار کشیده باشید و استراحت چیزی باشد که واقعاً به آن نیاز دارید. اگر هدف شما رسیدن به فرم بدنی مناسب است، شاید لازم باشد که به جای یکی دو روز در هفته به خودتان سه چهار روز استراحت بدهید. اگر هدف درسی دارید، یک سره تکالیف تان را انجام ندهید و آن را در طول روز یا هفته تمام کنید.

5. به خودتان زیاد سخت نگیرید.


هر کسی گاهی کم می آورد. اگر یک هفته نتوانستید به هدفتان برسید، زیاد احساساتی نشوید. از آن درس بگیرید. همیشه سخت بودن کار نیست که مهم است، گاهی سختی ضربه ای که می خورید و دوباره بلند شدن است که اهمیت دارد. از شکست خوردن نترسید و آن را به عنوان یکی دیگر از جنبه های زندگی بپذیرید و به سمت اهدافتان پیش بروید.


چطور انگیزه خود را بالا نگه داریم؟
6. مقالات یا سخنرانی های الهام بخش را بخوانید و تماشا کنید.

هر کسی هر از گاهی به این چیزها نیاز دارد. تماشای ویدئوهای سخنرانی های الهام بخش و شنیدن تجربیات دیگران به شما حس تازه ای از امید و انگیزه می دهد.

ب- راه های غلبه بر تعلل و مسامحه


1. چیزهایی که حواستان را پرت می کنند، حذف کنید.


هر چیزی که موجب تعلل شما می شود را شناسایی کنید و از شر آن خلاص شوید یا آن را در کمدی بگذارید. از آن دور شوید یا آن را دور بیندازید. اگر همه وقت خود را تلف کنید، نمی توانید انگیزه خود را حفظ کنید. اگر زمان زیادی را صرف گردش در اینترنت می کنید، یک افزونه "بهره وری" روی مرورگر خود نصب کنید. این افزونه به شما یادآوری می کند که زمان محدودی را صرف این کار کنید.

2. مرزهای خود را فراخ تر کنید.

خودتان را در چشم خود و دیگران مسئول جلوه دهید. اگر کاری را انجام نمی دهید، به خاطر انجام ندادن آن برای خودتان جریمه بگذارید. برای مثال خودتان را از خرید وسیله ای محبوب محروم کنید یا پولی به خیریه بدهید. در مورد کارهایی که قرار است انجام دهید با دوستان و خانواده حرف بزنید. اگر آن کارها را انجام ندهید آن ها می فهمند و خجالت می کشید. بدین ترتیب دلیلی برای شروع آن کار خواهید داشت.

چطور انگیزه خود را بالا نگه داریم؟
3. کمی کافئین مصرف کنید.

فقط شما هستید که می دانید دوز مصرفی شما چقدر است. مقدار مناسب قهوه ای که هر کس صبح ها می نوشد، باعث می شود که هوشیاری و تمرکز او حفظ شود و به سمت هدف حرکت کند. از محرک های قوی تر دور بمانید، مگر آن که پزشک آن ها را در موارد خاص برایتان تجویز کرده باشد.

4. بدنتان را حرکت دهید.


بدوید، ورجه ورجه کنید یا مشت زنی کنید. حتی نرمش های سبک نیز بر روحیه شما اثر خوبی می گذارند و باعث می شوند که حس فعال و پویایی به شما دست بدهد. ورزش میزان افسردگی را کاهش می دهد و دید شما به خودتان را بهتر می کند و هر دوی این ها انگیزه شما را بالا می برند.

5. وظیفه و کار خود را به تکه های کوچک تر تقسیم کنید.


اگر مشکلات جدی انگیزشی دارید، شکستن وظیفه خود به وظایف کوچک تر باعث می شود که از لحاظ روانی راحت تر بتوانید به آن ها نزدیک شوید و آن ها را شروع کنید. زیرا با انجام هر یک از این تکه ها و تمام کردن آن ها، حس موفقیت در آن کار به شما دست می دهد و انگیزه شما برای انجام بقیه بالاتر می رود. گاهی تنها چیزی که نیاز داریم این است که عزم حرکت خود را جمع کنیم و یک پروژه کامل را شروع کنیم، تا بقیه آن را با همان عزم و شتاب جلو ببریم.

چطور انگیزه خود را بالا نگه داریم؟
6. خودتان را غافلگیر کنید.

حتی افرادی که انگیزه های فوق العاده بالایی دارند، اگر هفته ها و ماه ها وظایف تکراری و خسته کننده انجام دهند، دچار افسردگی و تنبلی می شوند. این یک نواختی را با فعالیت های غیرعادی و فی البداهه بشکنید. سعی کنید حس درونی پیش بینی ناپذیری را در خود خلق کنید و خودتان هم ندانید که فردا چه خواهید کرد. این باعث می شود که ملال انگیزی روانی کاری که انجام می دهید، کاهش یابد. در زیر به چند روش دیگر برای شکستن این یک نواختی اشاره کرده ایم:

•    وقت ناهار به جای خوش منظره و زیبایی بروید.

•    با دوستان یا همکاران به طور ناگهانی مسابقه فوتبال بگذارید.

•    همکاران خود را با چیزی که خودتان پخته اید، غافلگیر کنید.

•    حتی اگر مناسبتی وجود ندارد، دوست یا همسرتان را به مکان خاصی ببرید.

•    سبک شخصی خود را عوض کنید. ظاهرتان را متحول کنید و منتظر واکنش های اطرافیان و دوستان و همکاران باشید.

نکات مهم:

* الگوهای شخصی داشته باشید. برای مثال سیاستمدار، ورزشکار یا تاجر محبوب شما ممکن است سخنرانی الهام بخش و یا تجربه جالبی داشته باشد. در مورد آن مطالعه کنید و به خودتان در مورد زندگی و تجربیات و راه های رسیدن آن فرد به هدفش، درس بدهید.

* مثبت باشید. هر اتفاقی که بیفتد، باید انگیزه شما بالا باشد و مثبت بودن را کنار نگذارید. حتی زمانی که همه چیز منفی و بد به نظر می رسد، باید سرتان را بالا بگیرید و به جلو قدم بردارید.

* کارها را سرگرم کننده کنید. در باشگاه ورزشی، موسیقی محبوب خود را گوش کنید. در محل کار، برای خودتان شیرینی بیاورید و دستاوردهای کوچک را جشن بگیرید.

هشدار:

اگر از بی انگیزگی شدید رنج می برید یا حتی برای رسیدن به اهداف ابتدایی و کوچک مشکل دارید، مثلاً اهداف ضروری و واجبی همچون بلند شدن از رختخواب، رفتن به محل کار، انجام بهداشت شخصی و غیره، بهتر است با مشاور یا پزشک مشورت کنید. زیرا این ها می توانند علائم افسردگی باشند.

 

در زندگی تان از این افراد دوری کنید

 در زندگی تان از این افراد دوری کنید

افرادی که باید از آن ها اجتناب کنیم، آدم های عجیب و غریبی نیستند و ممکن است هر مشخصاتی داشته باشند. تنها باید یاد بگیرید چگونه بسرعت آن ها را بشناسید و به صورت موثری با آن ها برخورد کنید.

به گفته روان شناسان، صرف زمان با این افراد، به بی احساسی، انرژی پایین، خودارزشی پایین و حتی مشکلات جسمی همچون حالت تهوع، سردرد، یا تنش ماهیچه ای منجر می شود. 

در اینجا چکیده ای از ویژگی های این افراد ارائه می شود.

قلدرهای ارباب منش

قلدرهای ارباب منش اشخاصی متخاصم، قوی، عصبانی و جدلی هستند که خودشان را عالم به همه چیز می دانند. این اشخاص سمی، به افراد پیرامونشان مدام دستور می دهند و اشتباه های کوچک آن ها را نمی بخشند یا فراموش نمی کنند. این گروه از افراد نیاز دارند دیگران را تحت کنترل خود درآورند و اغلب، گرایش ها و تمایلات بی رحمانه و ظالمانه ای از خود نشان می دهند. آن ها به این دلیل سمی هستند که دیگران را تحت فشار قرار می دهند، می ترسانند و به آن ها احترام نمی گذارند.

افراد افسرده و عبوس و منفی نگر

این افراد، ناراحت، منفی نگر، لجوج، مشکوک به دیگران، و اغلب افسرده اند. آن ها همیشه اندوهگین هستند و مدام از ناعادلانه بودن زندگی شکایت دارند. برای مثال، احساس می کنند همیشه زمان بدی را در یک مهمانی می گذرانند و تمایل ندارند در کاری که از آن ها خواسته شده است، مشغول شوند. این افراد به این دلیل سمی هستند که افسردگی و منفی گرایی شان را به هر فردی که با آن ها دیدار می کند، پخش می کنند. آن ها انرژی افراد را کاهش می دهند و به دیگران احساس به دوش داشتن بار سنگین مسئولیت و درماندگی و ناامیدی می دهند.

افراد فضول

فرد فضول، مهاجم، گستاخ، خرده گیر، معتقد به عادل بودن خود، سخن چین، دارای شامه تیز و جسور است. مشکل این افراد سمی تنها ارتباط برقرارکردن با آن ها نیست، بلکه آن ها تمایل دارند زندگی تیره ای را برای دیگران ایجاد کنند. از آنجا که معمولا زندگی آن ها دلچسب نیست، بنابراین در زندگی افراد دیگر مشکل ایجاد می کنند. آن ها به زندگی فعال، مهیج و پربار دیگران حسادت می کند. افراد فضول از این نظر افرادی سمی هستند که می توانند موجب مشکلات شدید مالی، شغلی و شخصی در زندگی دیگران شوند.

خسیس ها

این افراد، خودخواه، انعطاف ناپذیر، ناایمن و عصبانی هستند. خسیس ها اغلب تصویر بزرگی از جهان ندارند و به جای آن بر پول هایی با رقم های پایین در زندگی تمرکز می کنند. این افراد شخصیت مادی خاصی دارند؛ برای آن ها عشق و عاطفه همانند پول است. آن ها به این دلیل سمی هستند که دیگران را هم از نظر اقتصادی و هم از لحاظ مسائل دیگر، مورد سوءاستفاده قرار می دهند.

خودشیفته ها

«برای من»، «خودم» و «من» جملاتی است که خودشیفته ها بر آن ها متمرکز هستند. آن ها افرادی خودخواه، خودپرداز، سطحی، خودبین، بی ملاحظه و از لحاظ اجتماعی فاقد شایستگی هستند. فرد خودشیفته عاشق این است که در آینه به خود نگاه کند و صدای صحبت کردن خود را بشنود. آن ها واژه های «من»، «برای من» و «خودم» را بیش از هر واژه دیگری می گویند و اغلب به جای گفت وگوی دوطرفه با دیگران و شنیدن صحبت های آن ها تنها خود صحبت می کنند و اجازه صحبت به فرد دیگری را نمی دهند. به نظر روان شناسان، خودشیفته ها سمی هستند؛ زیرا به دیگران این امکان را نمی دهند که در یک بحث یا یک رابطه سالم شرکت کنند و سهیم باشند.

 

منبع : سیمرغ

بازنشر : ایران گراند

 

جامعه سالم

 جامعه سالم


✅پروفسور منوچهر جعفریان، متخصص و پژوهشگر برجسته علوم تغذیه بعد از 45 سال دوری، به وطن بازگشته و حاصل یافته‌های علمی و آزمایشگاهی این محقق که نتیجه 25 سال تلاش مستمر اوست را با خود آورده است.

 یافته‌هایی که در ظاهر آنقدر ساده‌‌اند که عمل کردن به آن ها شوخی به نظر می‌رسد.