دانستنی های زندگی

دانستنی های تغذیه،خانه داری،روان شناسی،زناشویی ،تربیتی ،علمی و....

دانستنی های زندگی

دانستنی های تغذیه،خانه داری،روان شناسی،زناشویی ،تربیتی ،علمی و....

‍ ✍ نوبت عاشقی ...

‍ ✍ نوبت عاشقی ...

عاشقی، زندگی بدون اضطراب است...
زندگی با مهر ورزیدن و دوست داشتن است..
دوست داشتن جانی که ودیعه‌ای کوتاه مدت است، مراقبت از این جان که؛ کدر نشود ... چرک آلود نشود ....
محبت‌کردن و مهرورزی، حرمت به‌ حیات است.

هرگونه دشمنی و کینه که در دل بماند بار سنگینی است که روح و روان ما را می‌آزارد
و مسبب بیماری های جسمی  ناشناخته‌ ای می‌ شود که علم امروز به آن ها بیماری های روان‌تنی می‌گوید.

محققان جهان بخش عمده بیماری‌های قرن حاضر انسان را  ناشی از روان  مضطرب،
مشوش و در حال تضاد می دانند ،بیماری هایی که تاکنون حتی درمانی برای آن نداریم .

بیایید خود را با نگرشی جدید نگاه کنیم.
افکار خود را، برخورد‌های خود را با خود با خانواده و با دیگران نقادانه تفسیر کنیم.
بیایید صادقانه خودمان را بشناسیم، به بیماری ها، تنش‌ها و دغدغه‌هامان فکر کنیم.

تا عیب‌های خود را نشناسیم، نمی‌توانیم از دست‌ این خود و خودخواهی رها شویم.
بیایید خود را دریابیم.

      

چرا ما مخترع «فیس‌بوک» نشدیم؟


چرا ما مخترع «فیس‌بوک» نشدیم؟


مهرداد حجتی

شاید تابه‌حال کودکی از شما پرسیده باشد که چرا ما مخترع هواپیما نشدیم؟ یا مخترع قطار، اتومبیل، موبایل، کامپیوتر، ماهواره یا فضاپیما؟ شما چه پاسخی داده‌اید؟ آیا نسل امروز همچون آن کودک حق دارد بپرسد که سهم ما از این‌همه اختراع مهم در جهان چیست؟

وسایلی حیاتی که جهان را متحول و فرهنگ جوامع را نیز با خود دگرگون کرده‌اند. جهانی آکنده از وسایل جدید که بشر را به آینده می‌برند. جهان به‌سرعت با این وسایل مدرن به‌سوی هوشمندشدن می‌رود. تا آنجا که اتومبیل‌ها دیگر نیاز به راننده ندارند و خانه‌های هوشمند خود اداره امور را در دست گرفته‌اند!
در این سرعت سرسام‌آور تکنولوژی جای ما کجاست؟ ما در کجای این مسابقه قرار گرفته‌ایم؟ این‌همه دانش‌آموز نابغه که همه‌ساله مدال المپیاد علمی می‌گیرند، کجای این پیشرفت قرار دارند؟ این‌سو درون مرزها مشغول تولید تکنولوژی‌های مدرن‌اند؟ یا در آن‌سوی مرزها مشغول کار روی پروژه‌های جدیدند؟ پروژه‌هایی که فاصله آن کشورها را همچنان با ما زیادتر و رقابت با آن ها را روزبه‌روز برای ما ناممکن‌تر می‌کند. لابد خبر فرار مغز‌ها را شنیده‌اید؟
همان خبر که می‌گوید ایران در این مورد مقام اول را در جهان دارد. بزرگ‌ترین محصول صادراتی ما به‌جای کالا، انسان نخبه است! نخبه‌های جوانی که از مدارس ما بیرون می‌آیند تا آینده خود را در آن‌سوی مرزها جست‌وجو کنند! آرزوی آن ها راه‌یافتن به دانشگاه‌های معتبری است که نوابغ بسیاری در طول سالیان از آنجا فارغ‌التحصیل شده‌اند؛ دانشگاه‌هایی که گاه قدمتشان به چند قرن هم می‌رسد؛ همان دانشگاه‌هایی که بزرگان و مشاهیری را تربیت می‌کنند تا دنیای آینده را بسازند. بی‌دلیل نیست که آن دانشگاه‌ها معتبرند.
 از چنین جایی است که جوان رنگین‌پوست آفریقایی‌تباری می‌تواند به کاخ سفید راه پیدا کند تا سکان هدایت قدرتمند‌ترین کشور جهان را در دست بگیرد و نیز از چنین جایی است که جوان کم‌سن‌وسال نابغه‌ای می‌تواند با اختراع یک نرم‌افزار، جهان را به دورانی تازه پرتاب کند و میلیاردها نفر کاربر را در پی خود به آینده بکشاند. در چنین جایی است که پروژه‌های بزرگ علمی کلید می‌خورند و با فاصله کوتاهی سر از بازار درمی‌آورند.
دانشجو در چنین دانشگاهی به این باور می‌رسد که تحقق هر رؤیایی ممکن است. از همین‌ رو آرزوی هر جوان نخبه‌ای تحصیل در چنین دانشگاهی است.  او آرمانش را می‌خواهد در جایی جست‌وجو کند که احتمال تحققش در آنجا زیاد است. چون بعینه دریافته است در آنجا فاصله میان رؤیا تا واقعیت بسیار کوتاه است. 

«باراک اوباما» و «مارک زاکربرک» هر دو محصول چنین دانشگاهی‌اند، اما چرا جوان نخبه آرمان‌گرای ما راضی به ماندن در دانشگاه‌های خودمان نیست؟ به این دلیل که دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی ما افق روشنی پیش‌روی این جوان نخبه نمی‌گذارند. جوان با ورود به این مراکز همچنان نگران آینده خود است. چون نمی‌داند پس از فارغ‌التحصیلی چه آینده‌ای در انتظارش است؟ در اینجا دانشگاه کارخانه تحقق رؤیاهایش نیست. پس ترجیح می‌دهد رؤیایش را با خود به جایی ببرد که امکان تحققش در آنجا هست و این‌چنین او به جایی می‌رود تا هم آینده خود را بسازد و هم در ساخت آینده جهان نقش داشته باشد؛ آینده‌ای که محصول رؤیای هزاران نخبه چون اوست که به آنجا رفته‌اند!

منبع : روزنامه شرق - شماره ۲۸۷۸ - ۱۳۹۶ چهارشنبه ۱۰ خرداد

قصد چک کردن خط شما

قصد چک کردن خط شما


خبر  مهم :
سلام لطفا این خبر رو تا می توانیددرگروه ها منتشر کنید:

توجه!!
 در صورتی که با تلفن همراه شما تماسی بر قرار شد و درآن شخص یا اشخاصی ادعا کردند که از مهندسان شرکت مخابرات هستند و قصد چک کردن خط شما را دارند و از شما تقا ضا نمودند که هر عددی را شماره گیری کنید، بدون هیچ گونه شماره گیری فورا تماس را قطع کنید؛ چون شرکتی جعلی از این طریق به سیم کارت شما دسترسی خواهد یافت و از طریق خط شما و با هزینه شما تماس های تلفنی بر قرار خواهد کرد. تمامی کاربران تلفن همراه توجه داشته باشند که در صورتی که با شما تماسی برقرار شد و در نمایشگر گوشی شما این پیغام ظاهر شد( XALAN)، از پاسخ دادن به آن خودداری نمایید و تماس را به سرعت قطع کنید. در صورت جواب دادن به تماس گوشی شما ویروسی خواهد شد. این ویروس اطلاعات IMEI و IMSI را از روی گوشی و سیم کارت شما پاک خواهد کرد که این امر باعث قطع ارتباط شما با شبکه تلفن خواهد شد و شما مجبور خواهید شد گوشی دیگری خریداری نمایید. لطفا به منظور متوقف کردن این کار پیغام را برای دیگر دوستان نیز ارسال کنید.

منبع : پلیس فتا
لطفا سریع اطلاع رسانی فرمایید این ویروس بسرعت در حال پخش شدن است.

سوار بر اسب عادت ها

سوار بر اسب عادت ها


خیلی با آرامش و کند این مطلب را بخوانید

جنبش خزینه و سند ۲۰۳۰

♨️ جنبش خزینه  و سند ۲۰۳۰

"خزینه" حوضچه ای در حمام بود که مردم خودشان را در آن می شستند و آب می کشیدند و غسل می کردند.
البته آب خزینه ها معمولا کثیف بود و به راحتی می توان تصور کرد چنین حوضچه ای منبع پخش انواع و اقسام میکرب ها و شیوع بیماری ها به همه شهر بود.
به خصوص انواع بیماری های پوستی مانند تراخم و کچلی و بیماری های قارچی و آبله که در شهر ها بیداد می کرد.
معمولا حمامی ها بین دو نوبت مردانه و زنانه هم چوب درخت زالزالک را در خزینه می گرداندند و مو و چرک و کف صابون را جمع می کردند و مقداری آهک هم درون آن می ریختند، بلکه از آلودگی آن کمی کاسته شود.
از طرفی رضا شاه می دید نیروی کار در مملکت به علت بیماری و مرگ عملا در حال کاسته شدن است.
پس از پیگیری متوجه شد که یکی از علل اصلی مرگ و میر مردم، استفاده از خزینه هاست.
تا این که به فرمان رضا شاه رسما" استفاده از خزینه در حمام ها ممنوع اعلام شد.
اما داستان به اینجا پایان نیافت.
بعد از بسته شدن خزینه ها اعتراض برخی علما و روحانیون به خصوص روحانیت خراسان بلند شد.
آن ها حزبی به نام حزب خزینه تاسیس کردند و فریاد " وا اسلاما " سر دادند و استفاده از دوش به جای خزینه را از مظاهر غربگرایی اعلام کردند.
این علمای معظم، تنها آب خزینه را پاک و به اصطلاح " کُر " می دانستند و هر چه غیر از آن را را ناپاک و نجس اعلام کردند.
آیات عظام فتوا دادند که منع خزینه " غیرشرعی " است و با آبی که از شیر آب می ریزد، نمی توان غسل کرد.
بنابراین ممنوع کردن خزینه، عمل خلاف شرع رضا شاه، اعلام شد.
آن ها آب کر را آبی می دانستند که سه و نیم وجب در سه و نیم وجب در سه و نیم وجب باشد.
هر چند که درباره اندازه وجب توضیح ندادند!
در چنین آبی می توان وضو گرفت و غسل کرد، ولو در آن حیوانی یا انسانی ادرار کرده باشد.
به شرط آن که عین نجاست در آن دیده نشود و پس از ادرار، آب از خزینه سرریز شود!
بنابراین موضوع خزینه تبدیل شد به یکی از کشاکش های تاریخی بین برخی روحانیون و افرادی که میل به مدرن شدن جامعه داشتند و جنگی بر علیه "دوش حمام" آغاز شد!
جنبش خزینه و مخالفت هایی پیرامون آن شکل گرفت و برخی مومنین و متدینین هم تا سال ها پنهانی از خزینه استفاده می کردند و نقشه می ریختند که چگونه نیمه شب ها و به دور از چشم پاسبان ها و با چرب کردن سبیل حمامی خود را به خزینه برسانند.
تا کم کم به زور باطوم و دگنگ رضا شاه و به مرور زمان مردم به محاسن دوش پی بردند.
بعضی علما هم بالاخره فتوا دادند که دوش در حمام عیبی ندارد؛ به شرط آن که بعد از آن در خزینه غسل کنند!
بعدها فعالان جنبش خزینه فتوا دادند که می شود زیر دوش به جای غسل ارتماسی، غسل ترتیبی انجام داد و احکام و مسائل آن را مطرح نمودند.
اما روایت و جنگ علیه دوش و جنبش خزینه نه اول ماجرا بود و نه آخر ماجرا !
علما از مدرسه رفتن دختران و تاسیس مدرسه مدرن گرفته تا تاسیس رادیو و تلویزیون و تریبون به جای منبر و اصولا هر ابزاری که نیاز بشر امروز و نشانه پیشرفت بود، دخالت می کردند و از قرآن و دین مایه می گذاشتند و آن را خلاف شرع و خلاف احکام الهی اعلام می کردند و بقیه را غرب زده و طاغوتی اعلام می فرمودند!!!
جنگی که تا امروز به دیش ماهواره و اینترنت ادامه یافته و هنوز آتش بس اعلام نشده است!!!
 جنبش خزینه نه اول ماجرا بود و نه آخر ماجرا.
علما اولین بار که دوچرخه به ایران آمد، آن را ارابه جن معرفی کردند.
اما داستان شناسنامه از همه جالب تر بود :
اولین بار که اعلام کردند مردم برای گرفتن شناسنامه به شهربانی مراجعه کنند، علمای عظام فتوا دادند که این دسیسه انگلیس است تا نام دختران و همسران شما را بدانند!!!!!

و اینک  سند ۲۰۳۰ نیز همان مراحل خزینه، دوچرخه و شناسنامه را طی می کند.