دانستنی های زندگی

دانستنی های تغذیه،خانه داری،روان شناسی،زناشویی ،تربیتی ،علمی و....

دانستنی های زندگی

دانستنی های تغذیه،خانه داری،روان شناسی،زناشویی ،تربیتی ،علمی و....

ادای زندگی کردن!!

ادای زندگی کردن!!


یکی از بازیکنان تیم والیبال آمریکا، از خبرنگاری ایرانی که می خواست با او سلفی بگیرد، پرسید:

اینجا همه چرا آیفون دارند؟ هر جا می رویم وقتی با ما عکس می گیرند، همه آیفون های مدل بالا در دست دارند، چقدر آیفون اینجا طرفدار دارد، نکند کارخانه آیفون در ایران است!

باید به ایشون گفت :

نه تنها کارخانه آیفون، که کارخانه پورشه و بنز و مازراتی هم در ایران است !!

اصلا تمام برندهای بزرگ دنیا در ایران تولید می شود !

اما اشتباه نکنید، ما ثروتمند نیستیم، ما فقیران پولداری هستیم که از شدت مصرف گرایی افسار گسیخته و اشرافیت دروغین، در حال ترکیدنیم..

ما به هر قیمتی باید با کلاس باشیم !

ما پنج نفری تو آپارتمان شصت متری تو هم می لولیم، اما توی آشپزخانه پنج متریمون یخچال ساید بای ساید داریم !!

ما در تمام سال ، بیست هزارتومن خرج کتاب نمی کنیم، اما پنج میلیون تومن برای تلویزیون ال ای دی پول می دهیم !!

ما در روز ده دقیقه پیاده روی نمی کنیم، اما یه تردمیل آخرین مدل گوشه خانه مان خاک می خورد !

ما خودمان نیستیم !!

یک کپی دست چندم از دیگرانیم !!

ما حالمان خوب نیست !

و هرچی درونمان داغون تر و خراب تر و افسرده تر می شود،

بیرونمان شیک تر و خوشگل تر و با کلاس تر !

هرچی غم هایمان بیشتر می شود، سرخاب و سفیداب صورتمان بیشتر می شود !

ما شبیه هدیه ی ارزان قیمتی هستیم که یک کاغذ کادوی شیک و رنگارنگ، به دورش کشیده شده است...

یک حباب بزرگ پر شده از هیچ!


و ما امروزه زندگی نمی کنیم، ادای زندگی کردن را در میاریم!!

هشت سطح آگاهی

هشت سطح آگاهی
*************

در سطح اول آگاهی، شخصی که عملی اشتباه را انجام می دهد، اصرار دارد که عمل او درست بوده و دیگران را محکوم می کند. این شخص به خاطر اعتقاد عمیق برای انجام عمل اشتباه خود از هیچ کاری پروا نداشته و دست به انجام هر کاری می زند تا عملش را به کرسی نشاند.

در دومین سطح آگاهی، شخص پس از انجام عمل اشتباه خود، پی به اشتباه خود برده و از درون احساس پشیمانی می کند، ولی این پشیمانی را بروز نمی دهد.

در سومین سطح آگاهی، شخص در حین انجام عمل اشتباه خود، پی به اشتباه خود برده و دیگر آن را ادامه نمی دهد. شخص قادر به کنترل احساسات و افکار خود می باشد.

در چهارمین سطح آگاهی، شخص قبل از انجام عملی اشتباه متوجه آن عمل شده و آن را انجام نمی دهد.

در پنجمین سطح آگاهی، شخص خود عمل اشتباهی انجام نمی دهد، ولی اعمال اشتباه دیگران موجب آزار و خشم او می شود.

در ششمین سطح آگاهی، شخص عمل اشتباهی انجام نمی دهد و با دیدن اعمال اشتباه دیگران احساس ترحم و دلسوزی نسبت به آن ها می کند.

در سطح آگاهی هفتم، شخص عمل اشتباهی انجام نمی دهد و دیگران را قضاوت نمی کند.

سطح آگاهی هشتم همان عشق است.

نکته: حالا شما در کدام سطح آگاهی هستید؟

قتل عام انقلابی گنجشک ها به دستور مائو !


◀️قتل عام انقلابی گنجشک ها به دستور مائو !
 


✏️ در جریان برنامه جهش بزرگ در چین، حوزه های حزبی به  ️مائو رهبر انقلاب چین گزارش دادند که گنجشک ها بخش زیادی از محصولات کشاورزی را می خورند. مائو با جمع بندی نظریات ماموران حزبی ، فرمان قتل عام گنجشک ها را صادر کرد و از توده های مردم خواست که به عنوان وظیفه انقلابی گنجشک ها را نابود کنند.

معلمان در مدرسه با حرارت دانش آموزان را علیه گنجشک ها تحریک و گنجشک ها را عامل گرسنگی و کمبود مواد غذایی اعلام می کردند. دانش آموزان مدارس و نظامیان نقش مهمی در این جنبش ایفا کردند. هر دانش آموز به عنوان وظیفه انقلابی روزانه با تیرکمان تعداد معینی گنجشک را شکار می کرد. بچه ها لانه های گنجشک ها را ویران و تخم های آن ها را ازبین می بردند . نظامیان در سراسر کشور با زدن شیپور و طبل مانع نشستن گنجشک ها روی شاخه درختان می شدند. گنجشک ها روی هوا در اثر خستگی هلاک می شدند و سقوط می کردند.
خلاصه هر شهروند در هر کجا که بود، خود را در نابودی گنجشگ ها «آتش به اختیار» می دانست!!
تقریبا تمام  گنجشک ها در چند ماه قتل عام شدند و لاشه های آن ها با کامیون به حوزه های حزبی منتقل و پس از شمارش به دبیرخانه حزب در پکن گزارش می شد. اما داستان مطابق تئوری انقلابی صدر مائو پیش نرفت! ناگهان سر وکله ملخ ها در مزارع پیدا شد. در غیبت گنجشک ها تعادل اکوسیستم به هم خورده بود و جمعیت ملخ ها و دیگر آفات نباتی به صورت انفجاری افزایش یافته بود !

 معلوم شد که گنجشک ها فقط از دانه غلات تغذیه نمی کردند ،بلکه حشراتی مانند ملخ ها را هم می خوردند. به دنبال قتل عام گنجشک ها ، تولید محصولات کشاورزی به شدت پایین آمد و میلیون ها نفر بر اثر گرسنگی مردند. از بالا دستور آمد که گنجشک ها را نکشید، اما دیگر گنجشکی باقی نمانده بود!  مائو به اشتباه خود اعتراف نکرد.  اما تا چندسال یکی از واردات چین از اتحاد شوروی گنجشک زنده بود تا دوباره تعادل را به طبیعت برگردانند و جمعیت حشرات را با افزایش تعداد گنجشک ها کنترل کنند.

مفهوم توبه

مفهوم توبه


در اصل، این شب‌ها بهار توبه است و از هر وقت دیگری مطلوب‌تر است که انسان‌ها به آمرزش خواستن رو بیاورند.
 اگر کسی در این شب‌ها موفق به توبه‌ی واقعی شود، شب او شب قدر است.
یعنی دلش و حالش و جانش عوض شده‌است و همچنان که گفته‌اند، تقدیر سال و بلکه همه‌ی عمر آینده‌اش را رقم زده‌است.

اصلی‌ترین بهره‌ای که می‌توان برد، بهترین و شریف‌ترین میوه‌ای که از شاخسار رحمت خداوندی در این شب‌ها می‌توان چید، توفیق در توبه است که عبارت است از به خود آمدن و در پیش خود و خداوند، شخصیت خود را عریان نهادن و دفتر گذشته‌ی خود را ورق زدن، و در برابر خود عصیان کردن، و از افراط‌ها و تفریط‌ها ندامت حاصل کردن، به کژی‌ها و نقص‌های خود اعتراف کردن و از خداوند مغفرت خواستن و پشیمانی و تلخی ندامت را با ژرفای جان احساس کردن، و عزم اکید بر ترک گناهان و تغییر مسیر در باقی‌مانده‌ی عمر ورزیدن است.

توبه یکی از اصیل‌ترین مفاهیم دینی است. بیرون از دین، ما دگرگون شخصیت و تغییر منش و رفتار داریم، اما چیزی به نام توبه نداریم.
این مفهوم، یک مفهومی است که تنها در بستر اندیشه‌ی دینی می‌روید و انجام آن فقط برای انسان دیندار میسر است. بشارتی که خداوند به توبه‌کاران داده است و کرامت و مغفرتی که نصیب آنان می‌کند و آن پاکی و قدسیتی که پس از توبه دست می‌دهد، تنها برای یک انسان دیندار درک‌شدنی و حاصل‌شدنی است.

پیامبران هم در ابتدای ظهور و بعثت‌شان یکی از مهم‌ترین دعوت‌هایشان، دعوت به توبه بود و ندای «توبوا الی الله» سر می‌‌دادند. این توبه، هم روی‌دل با خدا کردن بود و دست از معبود‌های کاذب شستن و هم از گناهان عذر خواستن و دل را از گرد رذیلت پیراستن. عارفان و سالکان هم گفته‌اند که نخستین مرحله از مراحل سلوک، توبه است.
پس از این که تنبهی در کسی حاصل شد و در اثر ترغیب و توصیه‌ی صاحب‌دلی عزم کرد که در جاده‌ی سلوک دینی و اخلاقی پا بگذارد، باید که در مرتبه‌ی اول، بر خود و گذشته‌ی خود پا بنهد و تولد نوینی پیدا کند. توبه، پا نهادن بر گذشته‌ی خویش است.
ابتدا توبه کردن از گناه داریم و این نازل‌ترین مرتبه‌ی توبه است که البته مرتبه و مرحله‌ی فوق‌العاده مهمی است و آن را نباید کوچک شمرد؛ چراکه مبیّن و متضمّن شجاعت به اعتراف و شجاعت در مقام عمل است. سپس توبه از خیال را داریم، یعنی بر درِ دل نشستن و بیگانه را اذن ورود ندادن.

تکیه کردن بر خداوند در مقام توبه، از ویژگی‌های اندیشه‌ی دینی است. این فضیلت بیرون از دین یافت نمی‌شود. انسان اگر می‌توانست با خویشتن خویش هم‌آوردی کند و به تنهایی قدم بر سر نفس خود گذارد و گذشته‌ی خود را بشوید و جامه‌ی چرکین پیشین خود را درآورد و جامه‌ی پاک و پیراسته‌ی تازه بر تن کند، در مقام توبه این همه عذر نمی‌تراشید و این‌قدر از آن دور نمی‌ماند و این‌قدر اسیر غفلت نمی‌شد.
این کار به تنهایی شدنی نیست. نفس ما، یعنی همان که به ما جفا کرده است، بی‌جهت برنمی‌گردد و وفا نمی‌کند. کس دیگری را باید در میان آورد.
از جای دیگر باید مدد جست. قرآن به ما آموخته است که خداوند توّاب است. او نیز به سوی توبه‌گران گرایش دارد و توبه‌ی آن ها را می‌پذیرد. توّاب بودن خداوند یعنی این که در واقع، توبه از او شروع می‌شود و حداقل هنگامی که از این سو کسی بر توبه عزم می‌کند، خداوند نیز از آن‌سو دستش را می‌گیرد.

در این کشاکش دوسویه است که شخص از غربت و تنهایی، از ضعف و زبونی، بیرون می‌آید و نیرویی تازه می‌یابد. بر پیشینه‌ی خود که بر او چیره بود، غالب می‌شود و از پوسته ی پیشین خود می‌شکفد و بیرون می‌رود. اما توبه کردن در پیشگاه خداوند، تنها مددخواهی از وی نیست. اقرار کردن به گناه نیز می‌باشد.
پس در توبه، در وهله‌ی نخست، مفهوم گناه نهفته است.
اگر کسی یا کسانی به امری به نام گناه معتقد نباشند، توبه هم برای آن‌ها معنای روشنی نخواهد داشت. این تفکر را ادیان آموزش داده‌اند.

مولانا فرمود:
تو مگو ما را بر آن شه بار نیست
با  کریمان  کارها  دشوار  نیست
(مثنوی، دفتر اول، بیت ۲۲۱)

«با کریمان کارها دشوار نیست».
این لطیف‌ترین پیامی است که از عمق یک تجربه‌ی دینی برمی‌خیزد. کسانی که خداوند را می‌خوانند، او را باید به صفت کریم بخوانند و بدانند که راهشان برای ورود به محضر میزبانی کریم، کوتاه است و همان‌گونه که امام سجاد در دعای ابوحمزه ثمالی گفته‌اند:
«أَنَّ الرَّاحِلَ إِلَیْکَ قَرِیبُ الْمَسَافَةِ وَ أَنَّکَ لا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِکَ إِلا أَنْ تَحْجُبَهُمُ الْأَعْمَالُ دُونَکَ
کسی که به سوی تو سفر می‌کند، راهش نزدیک است و تو از کسی پنهان نمی‌شوی. بلکه مردم، به واسطه‌ی اعمالشان، از تو پنهان و دور می‌گردند.»

برگرفته از #حدیث_بندگی_و_دل‌بردگی

@DrSoroush