دانستنی های زندگی

دانستنی های تغذیه،خانه داری،روان شناسی،زناشویی ،تربیتی ،علمی و....

دانستنی های زندگی

دانستنی های تغذیه،خانه داری،روان شناسی،زناشویی ،تربیتی ،علمی و....

این مطلب را بخوانید و برنده شوید !!

این مطلب را بخوانید و برنده شوید !!
این مطلب را بخوانید و برنده شوید !!
برنده می گوید: امکان دارد.
بازنده
می گوید: غیر ممکن است.

برنده
می گوید: هم عقل هم احساس.
بازنده
می گوید: یا عقل یا احساس.

برنده
می گوید: بهتر است.
بازنده
می گوید: باید.

برنده
می گوید: بسیاری از موارد.
بازنده
می گوید: همه موارد.

برنده
می گوید: می آموزم.
بازنده
می گوید: آموخته ام.

برنده
می گوید: کمتر می پسندم.
بازنده
می گوید: متنفرم.

برنده
گوش می دهد.
بازنده
فقط منتظر رسیدن نوبت خود، برای حرف زدن است.

برنده
می گوید: شاید راه بهتری هم وجود داشته باشد.
بازنده
می گوید: تا بوده همین بوده و هست.

برنده
می گوید: میلیون ها رنگ.
بازنده
می گوید: سیاه و سفید.

برنده
می گوید: اشتباه کردم.
بازنده
می گوید: تقصیر من نبود.

برنده
می گوید: راه حل چیست.
بازنده
می گوید: مقصر کیست.

برنده
با جبران اشتباهش، تاسف و پشیمانی خود را نشان می دهد.
بازنده
می گوید : "متاسفم"، اما در آینده اشتباه خود را تکرار می کند.

برنده
از میانه روی و نرمش خود احساس قدرت می کند.
بازنده
هرگز میانه رو و معتدل نیست، گاهی از موضع ضعف و گاهی همچون ستمگران فرودست رفتار می کند.

برنده
به افراد برتر از خود، احترام می گذارد و سعی می کند تا از آنان چیزی بیاموزد.
بازنده
از افراد برتر از خود، خشم و نفرت داشته و در پی یافتن نقاط ضعف آنان است.

برنده
  تعامل را می شناسد.
بازنده
فقط جنگ یا سازش را می شناسد.

برنده
ارزیابی درستی از توانایی های خود داشته و هوشمندانه از ناتوانی های خود، آگاه است.
بازنده
از توانایی ها و ناتوانی های واقعی خود بی خبر است.

برنده
مشکل بزرگ را به اجزای کوچک تر تفکیک می کند، تا حل آن آسان گردد.
بازنده
مشکلات کوچک را آن چنان به هم می آمیزد که دیگر قابل حل شدن نیستند.

برنده
می داند که اگر به مردم فرصت داده شود، مهربان خواهند بود.
بازنده
احساس می کند که اگر به مردم فرصت داده شود، نامهربان خواهند شد.

برنده
از اشتباهات خود درس می گیرد.
بازنده
از ترس مرتکب شدن اشتباه، یادگرفته که اقدام به هیچ کاری نکند.

برنده
می کوشد تا مردم را هرگز نیازارد، مگر در مواقع بسیار نادری که یک دل آزاری کوچک شادمانی بزرگی را در پی داشته باشد.
بازنده
نمی خواهد به عمد دیگران را آزار دهد، اما ناخودآگاه همیشه این کار را می کند.

برنده
ثروت را وسیله ای برای لذت بردن از زندگی می داند.
بازنده
مال اندوزی را هدف خود قرار می دهد.

برنده
ترجیح می دهد که، خود را مسئول شکست هایش بداند و وقت زیادی را صرف عیب جویی از دیگران نمی کند.
بازنده
شکست های خود را ناشی از زمین و زمان و دیگران می داند .      

برنده
می داند که نارسایی های او جزیی از شخصیت وجودی اوست، در حالی که می کوشد تا آثار ناگوار این نقایص را بزداید.او هرگز تاثیر آن ها را انکار نمی کند.
بازنده
از این که خود و یا دیگران به نقایص وی آگاهی یابند، هراسان است.

برنده
می داند که کدام تصمیم ها را به طور مستقل بگیرد، و کدام یک را پس از مشورت با دیگران حتی بازندگان اجرا نماید.
بازنده
یا رهرو دیگران است یا ادعای رهبری دارد.

برنده
نسبت به پیرامون خود حساس است.
بازنده
فقط نسبت به احساسات خود حساس است.

برنده
در وجود یک آدم بد، خوبی ها را می جوید و روی همین قسمت کار می کند.
بازنده
در وجود یک انسان خوب، بدی ها را می جوید. از این رو، به سختی می تواند با دیگران همکاری کند.

برنده
در عین حال که تعصبات خود را می پذیرد، تلاش می کند که در هنگام قضاوت کردن بر این تعصبات غلبه کند.
بازنده
منکر وجود هرگونه تعصب در خود است، و بنابراین در سراسر عمر، اسیر تعصبات خویش خواهد بود.

برنده
از افکار نو استقبال می کند و کنجکاو است.
بازنده
از افکار نو هراسان می شود و فرار می کند.

برنده
سعی می کند که رفتارهای خود را براساس نتایج منطقی آن ها قضاوت کند، و رفتارهای دیگران را، براساس قصد و نیت آن ها ارزیابی کند.
بازنده
رفتارهای خود را بر اساس قصد و نیت خویش و رفتارهای دیگران را بر اساس نتایج آن ها ارزیابی می کند.

برنده
ممکن است نکوهش کند، اما می بخشد.
بازنده
ضعیف تر از آن است که ببخشد و با خشونت طرد می کند.

برنده
می خواهد مورد احترام دیگران باشد، اما ذهنش را درگیر آن نمی کند.
بازنده
برای رسیدن به این هدف، دست به هر کاری می زند، اما سرانجام، با شکست روبه رو می شود و به هدف اش نمی رسد.

برنده
حتی زمانی که دیگران وی را به عنوان یک خبره می شناسند، می داند که، هنوز خیلی چیزها را نمی داند.
بازنده
می خواهد که دیگران او را یک خبره بدانند، و این نکته که : "بسیار کم می داند" را، هنوز نیاموخته است.

برنده
گشاده روست، زیرا که می تواند بی آن که خود را تحقیر کند، بر خطاهای خویش بخندد.
بازنده
چون حتی در خلوت خویش، خود را پست و حقیر می شمارد، در حضور دیگران نیز قادر به خندیدن بر خطاهای خود نیست.
 
برنده
نسبت به ضعف های دیگران، غمخواری می کند، زیرا ضعف های خود را درک نموده و آن ها را پذیرفته است.
بازنده
دیگران را به دلیل ضعف هایشان خوار و خفیف می شمارد، زیرا وجود ضعف در درون خود را، انکار نموده و پنهان می کند.
 
برنده
از تلاش خود معجزه می سازد
بازنده
بدون تلاش، به انتظار معجزه می نشیند.

برنده
تا دم مرگ بیشتر از آنچه که از دیگران می گیرد، می دهد.
بازنده
تا پای جان از این توهم دست بر نمی دارد که، "پیروزی" یعنی بیش از آنچه که می دهی، بستانی.

برنده
هنگامی که می بیند راهی را که در پیش گرفته است، با مسیر زندگانی او سازگار نیست، هراس از ترک کردن آن، ندارد.
بازنده
"نیمه ی راهی" را در پیش گرفته و به آن، ادامه می دهد، و اهمیتی نمی دهد که سرانجام به کجا منتهی می شود.

  منبع:http://www.irannaz.com/news_detail_11573.html

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد