قتل های ناموسی وحشیانه
گاه در گوشه و کنار این کشور قتل هایی از روی تعصب ، بدبینی یا شتاب در داوری روی می دهد که وجدان هر انسان را متاثر می کتد.
برای این که عمق وضعیت رقت بار روشن تر شود، اجازه دهید چند خطی از
کتاب «فاجعه خاموش (قتل های ناموسی)» به قلم پروین بختیار نژاد را در
اینجا نقل کنم.
"شیدا زن 16 ساله مریوانی که یک کودک 2 ساله نیز داشت ... در حال حرف زدن
با مردی در خیابان توسط برادرش به قتل رسید.
مردی به علت سوءظن به همسرش او را پس از 29سال زندگی مشترک در برابر
دیدگان فرزندانش به قتل رساند.
خانوادهای در خوزستان در کیف دختر خود کارت تبریکی بدون امضاء یافتند.
دختر توسط عمویش به قتل رسید و خانواده آن دختر قاتل را بخشیدند.
سعیده دختر 14 ساله بلوچستانی به دلیل شک پدر به او، به وسیله پدر، برادر
و دوستان برادرش سنگسار شد و به قتل رسید.
دلبر خسروی، دختر 17 سالهای در دهی نزدیکی مریوان، به دلیل داشتن قصد
طلاق از همسر ناخواسته و اجباری خود، توسط پدرش سر بریده شد.
مردی 46 سالهای همسر صیغهای و نوجوانش را که 15 سال بیشتر نداشت، به
دلیل سوءظن با ضربات چاقو مجروح کرد و مردی که در خیابان در حال حرفزدن
با او بود ، او را نیز با ضربات چاقو به قتل رساند.
در دزفول، جاسم که خود دارای سه زن بوده، دختر 15 سالهاش را به دلیل
این که فکر میکرد عمویش به او تجاوز کرده، سر برید.
باز در دزفول، مردی با سوءظن به همسر دومش و با ادعای این که پسرش متعلق
به او نیست، سر وی و فرزند 7 سالهاش را برید.
زهرا دختر 7 ساله اهوازی زمانی که مادرش بر سر اختلافی با شوهرش (پدر
زهرا)، به همراه وی به منزل پدریاش میرود، پس از بازگشت مورد سوءظن پدر
خود قرار میگیرد. پدر به زهرای 7 ساله شک میکند که شاید زمانی که او در
منزل پدربزرگش بوده، مورد تجاوز داییاش قرار گرفته باشد. وی با این
سوءظن به دست پدر کشته میشود."
پروین بختیارنژاد در این کتاب تلاش کرده نمایی از فاجعه خاموش را به ما
نشان دهد. مردهایی که او به ما نشان می دهد، مردهایی که سر دختر 7 ساله،
خواهر 17 ساله و زن 15 ساله خود را می برند، مردهایی که هیچ کدام "مرد
رشتی" نیستند. اینان همه مردان باغیرتی هستند که از ناموس خود دفاع می
کنند و واکنش آن ها همخوان با انتظارات فرهنگی ماست، و از این رو برای ما
خنده دار نیست!
ولی آیا واقعا این طور است؟ آیا ماجرای قتل های ناموسی گریه آور نیست؟ اگر
ما واقعا از هر مردی که زن یا دختر یا خواهر خود را با مرد دیگری می بیند،
انتظار نداریم که دست به جنایت بزند، چرا به جوک های رشتی می خندیم؟ وقت
آن نرسیده که از خود بپرسیم فرهنگ خشونت ناموسی را چرا پذیرفته ایم؟